خردمندان گشادهرويند
خردمندان گشادهرويند. انگار آرامش آنان ريشه در گشادهروييشان دارد يا گشادهروييشان برآمده از آرامش است. آنان ميتوانند ديگران را كه دچار پريشاني و نگراني هستند،…
خردمندان ميآموزند كه
خردمندان ميآموزند كه ترسي به دل راه ندهند، بلكه به دشواريها خوشامد بگويند، چون در فرايند كامل رويارويي با دشواريها و از بين بردن آنهاست…
خردمندان از افراد نادان
خردمندان از افراد نادان بيشتر ميآموزند تا افراد نادان از خردمندان. (نامشخص)
خردمندان هميشه همه چيز
خردمندان، هميشه همه چيز را نميدانند. (رالف والدو امرسون)
خردمندان و دانشمندان
خردمندان و دانشمندان سرزمينم؛ آزادي زمينهاي كشور با سپاه من و تربيت نسلهاي آينده با شما. اگر سخن شما مردم را آگاهي بخشد ديگر نيازي…
خردمندانهترين
خردمندانهترين انديشههاي ما (اگر بتوان واژهي خرد را به بشر نسبت داد)، آلوده به اميدها و ترسهايمان هستند. (نامشخص)
خردمندي كه سازوار با
خردمندي كه سازوار با اصول و قرارداد است، هميشه تماشاگر چيزي است كه به راستي روي ميدهد. شما بايد به پشت سر خود بنگريد تا…
خردمندترين فرد كسي است
خردمندترين فرد كسي است كه حتي يك دَم هم گمان نكرده خردمند است. (نامشخص)
خردمندي كه بخشنده و
خردمندي كه بخشنده و دانشور و دادگر و نجيب باشد، هرگز بدخو نمي شود. (بزرگمهر)
خرده سنگ را به كوزه بزني
خرده سنگ را به كوزه بزني و يا كوزه را روي سنگ بيندازي، باز هم شكست با كوزه است. (مثل يوگسلاوي)
خردمندي يعني دانستن
خردمندي، يعني دانستن اينكه چه زمان، كره روي نان نميماند. (مثل هلندي)
خرده گيري به ندرت اما
خرده گيري، به ندرت، اما كار، هميشه، شما را به جايي مي رساند. (زيگ زيگلار)
خردهگيري فرزندانتان به
خردهگيري فرزندانتان، به اين چَم نيست كه شما پدر و مادر بدي هستيد؛ بلكه به اين چَم است كه شما پدر و مادر آنها هستيد؛…
خردها از اساس با يكديگر
خردها از اساس با يكديگر اختلاف دارند، اما با ملاحظات صرفاً كلي نمي توان به اين تفاوتها پي برد. (آرتور شوپنهاور)
خردهگيري هنريست
خردهگيري، هنريست پيچيده و دشوار؛ با بيباكي، نه بايد خرده گرفت و نه خردهگيري را پذيرفت. (لئوبوسكاليا)
خردورزان هميشه به راه
خردورزان هميشه به راه آزادگان و راستان مي روند. (بزرگمهر)
خردي كه تنها از كتابها
خردي كه تنها از كتابها به دست آمده باشد، خرد نيست. (هوراس)
خرسندترين آدم كسي است كه
خرسندترين آدم كسي است كه دل از مهر و موافقت گردان سپهر برگيرد. (بزرگمهر)
خستگي خود عامل توليد
خستگي، خود عامل توليد كننده نگراني است و يا دست كم فرد را براي نگران شدن آماده مي كند. (ديل كارنگي)
خستگي مرگ ناتمام است و
خستگي، مرگ ناتمام است و اگر دوام يافت، مرگِ تمام ميشود. (نامشخص)
خسته دلان خورشيد را
خسته دلان خورشيد را سرزنش مي كنند، براي آنها ارزش درخت به سايه است. (نيچه)
خسيس براي ثروت خود
خسيس براي ثروت خود نگهبان است و براي وراث، انباردار. (بوذرجمهر)
خشك سالي و بيماري در
خشك سالي و بيماري در مقام مقايسه با جنگ، چيزي نيست زيرا خود اين دو نيز ناشي از پيامدهاي دشوار و ناهنجار جنگ هستند. (ويكتور…
