تنهايي همان بيماري روح
تنهايي، همان بيماري روح بشر است. (نامشخص)
تهيدست از برخي نعمت هاي
تهيدست از برخي نعمت هاي دنيا، ولي خسيس، از همه ي نعمت هاي دنيا بي بهره است. (لابروير)
تهيدست ترين انسان كسي
تهيدست ترين انسان، كسي است كه رؤيايي در سر ندارد. (زيگ زيگلار)
تهيدستي ريشه ي تمام
تهيدستي، ريشه ي تمام پليدي ها است. (جرج برنارد شاو)
تهيدستي دبستان خوبي
تهيدستي، دبستان خوبي است؛ ولي دارايي، دانشگاهي عالي است. (نامشخص)
تهيدستي مايهي ننگ آدمي
تهيدستي، مايهي ننگ آدمي نيست، ولي بينهايت، دردسر ساز است. (نامشخص)
تهيدستي مايهي آبروريزي
تهيدستي، مايهي آبروريزي نيست، ولي بيگمان، مايهي سربلندي و پشتيباني هم نيست! (ناپلئون هيل)
تهيدستي نداشتن دارايي
تهيدستي، نداشتن دارايي نيست، زياده خواهي خواسته هاي آدمي است. (افلاطون)
تهيدستي يا توانگري شما
تهيدستي يا توانگري شما نتيجهي ذهن انديشمند شماست كه ميتواند شما را نيازمند يا بينياز سازد. (پرمودا باترا)
تهيدستي ننگ نيست
“تهيدستي، ننگ نيست.” چه جور هم! ولي آنان [گويندگان اين سخن] تهيدستان را به ديدهي ننگ مينگرند. چنين ميكنند و سپس، او را با گفتن…
تو از جسم و فكر تشكيل
تو از جسم و فكر تشكيل شده اي. قوانين مربوط به جسم به وجود مي آيند، اجرا مي شوند و پايان مي پذيرند، اما فكر…
تو ارباب سخناني هستي كه
تو ارباب سخناني هستي كه نگفته اي، اما حرفهايي كه زده اي ارباب تو هستند. (نامشخص)
تو آن امپراطوري هستي كه
تو آن امپراطوري هستي كه به خواب رفته و در رويا مي بيند كه گداست؛ از خواب بيدار شو. (اشو)
تو اين كتاب را يك شبه
تو اين كتاب را يك شبه مطالعه مي كني و من موي سر خود را براي نگارش آن سفيد كرده ام. (نامشخص)
تو با حقايقت سخت فرو مي
تو با حقايقت سخت فرو مي كوبي. اما چماقت از من مي راند اين حقيقت را! (نيچه)
تو براي برآورده شدن
تو براي برآورده شدن آرزوي خودت بكوش و بگذار ديگران هم به آرزوي خود برسند. (ارنست همينگوي)
تو به اين دليل از آن شخص
تو به اين دليل از آن شخص كه عاشقش هستي متنفر مي شوي كه او آزادي ات را سلب كرده است. (اشو)
تو بايد آن شوي كه هستي
تو بايد آن شوي كه هستي. (نامشخص)
تو تنها زماني خشنود مي
تو تنها زماني خشنود مي شوي كه بداني كيستي؛ آن وقت زندگي ات را به گونه اي برمي گزيني كه نيازهاي راستين تو را برآورده…
تو ثروتمند نيستي مگر
تو ثروتمند نيستي، مگر آنكه چيزي داشته باشي كه با پول نتوان خريد. (نامشخص)
تو چون مُشكي كه از هر
تو چون مُشكي كه از هر كجا بگذري، از خود نشاني گذاري. (گوته)
تو جدا از ديگران نيستي
تو جدا از ديگران نيستي؛ قضاوت در مورد كارهاي خوب ديگران هم دست كمي از قضاوت در مورد كارهاي بدشان ندارد. (وين داير)
تو چيزها را مي بيني و مي
تو چيزها را مي بيني و مي پرسي: چرا؟ من خواب چيزهايي را كه وجود ندارند مي بينم و مي گويم: چرا كه نه؟ (جرج…
تو در حقيقت هماني كه
تو در حقيقت، هماني كه هستي؛ روي سرت هزار تا كلاه گيس هم كه بگذاري يا كفش هاي گران به پا كني، باز هماني كه…
تو را به دوستي مسكينان و
تو را به دوستي مسكينان و همنشيني با آنان سفارش مي كنم . (نامشخص)
تو راه را از ياد برده
تو راه را از ياد برده اي؛ اكنون راه رفتن را نيز از ياد خواهي برد. (نيچه)
تو رنج نميبري فقط فردي
