ثروتها و نام آوريهايي كه
ثروتها و نام آوريهايي كه زاده ي يك لحظه از عمر اند در يك لحظه از زمان فنا مي شوند. (آندره موروا)
ثروتهاي وجودي هر كدام از
ثروتهاي وجودي هر كدام از ما از گنجهاي افسانه اي علي بابا بيشتر است. (ديل كارنگي)
ثروتي كه در قلب شماست
ثروتي كه در قلب شماست، از ذهن شما سرچشمه ميگيرد. بنابراين، ذهن خود را پرورش دهيد تا بيشتر بخشش كند و آسوده از پريشاني شود….
ثمره كشتن كشته شدن است
ثمره كشتن، كشته شدن است. (ارد بزرگ)
ثمره و نتيجهي استقلال
ثمره و نتيجهي استقلال راي نسبت به همرنگي با جماعت، قابل سنجش نيست. (وين داير)
جادهاي كه از چشم تا قلب
جادهاي كه از چشم تا قلب كشيده شده است، از ميان خرد گذر نميكند. (نامشخص)
جالب ترين و برانگيزاننده
جالب ترين و برانگيزاننده ترين افراد، آنهايي هستند كه به آنچه در پيرامون شان رخ مي دهد، توجه زيادي دارند. (ريچارد تمپلر)
جام عمر را جز با مي
جام عمر را جز با مي دلدادگي به خرد و دانش پر مكن. (ارد بزرگ)
جامعه اي كه مهارت در
جامعه اي كه مهارت در لوله كشي را تحقير مي كند، چون كاري پيش پا افتاده است و هر سخن مهمل فلسفي را بر مي…
جامعه مثل آب نمك است؛
جامعه مثل آب نمك است؛ شنا كردن در آن بد نيست، اما بلعيدنش وحشتناك است. (نامشخص)
جامعه زماني حكمت و سعادت
جامعه زماني حكمت و سعادت مي يابد كه مطالعه، كار روزانه اش باشد. (سقراط)
جامعه همان تجلي همبستگي
جامعه همان تجلي همبستگي اجتماعي است نه سود شخصي. (نامشخص)
جامعه وجود ندارد جوامع
جامعه وجود ندارد، جوامع وجود دارد. (نامشخص)
جامعه ي آزاد جامعه اي
جامعه ي آزاد جامعه اي است كه افراد منزوي در آن امنيت كامل داشته باشند. (نامشخص)
جامعهاي كه شايستگي
جامعهاي كه شايستگي توليد و نوآوري را بستايد، شكست نميخورد. (كيم وو چونگ)
جامه ي برازنده ي
جامه ي برازنده ي پارسايان، كه نمي توان بهايي بر آن نهاد، از تار و پود جان است. (كريستين بوبن)
جامهاي يكديگر را پر
جامهاي يكديگر را پر كنيد، اما از جام واحد ننوشيد. (جبران خليل جبران)
جان آدمي چه اندوهگين
جان آدمي چه اندوهگين است، هنگامي كه اندوهاش از عشق است. (ويكتور هوگو)
جان را به هيجان آوريد
جان را به هيجان آوريد، آنگاه آب و هوا و دهكده و شرايط شما در دنيا همگي ناپديد مي شوند، دنيا استواري خود را از…
جان زماني كه به او جا
جان، زماني كه به او جا بدهيم پديدار مي شود. (نامشخص)
جانبداري خودتان از
جانبداري خودتان از خودتان، مهمترين عامل خوشبختي و كاميابي شما است. (نامشخص)
جانوري كه طعمه ي خود را
جانوري كه طعمه ي خود را با دندان مي درد نيز ممكن است خوشبخت باشد، ولي تنها انسان مي تواند نسبت به همنوع خود محبت…
جاه طلبي آدميزاد تا
جاه طلبي آدميزاد، تا آنجا كه من مي شناسم اش، نمي پرسد بار ديگر چگونه رفتار كنم كه رخصت [ =اجازه ي ] سخن گفتن…
جاه طلبي شهوتي است كه
جاه طلبي شهوتي است كه هرگز فرو نمي نشيند، بلكه با لذتي كه از آن فراهم مي شود پيوسته مشتعل تر و جنون آميز تر…
جاهطلبيهاي كوچك خود را
جاهطلبيهاي كوچك خود را كنار بگذاريد؛ بياييد و دنيا را رهايي بخشيد. (نامشخص)
جاودانگي عشق را بايد در
جاودانگي عشق را بايد در تداوم آن جست و جو كرد. (نامشخص)