خشم بيزاري بدخواهي
خشم، بيزاري، بدخواهي، حسد [ =چشم تنگي ] و كين خواهي، شادماني انسان را مي ربايد و بيماري و شكست و فقر مي آورد. (فلورانس…
خشم با ديوانگي آغاز مي
خشم با ديوانگي آغاز مي شود و با پشيماني پايان مي پذيرد. (فيثاغورث)
خشم زن مانند الماس است
خشم زن مانند الماس است؛ مي درخشد، اما نمي سوزاند. (تاگور)
خشم را با مهرباني بدي
خشم را با مهرباني، بدي را با خوبي، آزار را با بخشش و دروغ را با راستي فرو بنشانيم. (نامشخص)
خشم غضب و گرايش به
خشم، غضب و گرايش به تسويه [ =درست كردگي ] حساب و گذاشتن حق ديگري كف دستش، همهي اينها روح خودتان را ميفرسايد. (كاترين پاندر)
خشم شما را خوار ميكند
خشم، شما را خوار ميكند، در حالي كه بخشايش، شما را وادار ميكند تا فراتر از آنچه هستيد، رشد كنيد. (شري كارتر اسكات)
خشم قدرت تشخيص
خشم، قدرت تشخيص [=بازشناختن] تو را در پس حجاب مينشاند و توان تجربهآموزي از كارهاي نادرست را از تو ميستاند؛ و چون توان تميز از…
خشم گرفتن انتقام اشتباه
خشم، گرفتن انتقام اشتباه ديگران از خودمان است. (الكساندر پوپ)
خشم گرفتن و مجازات كردن
خشم گرفتن و مجازات كردن از انگاره ي حيواني مان بر جاي مانده است. آدمي تازه زماني سخنگو مي شود كه اين هديه ي سنگين…
خشم نابيناترين
خشم، نابيناترين، شديدترين و زشت ترين اندرزگويان است. (نامشخص)
خشم و دشمني را به درگاه
خشم و دشمني را به درگاه مردان با اراده راهي نيست. (سقراط)
خشم نمي گذارد كه انسان
خشم نمي گذارد كه انسان، پيش چشم خود را ببيند و سبب همه ي تصميم گيري هاي نادرست است كه به شكست مي انجامد. (فلورانس…
خشم و رنجش همچون نوشيدن
خشم و رنجش همچون نوشيدن زهر و سپس، اميد به نابودي دشمنان است. (نلسون ماندلا)
خشم و غضب را به درگاه
خشم و غضب را به درگاه مردان با اراده راهي نيست. (سقراط)
خشنود بودن نسبت به هر
خشنود بودن نسبت به هر آنچه انسان دريافت مي كند، شيوه ي تفكر بردگان است. (فرناندو پسوا)
خشنودي راستين زماني
خشنودي راستين، زماني فراهم مي شود كه زندگي را به گونه اي سر راست تجربه كنبد، نه از راه داوري در مورد كارهايي كه انجام…
خشونت براي آدميان
خشونت براي آدميان، وارونه كردن روند تكامل و رفتار برخلاف ژرفترين فطرت آنها، يعني عشق، بردباري و توانايي بخشودن است. (اكنات ايسواران)
خشونت خشونت را به سوي
خشونت، خشونت را به سوي خود ميكِشد، و محبت، محبت بيشتر. (جك كانفيلد)
خشونت هرگز خشونت را از
خشونت، هرگز خشونت را از بين نميبرد، بلكه تنها بر شدت آن ميافزايد؛ در حالي كه با پايبندي بيكم و كاست به عدم خشونت، در…
خشونت و نرمي از يكديگر
خشونت و نرمي از يكديگر جدايي ناپذيرند. هيچ چيز به اندازه ي پنجه ي يك گربه نرم نيست، ولي يك گربه بدون چنگال اش، ديگر…
خط مستقيم نه تنها در
خط مستقيم نه تنها در هندسه، بلكه در اخلاقيات هم كوتاهترين راه است. (نامشخص)
خطا پديد آورنده ي حقيقت
خطا پديد آورنده ي حقيقت است. (گوستاو لوبون)
خطا اگر ندانسته انجام
خطا اگر ندانسته انجام شود اشتباه است و اگر دانسته، تبهكاري است. (برتولت برشت)
خطا كردن و آن را اصلاح
