مهم‌ترين بخش تجسم پويا

مهم‌ترين بخش تجسم پويا، نه تنها دستيابي به روياست، بلكه ايجاد آن دگرگوني‌هايي است كه نخست در درون انسان روي مي‌دهد. (استيو چندلر)

مهم‌ترين بخش هر كار

مهم‌ترين بخش هر كار، آغاز آن است. (افلاطون)

مهمترين پوشاك آن است كه

مهمترين پوشاك آن است كه شخصيت تو را بروز دهد. (نامشخص)

كسي كه شتاب مي‌كند نشان

كسي كه شتاب مي‌كند، نشان مي‌دهد چيزي كه در موردش شتاب مي‌كند بيش از حد برايش بزرگ است. (نامشخص)

كسي كه شرم ندارد وجدان

كسي كه شرم ندارد، وجدان هم ندارد. (مثل آمريكايي)

كسي كه شعر مي گويد از

كسي كه شعر مي گويد، از لبان زهر آلود زندگي، عسل به دست مي آورد. (نامشخص)

كسي كه عشق مي كارد اشك

كسي كه عشق مي كارد، اشك درو مي كند. (نامشخص)

كسي كه شهامت پذيرش خطر

كسي كه شهامت پذيرش خطر را نداشته باشد، در زندگي به مراد خود نخواهد رسيد. (نامشخص)

كسي كه عشق مي‌ورزد

كسي كه عشق مي‌ورزد، توجهش به آن زيبايي غيرجسماني‌ است كه با گذشت زندگاني، رنگ نمي‌بازد. نه اينكه عشق، كور باشد، نه؛ عشق، ريشه و…

كسي كه غرق در وظايف خويش

كسي كه غرق در وظايف خويش است بايد مراقب باشد تا كارها بر اهدافش مسلط نشوند. (نامشخص)

كسي كه فرصت برآوردن نياز

كسي كه فرصت برآوردن نياز ديگري را از دست مي‌دهد، يكي از شايسته‌‌ترين تجربه‌هايي را كه زندگي ارائه مي‌كند، از دست داده است. (نامشخص)

كسي كه فقط با اميد

كسي كه فقط با اميد دستيابي به نعمت‌هاي مادي، دست به مبارزه مي‌زند، خويشتن را از موهبتي [=دَهِش] كه شايسته‌ي زندگي‌ست، بي‌بهره مي‌سازد. (آنتوان دوسنت…

كسي كه فقط با كمك چشم

كسي كه فقط با كمك چشم ديگران مي بيند فريب مي خورد. (مثل فرانسوي)

كسي كه فقط براي دارايي

كسي كه فقط براي دارايي خود، زندگي مي‌كند، هرگز نمي‌تواند لذت راستين زندگي را درك كند، چون طبيعتِ آزمندي مادي، حد و مرز نمي‌شناسد. (كيم…

كسي كه فكر نمي كند به

كسي كه فكر نمي كند، به ندرت دم فرو مي بندد. (آيزاك نيوتن)

كسي كه كار كوچكي انجام

كسي كه كار كوچكي انجام مي دهد، بايد مقدار ناچيزي فداكاري كند؛ كسي كه مي خواهد موفقيت بزرگي را به دست آورد، بايد به ميزان…

كسي كه كار خود را تنها

كسي كه كار خود را تنها زماني انجام مي دهد كه سر حال باشد يا انجام آن راحت باشد، توفيقي پيدا نخواهد كرد. (جان ماكسول)

كسي كه قدرت را با پول

كسي كه قدرت را با پول بخرد، عدالت را هم به پول مي فروشد. (مثل انگليسي)

كسي كه كار نكند حق

كسي كه كار نكند، حق خوردن هم ندارد. (مثل آلماني)

كسي كه كوهي را جابه‌جا

كسي كه كوهي را جابه‌جا مي كند، نخست بايد سنگريزه ها را برداشته باشد. (ويليام فالكنر)