تو رنج نميبري، فقط فردي كه تو خود را او تصور ميكني، رنج ميبرد؛ تو نميتواني رنج ببري. (نامشخص)
تو فقط يكبار زندگي خواهي
تو فقط يكبار زندگي خواهي كرد، اما اگر به درستي عمل كني، همين يكبار كافي است. (نامشخص)
تو كه زيردستي لطف و خشم
تو كه زيردستي، لطف و خشم خواجه را يكسان گير؛ چه بسا خواجه آنجا خشمگين آيد كه جاي ستودن باشد و آنجا بستايد كه جاي…
تو مي كوشي كه آسوده تر
تو مي كوشي كه آسوده تر باشي، من مي كوشم كه ديگران آسوده تر از من باشند. (سعيد نفيسي)
تو ممكن است در تمام دنيا
تو ممكن است در تمام دنيا تنها يك نفر باشي، اما براي برخي از افراد، تمام دنيا هستي. (گابريل گارسيا ماركز)
تو نان مي خوري و زنده
تو نان مي خوري و زنده هستي و من نان مي دهم و زندگي مي كنم. (مثل فرانسوي)
تو نانت را از عرق جبين
تو نانت را از عرق جبين خود خواهي خورد. (مثل قديمي)
تو نبايد آنچه را ثروت و
تو نبايد آنچه را ثروت و مال مي نامند گرد كني، بايد آنچه به دست مي آري و هر كاميابي كه نصيب مي شود با…
تو نخست بايد آن كسي كه
تو نخست بايد آن كسي كه به راستي هستي، باشي، آنگاه براي به دست آوردن چيزهايي كه مي خواهي، دست به كار شوي. (نامشخص)
تو نمي تواني مطابق ميل
تو نمي تواني مطابق ميل ديگران زندگي كني؛ اين روشي نيست كه براي تو خوشحالي و آسايش دروني به ارمغان آورد. (وين داير)
تو نياز داري كه به
تو نياز داري كه به شناختن خود ادامه دهي؛ هر روز كمي بيشتر از روز پيش. (ريچارد باخ)
تو نيكي را از دست مده
تو نيكي را از دست مده، ديگران نيز خوب خواهند شد. وجود نيكان همچون باد و [ وجود ] بدان همچون گياه است. هرجا باد…
تو هر كه باشي و هر چه
تو هر كه باشي و هر چه بكني، وقتي به راستي چيزي را بخواهي، اين خواست در “روح جهان” زاده مي شود و اين، ماموريت…
تو وجودي هستي كه پس از
تو وجودي هستي كه پس از اين هرگز نخواهد توانست هستي يابد. ناديده گرفتن چنين وجودي، نه فقط براي خودت، بلكه براي همهي جهان، اندوه…
تواضعِ بي جا آخرين حد
تواضعِ بي جا آخرين حد تكبر است. (لابروير)
توان آدميان را با
توان آدميان را با آرزوهايشان مي توان سنجيد. (ارد بزرگ)
توان انتقاد كردن و حفظ
توان انتقاد كردن و حفظ وجدان صادق در مخالفت با آنچه كه هميشگي، سنتي و مقدس است، هنري والاتر از تحمل و تحريك انتقاد است…
توان با هم خنديدن
توان با هم خنديدن، لازمهي عشق است. (رالف والدو امرسون)
توان برقراري ارتباط
توان برقراري ارتباط، بنياديترين سبب ماندگاري روابط است. (لئوبوسكاليا)
توان خواهي مي تواند بر
توان خواهي مي تواند بر گذشت زمان پيروز شود. (نيچه)
توان رهبري آميزه اي از
توان رهبري آميزه اي از مهارتهاي گوناگون است كه كمابيش مي توان همه آنها را آموخت و اصلاح كرد. (جان ماكسول)
توان زندگي به چگونگي
توان زندگي به چگونگي نگرش ما به زندگي وابسته است. (جبران خليل جبران)
توان و رفاه ملتها با
توان و رفاه ملتها با روحيهي پيشگامي ساخته شده است و ويراني، نتيجهي بيخيالي و گريز از مسئوليت است. (كيم وو چونگ)
تواناترين افراد در بيشتر
تواناترين افراد در بيشتر زمانها خود را ناتوان مي يابند. (ارد بزرگ)
توانايي خرد و انديشه بر
توانايي خرد و انديشه بر پايه ي ديدن، پژوهيدن و آزمودن استوار است، نه بر پندار بافي و پيش داوري هاي پوچ و نادرست و…
توانايي خود را براي
توانايي خود را براي يادگيري و به كارگيري آنچه ياد ميگيريد، افزايش دهيد. (جك كانفيلد)