خطا كردن و آن را اصلاح ننمودن، خود به منزله ارتكاب خطاي ديگري است. (كنفوسيوس)
خطا كردن يك كار انساني
خطا كردن يك كار انساني است، اما تكرار آن يك كار حيواني. (آناتول فرانس)
خطا و خرافه هيچ گاه به
خطا و خرافه هيچ گاه به آن اندازه كه لباس دانش بر تن آن باشد خطرناك و زيان بخش نخواهد شد. (نامشخص)
خطاست اگر بينديشيم كه
خطاست اگر بينديشيم كه عشق، نتيجه ي همنشيني درازمدت و با هم بودني مجدانه است. عشق، ثمره ي خويشاوندي دو روح آشناست و اگر اين…
خطاكارترين افراد كساني
خطاكارترين افراد كساني هستند كه عيب ديگران را مي بينند. (فرانسيس بيكن)
خطاها گناهها و ناكامي
خطاها، گناهها و ناكامي هاي بيشتر مردم از نداشتن اراده است. (نامشخص)
خطاهاي بشري اول رهگذر
خطاهاي بشري اول رهگذر، بعد ميهمان و چندي نمي گذرد كه صاحبخانه مي شوند. (فرانسوا ولتر)
خطاهاي ديگران را چون
خطاهاي ديگران را، چون خطاهاي خود تحمل كن. (نامشخص)
خطاهاي كودكان به گردن
خطاهاي كودكان به گردن والدين است. (مثل آفريقايي)
خطايي عظيم تر از اين
خطايي عظيم تر از اين ممكن نيست كه تصور رود آنچه اخيراً نوشته شده همواره كاملتر است؛ كه آنچه جديداً نوشته شده پيشرفتي است بر…
خطاهايي كه برندهها
خطاهايي كه برندهها انجام ميدهند به مراتب بسيار بيشتر از خطاهايي است كه بازندگان انجام ميدهند و به همين دليل است كه آنها برندهاند. (اندرو…
خطر خوشبختي در اين است
خطر خوشبختي در اين است كه آدمي در هنگام خوشبختي هر سرنوشتي را مي پذيرد و هركسي را نيز. (نيچه)
خطر را پيشه ساختي و درين
خطر را پيشه ساختي و درين چيزي نيست كه سزاوار سرزنش باشد. (نيچه)
خطرناكترين دوست ما
خطرناكترين دوست ما عزيزترين دوست ماست؛ زيرا رازهاي ما با اوست. (نامشخص)
خطرناكترين هوادار كسي
خطرناكترين هوادار، كسي است كه با رويگرداندن وي از حزب، آن حزب به تمامي نابود مي شود و البته بهترين هوادار هم اوست. (نيچه)
خلاصه كوتاه كردن
خلاصه [ =كوتاه ] كردن جهان آفرينش در يك نفر و بزرگ كردن يك نفر تا مقام خدايي، عشق يعني اين. (ويكتور هوگو)
خلاقيت آفرينندگي با
خلاقيت [=آفرينندگي]، با كار سخت افزايش مييابد. (كيم وو چونگ)
خلاقيت باعث پرورش قدرت
خلاقيت باعث پرورش قدرت انطباق پذيري مي شود. (جان ماكسول)
خلاقيت حقيقي كل زندگي را
خلاقيت حقيقي كل زندگي را در بر مي گيرد و به وسيله ي ابزارهايي از شهود بيان مي شود كه فراسوي منطق و آن چيزي…
خلاقيت يعني بهترين
خلاقيت يعني بهترين استفاده از داشته ها و شرايط كنوني. (نامشخص)
خم مي شوم اما خُرد نمي
خم مي شوم، اما خُرد نمي شوم. (نامشخص)
خموشي دري به سوي نگاه
خموشي، دري به سوي نگاه ژرفتر است. (ارد بزرگ)
خم هر ساقه نتيجه ي وجود
خم هر ساقه نتيجه ي وجود تعادلي است در ميان بلندي و نرمي اش و همچنين سنگيني تخمه اي كه بر فرق آن ساقه مي…
خنده اي كه با ديگران
خنده اي كه با ديگران شريك ميشوي، عشقي است كه شنيده ميشود. (نامشخص)
خنده بدبختي را از بين
خنده، بدبختي را از بين مي برد. خنده به انسان مي آموزد كه حتي در سخت ترين شرايط، خونسرد بماند و وجود خود را چندان…
خنده بزرگترين آرامبخش
