من مي توانم ادعا كنم كه
من مي توانم ادعا كنم كه در هنر تحمل بار سرنوشت، خواه شادي و خواه محنت، آنقدر مسلط شده ام كه سختي ها و رنجها…
من مي خواهم بانگ خوشي
“من مي خواهم”، بانگ خوشي دارد و خوشتر از آن، “من دوست مي دارم.” (نيچه)
من مي توانم انتخاب كنم
من مي توانم انتخاب كنم كه قرباني دنيا باشم يا يك ماجراجو در جستجوي گنج؛ همه چيز بستگي به روش نگاه من به زندگي دارد….
من مي خواهم افراد نظر
من مي خواهم افراد نظر خود را آشكارا ابراز دارند، حتي اگر شغل خود را از دست بدهند. (نامشخص)
من مي خواهم بدانم خدا
من مي خواهم بدانم (خدا) چگونه اين جهان را آفريده است. علاقه اي به اين يا آن پديده ندارم. در (طيف) اين يا آن عنصر…
من مي دانم كه زيباترين
من مي دانم كه زيباترين عشق خود را در يك كتابخانه ديدار خواهم كرد. (نامشخص)
من مي خواهم گريبان
من مي خواهم گريبان سرنوشت را بگيرم، او نمي تواند سر مرا در برابر زندگي خم كند. (لودويگ وان بتهوون)
من مي خواهم؛ جمله اي است
من مي خواهم؛ جمله اي است كه از اراده قوي سرچشمه گرفته است. (نامشخص)
من ميپذيرم كه
من ميپذيرم كه انديشهها، روي بدن انسان، اثر ميگذارند. (آلبرت انيشتين)
من نمي پرسم هيچ اهميت
من نمي پرسم، هيچ اهميت نمي دهم كه آيا قلبت سرشار از گناه است يا نه؛ مي دانم كه تو را دوست مي دارم، هر…
من نمي توانم كتابي همچون
من نمي توانم كتابي همچون شكسپير بنويسم، اما قادرم بر اساس دانسته ها و تواناييهاي خود كتابي به رشته تحرير درآورم. (نامشخص)
من نمي خواهم تغيير كنم و
من نمي خواهم تغيير كنم و چيزي را تغيير بدهم چون نمي دانم چگونه بايد اين كار را كرد؛ من كاملاً به خودم عادت كرده…
من نبايد آن كسي باشم كه
من نبايد آن كسي باشم كه به غلط گمراهش مي سازي، [ چرا كه ] انسان به محض اينكه شروع به حرف زدن مي كند…
من نمي خواهم متهم كنم
من نمي خواهم متهم كنم؛ حتي نمي خواهم متهم كنندگان را متهم كنم. من نمي خواهم با زشتي ها سر جنگ داشته باشم. (نيچه)
من نمي دانم انسانها با
من نمي دانم انسانها با چه سلاحي در جنگ جهاني سوم با يكديگر مي جنگند، اما در جنگ جهاني چهارم، سلاح آنها سنگ و چوب…
من نمي دانم كه جهان مرا
من نمي دانم كه جهان مرا چه مي داند؟ اما من خود را مانند كودكي مي بينم كه در كنار ساحل سرگرم بازي است و…
من نمي دانم پدر بزرگم كه
من نمي دانم پدر بزرگم كه بوده، اما به اين نكته بيشتر اهميت مي دهم كه بدانم نواده او چه كسي خواهد شد. (آبراهام لينكلن)
من نمي دانم كه در جنگ
من نمي دانم كه در جنگ جهاني سوم، چه سلاحهايي به كار گرفته خواهد شد، اما اين را مي دانم كه در جنگ جهاني چهارم…
من نمي گويم هزار بار
من نمي گويم هزار بار شكست خوردم، بلكه مي گويم من كشف كردم كه هزار راه براي شكست خوردن وجود دارد. (توماس اديسون)
من نميتوانم چگونه نيايش
من نميتوانم چگونه نيايش كردن با الفاظ را به شما بياموزم. زيرا خداوند به اينگونه نيايشها گوش فرا نميدهد، مگر آنكه با دهان و زبان…
من نميدانستم كه تو را