كسي كه كاري را آغاز

كسي كه كاري را آغاز مي‌كند و به پشت سر مي‌نگرد، شايسته‌ي فردوس برين نيست. (عيسي مسيح)

كسي كه كم فكر مي كند

كسي كه كم فكر مي كند، زياد حرف مي زند. (مثل فرانسوي)

كسي كه كردار شايسته را

كسي كه كردار شايسته را زير پا مي گذارد، توانايي اين را نمي يابد كه قدم بر نخستين پله پيروزي بگذارد. (ارد بزرگ)

كسي كه گزندي را انگيزه

كسي كه گزندي را انگيزه شود؛ همان گزند بدو رسد. (يَسنَه)

كسي كه مايل است خير

كسي كه مايل است خير ديگران را تامين كند، خير خود را هم تامين كرده است. (كنفسيوس)

كسي كه معلومات جامع

كسي كه معلومات جامع درباره ادبيات دارد، مطابق با قواعد فضيلت اخلاقي رفتار مي كند و مي تواند به جايي برسد كه از خطا و…

كسي كه مرا از خود براند

كسي كه مرا از خود براند آزرده ام نخواهد ساخت. (والت ويتمن)

كسي كه مرزهاي روان خود

كسي كه مرزهاي روان خود را مي شناسد مي تواند بگويد من، منم؟ (فرناندو پسوا)

كسي كه گمان مي‌كند همه

كسي كه گمان مي‌كند همه چيز را مي‌داند، به هيچ رو نمي‌تواند بفهمد كه گمانش نادرست است. (لئوبوسكاليا)

به طور مطلق هيچ قانوني

به طور مطلق، هيچ قانوني وجود ندارد. (نيچه)

به طور يقين و صد در صد

به طور يقين و صد در صد خستگي اشخاص كه به صورت نشسته كار مي كنند و از لحاظ جسماني سالم هستند ناشي از علل…

به ظاهر نما حكم

به ظاهر [ =نما ]، حكم نشايد. (مثل قديمي)

به عنوان يك قاعده‌ي كلي

به عنوان يك قاعده‌ي كلي، اشخاص به آنچه با آن به دنيا آمده اند، دِين چنداني ندارند؛ مهم اين است كه از خود چه مي‌سازند….

به عنوان يك كارگردان

به عنوان يك كارگردان خودم را در مقام بازيگر دوست ندارم و به عنوان بازيگر خودم را در مقام كارگردان دوست ندارم. (نامشخص)

به فرزند عشق خود توانيد

به فرزند عشق خود توانيد داد، اما انديشه تان را هرگز، كه وي را افكاري ديگر به سر است؛ تفكراتي از آن خويشتن. (جبران خليل…

به فرمان يزدان و

به فرمان يزدان و امشاسپندان گوش کن و رفتار نما (کورش کبير)

به قدري به هدف و منظور

به قدري به هدف و منظور خود فكر مي كنم و در آن غرق هستم كه ديگر زماني براي كينه توزي ندارم! (نامشخص)

به فكر بودن آماده بودن

به فكر بودن، آماده بودن و دشواري‌ها را پيش‌بيني كردن، يك امر است و پريشاني، نگراني و هراس، امري ديگر. (آنتوني رابينز)

به قلب مهربونُ عاشق واسه

به قلب مهربونُ عاشق واسه انسان بزرگترين ثروته [=دارايي] وُ بدونِ اون حتي با داشتن هوشِ زياد، انسان فقيره [=تهيدسته]. (مارك تواين)

به كارگيري آشنايان در يك

به كارگيري آشنايان در يك گردونه كاري، برآيندي جز سرنگوني زود هنگام سرپرست آن گردونه نخواهد داشت. (ارد بزرگ)

به كارگيري دخانيات

به كارگيري دخانيات، بيشتر از تمام جنگها انسان را به خاك سپرده است. (گوته)