جاي شگفتي نيست كه بيشتر
جاي شگفتي نيست كه بيشتر مردم، سخنان ما را نپذيرند؛ زيرا انديشهاي كه ما دربارهي آن گفتگو ميكنيم، آنها هرگز اجراي آن را در كردار…
جاي نهايت خوشبختي است كه
جاي نهايت خوشبختي است كه علم با كشفيات “ثابت و ماندگار” خويش، هميشه انگيزه هايي براي كشفيات جديد به ما مي دهد. (نيچه)
جايگاه ارزيابي و نقد شما
جايگاه ارزيابي و نقد شما بر كاركرد ديگران مي تواند شروع نخستين گام شما براي سازندگي باشد. (ارد بزرگ)
جايگاه دانش در مغز است و
جايگاه دانش در مغز است و جايگاه خرد در جان. شكي نيست كه اگر احساس درستي نداشته باشيم، به نادرست داوري ميكنيم. (نامشخص)
جايگزيني براي شخصيت وجود
جايگزيني براي شخصيت وجود ندارد. شما مي توانيد مغزها را بخريد، اما شخصيت را نمي توانيد. (نامشخص)
جايي برو كه تو را
جايي برو كه تو را بخوانند، نه جايي كه از درت برانند. (نامشخص)
جايي كه اعتماد نيست سخن
جايي كه اعتماد نيست، سخن بيهوده است. (فرانتس كافكا)
جايي كه آموزش پاكدامني و
جايي كه آموزش پاكدامني و ايمان به سادگي انجام پذير نيست، آموزش مذهب به مراتب دشوارتر است. (نامشخص)
جايي كه انديشه ي تو هست
جايي كه انديشه ي تو هست، تجربه ي تو نيز هست؛ انسان همان گونه است كه مي انديشد؛ از هرچه كه مي ترسم به سرم…
جايي كه ترس دامن بگسترد
جايي كه ترس دامن بگسترد نشاني از عشق نيست. (وين داير)
جايي كه در آن خوشبيني
جايي كه در آن خوشبيني بيش از هر جاي ديگر رواج و رونق دارد، تيمارستان است. (نامشخص)
جايي كه سخن باز مي ماند
جايي كه سخن باز مي ماند، موسيقي آغاز مي گردد. (واگنر)
جايي كه راه نيست خداوند
جايي كه راه نيست خداوند راه مي گشايد. (فلورانس اسكاول شين)
جايي كه شمشير هست آرامش
جايي كه شمشير هست آرامش نيست. (ارد بزرگ)
جايي كه مردم از دولتشان
جايي كه مردم از دولتشان بترسند، ستم حاكم است و جايي كه دولت از مردم بترسد، آزادي وجود دارد. (توماس جفرسون)
جايي كه عشق حكمفرمايي
جايي كه عشق حكمفرمايي ميكند، غير ممكنها ممكن ميشود. (مثل هندي)
جايي كه هيچ تلاش و زحمتي
جايي كه هيچ تلاش و زحمتي وجود ندارد، هيچ نقطه ي قوتي هم وجود نخواهد داشت. (اپرا وينفري)
جايي وجود ندارد كه ارزش
جايي وجود ندارد كه ارزش يك بار سفر را نداشته باشد. (كيم وو چونگ)
جايي هست كه جز تو هيچ كس
جايي هست كه جز تو هيچ كس آن را پر نمي كند و كاري هست كه جز تو هيچ كس قادر به انجامش نيست. (فلورانس…
جدل يك و دو كردن
جدل [=يك و دو كردن]، يعني كتابي را با بكار بردن چند سخن آن، نابود كردن. هرچه كتاب، كمتر بررسي شود، بهتر است. فقط كسي…
جدل بر سر كمبودها و
جدل بر سر كمبودها و محدوديت ها، حاصلي جز كمبود و محدوديت ندارد. (وين داير)
جديت ما نشان نمي دهد كه
جديت ما نشان نمي دهد كه سنگيني ما در كجاست و در چه مواردي از سبكباري بي بهره ايم. (نيچه)
جديت و پشتكار مقصد را
جديت و پشتكار، مقصد را نزديك مي كند. (فريدريش شيلر)
جرأت پيشروي داشته باشيد
جرأت پيشروي داشته باشيد، حتي زماني كه ميترسيد. (گاي فينلي)
جرأت خردمندي را داشته
جرأت خردمندي را داشته باش. (هوراس)
جرقه براي ايدههاي خلاق