من نميدانستم كه تو را دوست دارم، تا اينكه آن را از زبان خودم شنيدم. براي لحظهاي انديشيدم: “خدايا من چه گفتم؟” و سپس فهميدم…
من نه به رنگ پوست تعصب
من نه به رنگ پوست تعصب دارم، نه به طبقه و نه به كيش. تنها چيزي كه به آن اهميت مي دهم اين است كه…
من هرگز او را و خنده اش
من هرگز او را و خنده اش را باور ندارم هرگاه كه زبان به بدگويي از خود مي گشايد. (نيچه)
من هرگز اجازه نخواهم داد
من هرگز اجازه نخواهم داد پول مانع كاري شود كه مي خواهم انجام دهم. (نامشخص)
من هرگز مخالف دانش
من هرگز مخالف دانش نيستم، اما دوست دارم انسان نخست در قلب خود ريشه بدواند و سپس، دانش را به عنوان يك وسيله به كار…
من هرگز به آينده فكر نمي
من هرگز به آينده فكر نمي كنم، چرا كه خودش به زودي خواهد آمد. (آلبرت انيشتين)
من هرگز در زندگي ام بازي
من هرگز در زندگي ام بازي را نباخته ام؛ فقط گاهي وقتها، با كمبود وقت مواجه شده ام. (نامشخص)
من هرگز درباره ي هرچه كه
من هرگز درباره ي هرچه كه زندگي مي دهد و مي گيرد اشك نمي ريزم. (فرناندو پسوا)
من هرگز مسائل
من هرگز مسائل، نگرانيها، خشمها و پريشانيهاي خود را به ديگران بروز نميدهم؛ مگر اينكه بتوانند كمك يا راهنماييام كنند. (پرمودا باترا)
من هرگز نمي خواهم اين
من هرگز نمي خواهم اين حرف را از يكي از هم تيمي ها بشنوم كه: “مي توانستم به تو بگويم، اما مي دانستم فايده اي…
من هفت سال شعر گفتم تا
من هفت سال شعر گفتم تا ياد بگيرم چگونه يك جمله ي درست بنويسم. (ريچارد براتيگان)
من هفتصد بار اشتباه
من هفتصد بار اشتباه نكردم، من يك بار اشتباه نكردم. من زماني موفق شدم كه هفتصد راهي را كه موفقيت آميز نبود اصلاح كردم. هر…
من هم مثل همه هستم دنيا
من هم مثل همه هستم؛ دنيا را آنگونه مي بينم كه دلم مي خواهد باشد، نه آنگونه كه به راستي هست. (پائولو كوئيلو)
من همه چيز بودم هيچ يك
من همه چيز بودم، هيچ يك از اين ها [ كه من بودم ] به زحمت اش نمي ارزد. (نامشخص)
من همه چيز خود را به
من همه چيز خود را به گرسنگي و رنجهاي جواني مديون ام. (ناپلئون بناپارت)
من همواره بر اين باور
من همواره بر اين باور بودهام كه حتي اگر يك فردِ تنها، پايبندي نسبتاً بيچون و چرايي به عدم خشونت داشته باشد، ميتواند آتش را…
من هميشه باور داشته ام
من هميشه باور داشته ام كه در طبيعت، زيباتر از زن وجود ندارد. (گابريل گارسيا ماركز)
من هميشه تمايل دارم كه
من هميشه تمايل دارم كه از اشخاص نجيب پيروي كرده و از آنان چيز بياموزم. (ويليام شكسپير)
من هميشه در حال فراگيري
من هميشه در حال فراگيري هستم. سنگ قبرم، مدرك دانشآموختگيام خواهد بود. (نامشخص)
من هميشه مي توانم
من هميشه مي توانم آزادانه انتخاب كنم، اما بايد بدانم كه اگر انتخاب نكنم، باز هم انتخابي كرده ام. (ژان پل سارتر)
من هنگامي آزادم كه همه ي
من هنگامي آزادم كه همه ي جهانيان آزاد باشند؛ تا هنگامي كه يك نفر اسير در جهان هست، آزادي وجود ندارد. (ژان پل سارتر)
من هنوز زنده ام و هنوز
من هنوز زنده ام و هنوز فكر مي كنم. بايد باز زندگي كنم تا باز فكر كنم. (نيچه)