به كارهاي زشت عادت مكن

به كارهاي زشت عادت مكن، زيرا ترك آن دشوار است. (نامشخص)

به كاري بپردازيد آن را

به كاري بپردازيد آن را خوب مي دانيد و بهتر از ديگران انجام مي دهيد. (نامشخص)

به كسي رأي دهيد كه كمتر

به كسي رأي دهيد كه كمتر از همه وعده مي دهد، زيرا كمتر از ديگران، خود و شما را نااميد خواهد كرد. (نامشخص)

به كسي عشق بورز كه لايق

به كسي عشق بورز كه لايق عشق تو باشد نه تشنه عشق … چون تشنه عشق روزي سيراب مي شود … (ويكتور هوگو)

به كسي كه حقيقت را جستجو

به كسي كه حقيقت را جستجو مي كند باور داشته باش و به كسي كه مدعي دستيابي به حقيقت است شك كن. (آندره ژيد)

به كوهستان كه مي نگرم

به كوهستان كه مي نگرم، درونم سرشار از نيرو مي شود. كوهها سر فرود مي آورند و مي گويند: باز ما را درخواهي نورد. (ارد…

به كمك ارزش هاي والاي

به كمك ارزش هاي والاي انساني و ارتباط دادن آنها با اخلاق پسنديده، مي توان عادتهاي ناپسند را ترك كرد. (آنتوني رابينز)

به گذشته چسبيدن و به

به گذشته چسبيدن و به آسايش اكنون، خرسند بودن، شما را از ديدن آينده باز مي‌دارد. (كيم وو چونگ)

به گذشته خود هرگز نمي

به گذشته خود هرگز نمي انديشم، مگر آنكه بخواهم از آن نتيجه اي بگيرم. (جواهر لعل نهرو)

به گذشته‌ي خود همچون يك

به گذشته‌ي خود همچون يك روز كاري خوب مي‌نگرم؛ كاري كه انجام شده و من از آن خرسندم. (نامشخص)

به گمان من انسان براي

به گمان من انسان براي موفقيت در زندگاني بايد بتواند در چهار زمينه استاد شود : مناسبات، تداركات، نگرش و رهبري. (جان ماكسول)

به گوش و دل خود بخوانيد

به گوش و دل خود بخوانيد كه هميشه از شادي ديگران شاد مي شويد. (پوشه)

به گونه اي آرزو كنيد كه

به گونه اي آرزو كنيد كه انگار هميشه زنده مي مانيد و به گونه اي زندگي كنيد كه انگار همين امروز مي ميريد. (نامشخص)

به گونه اي از عشق و شور

به گونه اي از عشق و شور خود نگاهباني و پاسداري كنيد كه گويي گرانبها ترين دارايي شماست. (باربارا دي آنجليس)

به گونه اي بياموزيد كه

به گونه اي بياموزيد كه گويي عمري جاويدان داريد و به گونه اي زندگي كنيد كه گويي همين فردا آخرين روز زندگي شما است. (نامشخص)

به گونه اي زندگي كن

به گونه اي زندگي كن، انگار فردا خواهي مرد و به گونه اي كار كن، انگار هيچ گاه نخواهي مرد. (هوراس)

به گونه ي بنيادي هم از

به گونه ي بنيادي، هم از شكست و هم از كاميابي مي شود درس گرفت. (پاول فريزر)

به گونه‌ي بنيادي انجام

به گونه‌ي بنيادي، انجام هر كاري را مي‌توان با خوشي و شادماني همراه كرد. (استيو چندلر)

به لاك پشت ها نگاه كنيد

به لاك پشت ها نگاه كنيد، آنها تنها وقتي پيشرفت مي كنند كه سرشان را از لاك خود بيرون مي آورند. (نامشخص)