توانايي راستين همانا گل
توانايي راستين، همانا گل دانايي و خرد است، اما بذر آن، كردار شماست. (گاي فينلي)
توانايي شما در به تعويق
توانايي شما در به تعويق انداختن خوشي هاي كوتاه مدت، تعيين كننده ميزان پيشرفت مالي شما در دراز مدت است. (برايان تريسي)
توانايي شما در مديريت
توانايي شما در مديريت زمان براي دستيابي به بالاترين نتايج، مهارت اصلي در كارآيي فردي است. (برايان تريسي)
توانايي شما در مجسم كردن
توانايي شما در مجسم كردن روياهايتان، يك عامل شتابدهنده براي آفرينش آنهاست. (جك كانفيلد)
توانايي يك تيم تحت تاثير
توانايي يك تيم تحت تاثير ضعيف ترين حلقه ي آن است. مهم نيست كه چه ميزان افراد تيم تلاش مي كنند تا آن را توجيه…
توانايي يك زنجير مي
توانايي يك زنجير مي تواند متاثر از ضعيف ترين حلقه ي آن باشد. (جان ماكسول)
تواناييها و شايستگيهاي
تواناييها و شايستگيهاي خود را گسترش بخشيد. (آنتوني رابينز)
توانگر بودن يك هدف نيست
توانگر بودن يك هدف نيست، بلكه يك فرآورده ي جنبي است. (اندرو متيوس)
توانگر راستين كسي است كه
توانگر راستين كسي است كه حرص و طمع در دلش راه نيافته است. (بزرگمهر)
توانگر كسي است كه به
توانگر كسي است كه به آنچه خداوند توانا نصيبش كرده خرسند باشد. زيرا شوريده بخت تر و پراكنده خاطرتر از آزمند كسي نيست. (بزرگمهر)
توانگران بيشتر با
توانگران، بيشتر با افرادي به سر ميبرند كه دلبستگي چنداني به ايشان ندارند. (ديويد كيتس)
توانگران پول ميآفرينند
توانگران، پول ميآفرينند و پول، جزيي از وجود آنان است و به همين دليل است كه به سختي از آنها جدا ميشوند. (رابرت كيوساكي)
توانگران پيش از آنكه به
توانگران پيش از آنكه به اهداف خود برسند، در آينه ي دل، خود را توانگر ديده اند. (نامشخص)
توانگران راستين آناني
توانگران راستين آناني هستند كه زياد ميبخشند؛ آناني كه هرچه در توان دارند، ميبخشند؛ آناني كه ميدانند چگونه ببخشند؛ مهم نيست كه چه اندازه ناچيز…
توانگران و تهيدستان دو
توانگران و تهيدستان، دو نگرش كاملاً متفاوت [ =ديگرگون ] نسبت به پول داشتهاند. تهيدستان، آرزو ميكردهاند پول به دست آورند و توانگران، باور داشتهاند…
توانگرترين كسي است كه
توانگرترين، كسي است كه به كمترين، خرسند باشد. (پرمودا باترا)
توانمندترين نيروي خنثي
توانمندترين نيروي خنثي كنندهي روان بشر، عبارت “من نميتوانم” است. (نامشخص)
توانمندي و قدرتِ هنر از
توانمندي و قدرتِ هنر از محدوديت زاده مي شود و در آزادي مي ميرد. (لئوناردو داوينچي)
توجه خود را تنها به
توجه خود را تنها به چيزهايي معطوف كنيد كه ارزش آن را داشته و در راستاي روياها و اهداف شما باشند. (جك كانفيلد)
توجه داشته باشيد كه هر
توجه داشته باشيد كه هر تصميمي، پيامدهايي دارد. (آنتوني رابينز)
توجه كردن به بي توجهي به
توجه كردن به بي توجهي به حقايق، گامي بزرگ به سوي دانايي است. (بنجامين ديزرائيلي)
توجه ما بيشتر به اين
توجه ما بيشتر به اين معطوف مي شود كه فلان كس چه مي گويد، نه اينكه چه كسي مي گويد. (نامشخص)
توجه نسبت به آينده باعث
توجه نسبت به آينده باعث مي شود كه انسان هميشه به نيروي خويش بيفزايد و براي فرداي خود، بيش از آنچه امروز به كار برده…
توده مردم كف هر جايي را
توده مردم كف هر جايي را كه نتوانند ببينند عميق مي پندارند و از غرق شدن بسيار واهمه دارند. (نيچه)