جرقه براي ايدههاي خلاق [=آفريننده]، زماني ايجاد ميشود كه شما به سختي سرگرم كار و انديشه هستيد. (كيم وو چونگ)
جرقه اي براي آتش زدن و
جرقه اي براي آتش زدن و سوختن شهر امپراتوران كافي است. (گوته)
جرم اين است كه ندانيم
جرم اين است كه ندانيم زندگي خيلي ساده تر از اينهاست كه ما فكر مي كنيم. (نيچه)
جريان تاريخ را تعصب ها
جريان تاريخ را تعصب ها به وجود مي آورد نه منطق و عقل. (گوستاولوبون)
جريان هاي آلوده به مرداب
جريان هاي آلوده به مرداب خواهند رسيد؛ [ از اين رو ] سخن گفتن از آنها زندگي مان را تباه مي سازد. (ارد بزرگ)
جز از خويشان و دوستان
جز از خويشان و دوستان چيزي از کسي وام مگير (کورش کبير)
جز با چشم دل هيچ چيز را
جز با چشم دل هيچ چيز را چنان كه بايد نمي شود ديد؛ نهاد و گوهر را چشم سر نمي بيند. (آنتوان دوسنت اگزوپري)
جز ترديد و هراس هيچ چيز
جز ترديد و هراس، هيچ چيز نمي تواند ميان انسان و بزرگترين آرمانها يا مرادهاي دلش، جدايي بيفكند. (فلورانس اسكاول شين)
جز مرد خردمند كسي نيست
جز مرد خردمند، كسي نيست كه خود به تنهايي، ضامن [=پذيرفتار] نيكبختي خويش باشد، يعني در ميان مردم، شخص خردمند كمتر از همه، نيازمند وجود…
جز نااميدي و افسردگي هيچ
جز نااميدي و افسردگي هيچ بن بستي در زندگي آدمي نيست. (ارد بزرگ)
جست و جوي ما براي عشق
جست و جوي ما براي عشق، منحصراً با خودشناسي انجام مي پذيرد. (نامشخص)
جستار والاترين دانش
جستار والاترين دانش، همانا رسيدن به اصل خير است. (افلاطون)
جستجو كنيد خواهيد يافت
جستجو كنيد، خواهيد يافت. آنچه جستجو نشود، ناشناخته باقي خواهد ماند. (سوفوكل)
جستجوي احساس پايداري و
جستجوي احساس پايداري و ثبات شخصي به روشي كه ديگران در مورد شما مي انديشند، مانند اين است كه بكوشيد از باد، مجسمه بسازيد. (گاي…
جستجوي حقيقت ديوانگي
جستجوي حقيقت ديوانگي مطلق است، زيرا زماني كه به حقيقت رسيديد، امكان ندارد به كسي بگوييد و دشمن شما نشود. (نامشخص)
جسد دشمني را كه تشييع مي
جسد دشمني را كه تشييع مي كني سنگين نيست. (ويكتور هوگو)
جسورانه به شيري كه بر سر
جسورانه به شيري كه بر سر راه ام قرار گرفته، مي تازم و مي بينم كه سگ كوچك خرمايي رنگ و مهرباني بيش نيست. (فلورانس…
جسم انسان بهترين تصوير
جسم انسان، بهترين تصوير روح اوست. (نامشخص)
جشن هاي بزرگ انگيزه
جشن هاي بزرگ، انگيزه افزايش باروري و پويايي آدميان مي شود. (ارد بزرگ)
جغدي كه چشمان خود را
جغدي كه چشمان خود را تنها در تاريكي ميگشايد، در روز نابيناست. (جبران خليل جبران)
جفت هاي ناجور را هميشه
جفت هاي ناجور را هميشه بدترين كينه توزان يافته ام. آنان از همه ي جهان، تاوان اين را مي خواهند كه ديگر تنها نيستند. (نيچه)
جفتت اگر پريد براي
جفتت اگر پريد، براي پريدن عجله نكن. (ارد بزرگ)
جك كانفيلد
با روياهاي كسي ديگر، زندگي نكنيد. جك كانفيلد
جك كانفیلد
زندگی با هدف، نه تنها بیان راستین این امر است كه شما به راستی، كه هستید، بلكه به این معناست كه شما موهبتی برای جهان…
جلوگيري از تكرار تاريخ
جلوگيري از تكرار تاريخ كاري بيهوده است. زيرا شخصيت آدمي به گونه اي است كه اجتناب از تكرار را امكان ناپذير مي سازد. (مارك تواين)