به ما انسانها حق انتخاب

به ما انسانها حق انتخاب داده اند، پس نمي توانيم مسئوليت ها را به گردن خدا يا طبيعت بيندازيم، [ بلكه ] مسئوليت خود ماست…

به ما مي آموزند كه به

به ما مي آموزند كه به خاطر بسپاريم؛ چرا نمي آموزند كه فراموش كنيم؟ هيچ كس نيست كه در زندگي خود به اين نتيجه نرسيده…

به مال و مکنت کسي چشم

به مال و مکنت کسي چشم مينداز زيرا مال و خوشي جهان مانند مرغي است که از اين درخت به آن درخت نشيند و به…

به مجرد آنكه نقاش بخواهد

به مجرد آنكه نقاش بخواهد چون فردي مستقل از حقوق خود بهره گيرد و حالتي نسبت به سيب بگيرد – سرخي آن را دوست بدارد…

به مجرد اينكه انگشت تو

به مجرد اينكه انگشت تو حركت كرد و چيزي نوشت و به نوشتن ادامه داد، نه پارسايي و پرهيزگاري و نه فهم و زيركي تو…

به مجرد اينكه به من

به مجرد اينكه به من برچسب مي‌زني، وجودم را نفي مي‌كني. (نامشخص)

به مجرد اينكه گناه

به مجرد اينكه گناه شكست‌مان را به گردن ديگري انداختيم، از توان رشد خود كاسته‌ايم. (لئوبوسكاليا)

به محض آرام شدن دريا

به محض آرام شدن دريا، كشتي هاي انسان از راه مي رسند. (فلورانس اسكاول شين)

به مجرد اينكه مرگ را

به مجرد اينكه مرگ را مي‌پذيريد، آزاد مي‌شويد كه زندگي كنيد؛ ديگر نگران آبروي خود نيستيد و به چيزي جر آن چه به آن مي‌خواهيد…

به محض اينكه انديشه‌اي

به محض اينكه انديشه‌اي به ذهن‌تان رسيد، با شتاب، آن را جوهري كنيد. (نامشخص)

به محض اينكه آدمي خود را

به محض اينكه آدمي خود را يافت، بايد اين را نيز دريابد كه گاه گاهي خود را گم كند و دوباره بيابد؛ به اين شرط…

به محض اينكه انسان از

به محض اينكه انسان از قانون پيروي كند، قانون به فرمانبرداري از او درمي آيد. (فلورانس اسكاول شين)

به محض اينكه فساد به

به محض اينكه فساد به جايي رخنه كند مي بينيم خرافات چندگانه اي حاكم مي شود. (نيچه)

به مرگ راضي شدن به

به مرگ راضي شدن، به پيروزي دست يافتن است. (ويكتور هوگو)

به مشكلات اجازه‌ي پيدايش

به مشكلات اجازه‌ي پيدايش ندهيد! برعكس، فرصت‌ها را غنيمت شماريد. (پرمودا باترا)

به مشكلات خود بخنديد تا

به مشكلات خود بخنديد تا هميشه چيزي براي خنديدن داشته باشيد. (نامشخص)

به من آموخته اند كه براي

به من آموخته اند كه براي ماه گذشته و شير ريخته شيون نكنم. (نامشخص)

به من بگو چه كسي به تو

به من بگو چه كسي به تو عشق مي‌ورزد و تو را ستايش مي‌كند تا من بگويم تو كيستي و چگونه انساني هستي. (نامشخص)

به من بگو چه اشخاصي را

به من بگو چه اشخاصي را مي پسندي تا بگويم خودت كيستي و از هوش و ذوق چه اندوخته اي [ در خود ] داري….