تولد چيزي جز آغاز مرگ
تولد، چيزي جز آغاز مرگ نيست. (ادوارد يانگ)
توقف در زندگي مرگ
توقف در زندگي، مرگ تدريجي است. (افلاطون)
تولد و مرگ را درماني
تولد و مرگ را درماني نيست. مهم اين است كه فاصله ميان اين دو را، شاد زندگي كنيم. (جرج سانتايانا)
توهين ها مانند سكه تقلبي
توهين ها مانند سكه تقلبي اند؛ ما ناگزيريم آنها را بشنويم، اما مجبور نيستيم آنها را بپذيريم. (نامشخص)
تيره بخت ترين افراد
تيره بخت ترين افراد هميشه نقش دژخيم [ =بدخوي ] را در فراشد تنزل ارزشها به عهده مي گيرند. (ميلان كوندرا)
تيم تنها زماني تغيير مي
تيم تنها زماني تغيير مي كند كه افراد آن به خودشان ايمان داشته باشند؛ به عنوان يك رهبر بايد آن ايمان را آغاز كنيد. (جان…
تيم شما تنها در صورتي به
تيم شما تنها در صورتي به توانايي خود دست مي يابد كه شما به توانايي شخصي خود دست يابيد. (جان ماكسول)
تيمها مثل جوامع كوچك
تيمها مثل جوامع كوچك هستند و تنها وقتي توسعه مي يابند كه افراد آن جوامع براي يكديگر قيافه نمي گيرند. (جان ماكسول)
تيمهاي برنده بازيكناني
تيمهاي برنده بازيكناني دارند كه منافع تيم را بر منافع خودشان مقدم مي شمارند. (جان ماكسول)
تيمها همواره منعكس كننده
تيمها همواره منعكس كننده ي رهبرانشان هستند. (جان ماكسول)
ثابت قدمي و داشتن
ثابت قدمي و داشتن پشتكار، يكي از عناصر كاميابي است. (هنري وادزورث لانگفلو)
ثابت ماندن در يكجا سبب
ثابت ماندن در يكجا سبب از دست رفتن قوهي ادراك شما ميشود. اندكي فراتر برويد تا چيزهاي ديگري را نيز ببينيد كه در آنها نبود…
ثبات نابخردانه زاييده ي
ثبات نابخردانه، زاييده ي مغزهاي كوچك است. (رالف والدو امرسون)
ثروت حقيقي چيست؟ آفتابي
ثروت حقيقي چيست؟ آفتابي كه بر گدا و توانگر يكسان مي تابد. تو اي توانگر، دل رنجه مكن كه چرا گدا نيز در دنياي خويش…
ثروت را براي زندگي
ثروت را براي زندگي بخواهيد، نه زندگي را براي ثروت. (لرد آويبوري)
ثروت فرد دانا همان علم
ثروت فرد دانا، همان علم و دانش اوست. (بلز پاسكال)
ثروت همان چيزي است كه
ثروت، همان چيزي است كه بدون آن، توانايي ادامه ي زندگي را داشته باشي. (نامشخص)
ثروت و افتخاري كه از راه
ثروت و افتخاري كه از راه نامشروع به دست آمده مانند ابري زودگذر است. (كنفوسيوس)
ثروت و سنگيني انديشه است
ثروت و سنگيني انديشه است كه به سبك ايجاز مي بخشد و زبده و آبستن معنايش مي سازد، نه هيچ چيز ديگر. (آرتور شوپنهاور)
ثروتمند حقيقي كسي است كه
ثروتمند حقيقي كسي است كه بخششي داشته باشد. كسي كه از اين عمل سر باز زند، مسكيني بيش نيست. (نامشخص)
ثروتمند شدن يا زناشويي
ثروتمند شدن يا زناشويي، هيچگاه تضميني [ =پاينداني ] براي رهايي از نگراني نيست. حتي ممكن است از ميزان آسودگي شما بكاهد. (شري كارتر اسكات)
ثروتمندان اكثرا چنين اند
ثروتمندان اكثرا چنين اند كه بيشترين لذت را از نمايش دادن ثروتشان مي برند. (نامشخص)
ثروتمندان به اين دليل كه
ثروتمندان به اين دليل كه از دولت و فرصتي كه مي تواند ارزشمندترين همه ارزشها را نصيبشان سازد استفاده نمي برند سزاوار سرزنش اند. (آرتور…
ثروتمندترين مرد دنيا
ثروتمندترين مرد دنيا دارنده ي چيزهاي ملموس نيست. نه زمين دارد، نه طلا، نه نفت، نه كارخانه، نه فعاليت صنعتي ديگر و نه ارتش و…