من هيچ وقت در جايي كه مي
من هيچ وقت در جايي كه مي توانم بنشينم نمي ايستم و آنجا كه مي توانم بخوابم نمي نشينم. (هنري فورد)
من هيچ غمي نداشته ام كه
من هيچ غمي نداشته ام كه خواندن يك صفحه كتاب آن را از بين نبرده باشد. (منتسكيو)
من هيچ جمله ي اسف باري
من هيچ جمله ي اسف باري را نمي شناسم كه بتواند انسانيت بشر را تمام و كمال افشا كند. (فرناندو پسوا)
من و شما نيز مي توانيم
من و شما نيز مي توانيم زندگاني خود را به شكل يكي از اين افسانه ها در آوريم، به شرط اينكه شهامت داشته باشيم و…
من و مادرم ناسازگاريها
من و مادرم، ناسازگاريها و كشمكشهاي زيادي با هم داشتيم، ولي به نظرم، او از همهي آنها لذت ميبرد. (مارك تواين)
من وجود ندارم كه جهان را
من وجود ندارم كه جهان را تحت تاثير قرار دهم، وجود دارم كه زندگيم را به شيوه اي بگذرانم كه مرا شادمان سازد. (ريچارد باخ)
من ياد گرفته ام كه وقتي
من ياد گرفته ام كه وقتي به خودم حقيقت را مي گويم، برايم آسانتر است كه با ديگران هم رو راست باشم. (اسپنسر جانسون)
من وقت را تلف كرده ام و
من وقت را تلف كرده ام و اينك وقت، مرا تلف مي كند. (ويليام شكسپير)
من وطنم را بيشتر از
من وطنم را بيشتر از خانواده ام دوست مي دارم، اما به انسانيت بيشتر از كشورم علاقه مندم. (فنلون)
من يك شهروند جهانيام و
من يك شهروند جهانيام و نه يك شهروند آتني. (سقراط)
من يك مادر عادي نبودم
من يك مادر عادي نبودم. البته هيچگاه با فرستادن بچههايم به مدارس شبانهروزي، آنها را از سرِ خودم باز نكردم يا براي نمونه، هيچگاه برايشان…
منتظر بماناما معطل نشو
منتظر بمان،اما معطل نشو. تامل كن، اما توقف مكن، قاطع باش،اما گستاخ مباش. بگو آري، اما نگو حتما.بگو نه، اما نگو ابدا. (نامشخص)
منتسكیو
كشور در صورتی دارای آزادی و استقلال است كه افرادش آزاد و مستقل باشند. منتسكیو
من يكي از كساني هستم كه
من يكي از كساني هستم كه ترجيح مي دهم در ايمان غرق شوم تا اينكه بدون آن شنا كنم. (نامشخص)
من يكبار در تمام روز
من يكبار در تمام روز چيزي نخوردم و در تمام شب نخوابيدم تا بتوانم مسئله اي را حل كنم، اما نتيجه نداد. از اين رو…
منتظر درخواست نياز از
منتظر درخواست نياز از سوي حاجت مند مباش، بلكه شايسته است كه پيش از درخواست، كار او را انجام دهي و با همت خود نيازمندي…
منتظر نمانيد زماني
منتظر نمانيد، زماني مناسب تر از اکنون وجود ندارد. از همين نقطه اي که ايستاده ايد و با همين ابزار و امکاناتي که در اختيار…
منش انسان ها كم كم شكل
منش انسان ها كم كم شكل مي گيرد، ولي به يكباره بروز مي كند. (نامشخص)
منش انسان ها در بحرانها
منش انسان ها در بحرانها ساخته نمي شود، بلكه نشان داده مي شود. (نامشخص)
منش درست يكي از
منش درست، يكي از بنيادهاي “خوب زندگي كردن” است. (جيم رآن)
منش نيك و كار را
منش نيك و كار را ميستاييم؛ پايداري در برابر تيرگي را، پايداري در [برابر] شيون و مويه را. (يَسنَه)
منش يك سرمايه است گنجي
منش، يك سرمايه است؛ گنجي باارزش كه بايد از آن به درستي نگاهباني كرد. (جيم رآن)