به من بگو دلم چه مي

به من بگو دلم چه مي خواهد… دلم در كنار تو است، حقيرش نشمار. (گوته)

به من رفيقي بده كه با من

به من رفيقي بده كه با من گريه كند؛ دوستي را كه با من بخندد خودم پيدا مي كنم. (نامشخص)

به من كمك كن تا هميشه

به من كمك كن تا هميشه باغبان اميدوار روحم باشم؛ باغباني كه مي داند بدون تاريكي هيچ چيز زاده نمي شود؛ همان گونه كه بدون…

به من مي گويند اگر خودت

به من مي گويند اگر خودت را بشناسي همه ي انسانها را شناخته اي. (جبران خليل جبران)

به منش و ويژگي‌هاي خاص

به منش و ويژگي‌هاي خاص خود ارج نهيد و با انديشه‌هايي كه شما را به سنجش فرا مي‌خواند، به رويارويي برخيزيد. (وين داير)

به ميزان افراد بشر

به ميزان افراد بشر، نيكبختي وجود دارد، اما به دست آوردن همه ي آنها فقط يك كليد دارد؛ اراده. (گوته)

به ميزان ثروت و دارايي

به ميزان ثروت و دارايي خود باليدن، نابخردانه است، چون معني [=چَم] اين كار اين است كه شما چيز ديگري براي باليدن نداريد. (كيم وو…

به ميليونها انساني كه در

به ميليونها انساني كه در جنوب آفريقا هستند و به كساني كه آنها را ديده ام و مي شناسم، پيشنهاد مي كنم كه ارزش دوستي…

به ناراحتي ها حتي دندان

به ناراحتي ها (حتي دندان درد) مانند تجربه ي جالبي مي نگرم و از اينكه از تجربه ي تازه اي بيخبر نمانده ام، شادمانم. آسمان…

به ناگزير نبايد انسان

به ناگزير نبايد انسان مهمي باشيم و ديگران بيايند و سابقه‌ي زندگي ما را بنويسند. ما مي‌توانيم سابقه‌ي خود را همزمان با هر رويداد بنويسيم….

به نتيجه رسيدنِ امور

به نتيجه رسيدنِ امور مهم، اغلب به انجام يافتن يا نيافتن امري به ظاهر كوچك بستگي دارد. (نامشخص)

به ندرت اشخاصي را پيدا

به ندرت اشخاصي را پيدا مي كنيد كه در سال، بيش از دو يا سه بار فكر كنند. من خودم با هفته اي يكبار يا…

به ندرت در كاري كامياب

به ندرت در كاري كامياب خواهيد شد، مگر اينكه با خوشي، آن كار را انجام دهيد. (پرمودا باترا)

به ندرت مردي پيدا مي شود

به ندرت مردي پيدا مي شود كه بدون شاهد، عمل خيري را انجام دهد. (نامشخص)

به ندرت مي‌پذيريم كه

به ندرت مي‌پذيريم كه خودمان پاسخگوي بدبختي خودمان هستيم. (لئوبوسكاليا)

به نزد بدکار چيزي گرو

به نزد بدکار چيزي گرو مگذار (کورش کبير)

به نظر ما خيرخواهي

به نظر ما خيرخواهي ديگران حماقت جلوه مي كند و حماقتهاي ما خيرخواهي، نيكي ديگران ضعف و ضعف ما هميشه نيكي است. (ناپلئون بناپارت)

به نظر من اگر مرگ در

به نظر من اگر مرگ در دنيا نبود، بشر به آن محتاج بود و مي بايست آن را خلق كند تا از چنگال كسالتهاي زندگي…

به نظر من اولين

به نظر من اولين موسيقيدان كسي است كه فقط اندوه عميق ترين خوشبختي را درك كند، نه اندوهي ديگر را. تاكنون چنين موسيقيداني پيدا نشده…

به نظر من حق ناشناسي

به نظر من، حق ناشناسي، بزرگترين ناتواني است كه ممكن است كسي داشته باشد. (ناپلئون بناپارت)

به نظر من در ميدان نبرد

به نظر من در ميدان نبرد، ارزش ناپلئون برابر چهل هزار مرد جنگي است. (نامشخص)