خنده، بزرگترين آرامبخش طبيعيست. (پرمودا باترا)
خنده بُرسي است كه تار
خنده، بُرسي است كه تار عنكبوتهاي قلب را ميزدايد. (نامشخص)
خنده بزرگترين تقويت
خنده، بزرگترين تقويت كنندهي وجود است. (پرمودا باترا)
خنده بهترين اسلحه جنگ
خنده، بهترين اسلحه جنگ با زندگي است. (آناتول فرانس)
خنده بهترين داروها است
خنده بهترين داروها است. (مثل آلماني)
خنده خورشيدي است كه
خنده، خورشيدي است كه زمستان را از نژاد انساني دور ميكند. (ويكتور هوگو)
خنده ديدگاه تان را
خنده، ديدگاه تان را تغيير مي دهد، زماني كه احساس خوبي نداريد، روحيه تان را عوض مي كند و هنگامي كه احساس ضعف مي كنيد…
خنده دار است كه كساني كه
خنده دار است كه كساني كه دل و جرات خطر كردن ندارند و كساني كه جرات آن را دارند، به يك اندازه مي ترسند. تفاوت…
خنده سختي ها و مشكلات
خنده، سختي ها و مشكلات زندگي را كوچك و رنجهاي روحي را محو مي كند. (نامشخص)
خنده طبيعي فرياد موتور
خنده طبيعي، فرياد موتور نيرومند بدن است. (آناتول فرانس)
خنده قدرت ميآورد
خنده، قدرت ميآورد. (پرمودا باترا)
خنده نزديكترين فاصله
خنده، نزديكترين فاصله بين دو نفر است. (نامشخص)
خنده هديهاي است كه
خنده، هديهاي است كه بايد آن را باز كنيد. (نامشخص)
خنده يعني ديدن درون
خنده يعني ديدن درون چيزها. (نيچه)
خندهي عميق زندگي عميق
خندهي عميق، زندگي عميق است. (نامشخص)
خنديدن با كسي ديگر
خنديدن با كسي ديگر، معجزه آفرين است. (شري كارتر اسكات)
خنديدن همهي مرزهاي
خنديدن، همهي مرزهاي محدود انديشه را ويران ميكند و آمادگي انسان را براي پذيرش هر رويدادي بالا ميبرد. (استيو چندلر)
خنديدن سبب خواهد شد كه
خنديدن، سبب خواهد شد كه مركز توجه خود را دگرگون سازيد و زنجيرهي رفتاري را كه هميشه به يك شكل ثابت و دگرگونيناپذير تكرار ميشد،…
خنديدن يعني استقبال
خنديدن يعني استقبال ناملايمات با خاطري آسوده. (نيچه)
خوار نمودن هر آيين و
خوار نمودن هر آيين و نژادي، به كوچك شدن خود ما خواهد انجاميد. (ارد بزرگ)
خوار كردن ديگران با هدف
خوار كردن ديگران با هدف بزرگ نمودن خودمان، نشان ناتوانيست. بيشتر سبب دلسوزي است تا خواري؛ چرا كه نشان ميدهد چه نوميدانه آرزو ميكنيم كه…
خوار و ناچيز شدن مرگ
خوار و ناچيز شدن مرگ، يكي از مهمترين راههاي خوشبختي است. (نامشخص)
خوارترين كارفرما كسي است
خوارترين كارفرما كسي است كه با ندادن و يا كم كردن دستمزد زيردست، فرمانروايي مي كند. (ارد بزرگ)
خواست چيرگي بر حسي عاطفي
خواست چيرگي بر حسي عاطفي در نهايت خود خواسته يك يا چند حس عاطفي ديگر است. (نيچه)
خواستار سعادت ديگران
خواستار سعادت ديگران بودن بزرگترين خوشبختي ها است. (نامشخص)
خواست حقيقت به معناي
“خواست حقيقت” به معناي “خواست فريب نخوردن” نيست، بلكه الزاماً به معناي “خواست فريب ندادن ديگران و فريب ندادن خويشتن” است؛ چيزي كه ما را…
خواستن آزادي بخش است
خواستن آزادي بخش است. (نيچه)
خواستن تنها مكانيزمي
خواستن تنها، مكانيزمي آنقدر رايج است كه تقريباً از نظر پوشيده مي ماند. (نيچه)
خواستن توانستن است؛
خواستن توانستن است؛ بخواه تا بتواني. (نامشخص)