منفيگرايان در ذهن خود
منفيگرايان، در ذهن خود، هميشه بدترين گونهي سناريويي را مينويسند كه با هيچ تلاشي، اميدي به بهبودي آن نيست. (استيو چندلر)
مهارت دريانورد در طوفان
مهارت دريانورد در طوفان و شجاعت سرباز در ميدان جنگ آشكار مي گردد؛ باطن و سيرت مردم را در حين بدبختي و مصيبت آنها مي…
مهد پرورش خرد آغوش عقل
مهد پرورش خرد، آغوش عقل نيست، بلكه دامان عشق است. نهال خرد بايد در كوزه عشق كاشته شود و با آب احساسات آبياري گردد. (موريس…
منكر گذشته نميتوان شد
منكر گذشته نميتوان شد، ولي گردن به بردگي آن نيز نميبايد نهاد. گذشته فقط ميتواند فردا را تا اندازهاي برايمان پيشبينيپذير كند. (لئوبوسكاليا)
مهارت و چيرگي پيدا كردن
مهارت و چيرگي پيدا كردن در هر كاري، زمان ميخواهد؛ بايد تمرين كنيد، تمرين كنيد و تمرين كنيد. (جك كانفيلد)
مهر ورزيدن به معناي
مهر ورزيدن به معناي [ =چَم ] آن است كه در وجود خود، به شناخت چيزي فراتر از فهم و دانايي دست يابيم. (كريستين بوبن)
مهرباني به معناي ايجاد
مهرباني به معناي ايجاد فضايي مصنوعي است كه در آن با ديگري، بايد همچون كودك رفتار شود. (ميلان كوندرا)
مهرباني در حق ديگران
مهرباني در حق ديگران، هرگز به هدر نمي رود، بلكه به خودت باز مي گردد. (زيگ زيگلار)
مهرباني زباني است كه لال
مهرباني زباني است كه لال مي تواند با آن سخن گويد و كر مي تواند آن را بشنود و بفهمد. (نامشخص)
مهرباني رشته زريني است
مهرباني رشته زريني است كه افراد اجتماع با آن به هم پيوند مي خورند. (گوته)
مهرباني كه به كلام
مهرباني كه به كلام درآيد، پديدآورندهي اطمينان خواهد بود. مهرباني كه به انديشه درآيد، پديدآورندهي ژرفنگري خواهد بود. مهرباني كه به دهش درآيد، پديدآورندهي عشق…
مهرباني مانند كاشتن بذر
مهرباني مانند كاشتن بذر گندم است كه با گذشت زمان افزايش مي يابد. (مثل آمريكايي)
مهم اين است كه بدانيد از
مهم اين است كه بدانيد از كجا آمده ايد و به اين شكل مي توانيد بفهميد كه به كجا مي رويد. (نامشخص)
مهم اين است كه موقعيت
مهم اين است كه موقعيت هاي دردناك را تجربه كني و از آنها درس بگيري، نه اينكه بكوشي با چيز ديگري ذهن ات را از…
مهم ترين نكته اين است كه
مهم ترين نكته اين است كه در هر لحظه بتوانيم آنچه را كه هستيم به خاطر آنچه مي توانيم بشويم قرباني كنيم. (نامشخص)
مهم اين نيست كه چقدر
مهم اين نيست كه چقدر زندگي مي كنيم مهم اين است كه چگونه زندگي مي كنيم. (پائولو كوئيلو)
مهم مسير سفري است كه مي
مهم، مسير سفري است كه مي پيماييد، نه هدف آن. (ياني منيييتس)
مهم نيست چه برايمان رخ
مهم نيست چه برايمان رخ ميدهد، مهم آن است كه آنچه روي ميدهد، چه تاثيري در ما ميگذارد. (لئوبوسكاليا)
مهم نيست چه كسي هستيد
مهم نيست چه كسي هستيد، چه پيشه اي داريد يا چگونه زمان خود را مي گذرانيد. هر روز فرصتهاي بي شماري در دست داريد تا…
مهم نيست كجا متولد شده و
مهم نيست كجا متولد شده و چگونه و كجا زندگي كرده ام. مهم اين است كه در آنجا كه بوده ام، چگونه رفتاري داشته ام….