جلوي زبان ديگران را نمي
جلوي زبان ديگران را نمي توان گرفت، ولي اگر خوب زندگي كنيم، اين خود باعث شكست و تحقير آنان مي شود. (نامشخص)
جماعت درس خوانده ي
جماعت درس خوانده ي باسواد آنقدر افراط مي كنند و گندش را بالا مي آورند كه افتخار و شرف نابغه را لكه دار مي كنند؛…
جمال و كمال و مال و جلال
جمال و كمال و مال و جلال دلايل موفقيت هستند و مردم را به سمت يكديگر مي كشانند، ولي جاذبه هيچ كدام به اندازه سادگي…
جمع آوري هر ثروتي با
جمع آوري هر ثروتي با فروش خدمات فردي يا در حقيقت زمان شخصي آغاز مي شود. (برايان تريسي)
جمعي در انتظارند كه
جمعي در انتظارند كه پيشوايي ظهور كند و آنان را به راه راست هدايت نمايد. حال آنكه پيشوايي مهمتر از عقل و خرد نيست؛ خوب…
جمهوري ها در نتيجه تجمل
جمهوري ها در نتيجه تجمل و پادشاهي ها در اثر فقر سقوط مي كنند. (منتسكيو)
جنايت مشكل بشر نيست
جنايت، مشكل بشر نيست، بلكه اين رفتار انسانها است كه جنايت را مي آفريند. (آنتوني رابينز)
جنايتكار اغلب به كفايت
جنايتكار اغلب به كفايت، شايسته كار خويش نيست و به همين دليل، آن را خوار مي دارد و بدنام مي كند. (نيچه)
جنايتكار وقتي مرتكب يك
جنايتكار وقتي مرتكب يك گناه شد، ارتكاب گناه ديگر برايش آسان است. (نامشخص)
جنبش اهرم دگرگوني است
جنبش، اهرم دگرگوني است. (ويليام شكسپير)
جنايتكاران فقط در
جنايتكاران فقط در تلويزيون شبيه جنايتكاران هستند. (نامشخص)
جنبش تساوي خواهي زنان
جنبش تساوي خواهي زنان موجب مي گردد كه زن از زنانه ترين غرايز خود دور شود. (نيچه)
جنگ آفريده ي ذهن انسان
جنگ، آفريده ي ذهن انسان است. ذهن انسان مي تواند آرامش را بيافريند. (نامشخص)
جنگِ بر حق موافق نيستم
جنگِ بر حق؛ موافق نيستم. به باور من، جنگ يا ضروري است يا غير ضروري؛ جنگ بر ضد هيتلر ضروري بود، اما بر ضد ويتنام…
جنگ چنان بي عدالتي اي
جنگ چنان بي عدالتي اي است كه همه ي آنهايي كه آن را به راه مي اندازند، مي بايست صداي وجدان را در درون خود…
جنگ تهاجمي جنگ وحشي ها
جنگ تهاجمي، جنگ وحشي ها است؛ آن كه از خود دفاع مي كند، سزاوار آن است. (فرانسوا ولتر)
جنگ خونين دربرگيرنده ي
جنگ خونين دربرگيرنده ي هيچ گونه سودي نيست جز اين كه به تعداد گورهاي سياه رنگ مي افزايد. (لامارتين)
جنگ دوم جهاني نشان داد
جنگ دوم جهاني نشان داد كه وجود سد و مانع و مرز در بين كشورها بي معنا بوده و سرنوشت ملل جهان به يكديگر گره…
جنگ روي جنگ تغذيه مي كند
جنگ روي جنگ تغذيه مي كند. (ناپلئون بناپارت)
جنگ قانون ابدي زندگي
جنگ، قانون ابدي زندگي است و صلح، آسايش ميان دو جنگ است. (نيچه)
جنگ كشتارگاه كساني است
جنگ، كشتارگاه كساني است كه همديگر را نمي شناسند، به سود كساني است كه يكديگر را مي شناسند، اما همديگر را نمي كشند؛ جنگ قوانين…
جنگ قوانين را خاموش مي
جنگ، قوانين را خاموش مي كند. (سيسرو)
جنگ ها و انقلاب ها هنگام
جنگ ها و انقلاب ها هنگام مطالعه ي تاثيرشان نه باعث هراس بلكه موجب بي حوصلگي مي شوند. (فرناندو پسوا)
جنگ و درگيري اگر بين
جنگ و درگيري اگر بين خويشاوندان بروز كند، آن را آشوب گويند و اگر بين بيگانگان باشد، آن را جنگ خوانند. (افلاطون)