مهم نيست در كجاي جهان
مهم نيست در كجاي جهان ايستاده ايم، مهم اين است كه در چه راستايي گام بر مي داريم. (نامشخص)
مهم نيست كه انسان چه
مهم نيست كه انسان چه اندازه مي داند، چه چيز كسب كرده و چگونه پرورش يافته، مهم اين است كه دانسته خود را چگونه بكار…
مهم نيست كه از كجا آغاز
مهم نيست كه از كجا آغاز ميكني، مهم، آن نقطهاي است كه براي پايان دادن بر ميگزيني. (اندرو متيوس)
مهم نيست كه چقدر منزوي
مهم نيست كه چقدر منزوي هستيد و چه ميزان احساس تنهايي مي كنيد. اگر كار خود را براستي و خودآگاهانه انجام دهيد، ياران ناشناخته مي…
مهم نيست كه چند بار شكست
مهم نيست كه چند بار شكست بخوريد؛ ديگر بار برخيزيد و از نو آغاز كنيد. (فلورانس اسكاول شين)
مهم نيست كه چكار ميكنم
مهم نيست كه چكار ميكنم، ولي دوست دارم آن را درست و كامل انجام دهم؛ اين براي كاميابي، بسيار ضروري [=بايسته] است. (كيم وو چونگ)
مهم نيست كه چه اندازه
مهم نيست كه چه اندازه ميبخشيد، مهم اين است كه چگونه ميبخشيد. (پرمودا باترا)
مهم نيست كه چه انديشه اي
مهم نيست كه چه انديشه اي در سر و چه ترسي در دل داريد؛ مهم آن است كه بيكار ننشينيد و دست به كاري بزنيد…
مهم نيست كه چه سن و سالي
مهم نيست كه چه سن و سالي داريد و چه اندازه جوان يا پير هستيد، همواره مي توانيد بيشتر بخواهيد و خواسته هايتان را بدست…
مهم نيست كه چه كاري
مهم نيست كه چه كاري انجام ميدهيد؛ خود را وقف آن كار كنيد. (كيم وو چونگ)
مهم نيست كه چه كار
مهم نيست كه چه كار كردهايد، مهم اين است كه خود را چگونه ساختهايد و چگونه انساني شدهايد. (آنتوني رابينز)
مهم نيست كه ديروز چقدر
مهم نيست كه ديروز چقدر بر شما سخت گذشته است؛ هميشه مي توانيد از نو آغاز كنيد. (بودا)
مهم نيست كه شما سرنگون
مهم نيست كه شما سرنگون شويد، مهم آن است كه دوباره به پاخيزيد. (نامشخص)
مهم نيست كه چه مي خواهيد
مهم نيست كه چه مي خواهيد بكنيد، مهم اين است كه در اين لحظه چه مي كنيد. (ناپلئون هيل)
مهم نيست كه هدفهاي انسان
مهم نيست كه هدفهاي انسان در حوزه هنر، كسب و كار، مذهب، ورزش يا ارتباط با مردم قرار دارند. تنها راه پيشرفت اين است كه…
مهم نيست نردبان چقدر
مهم نيست نردبان چقدر ارتفاع دارد. هر چيزي آغاز و پاياني دارد. انسان بايد پله پله نردبان پيشرفت را طي كند و به همان سان…





