ما هريك بخشي از اين
ما هريك بخشي از اين دنياي پهناوريم. (وين داير)
ما هم توانايي و هم
ما، هم توانايي و هم مسئوليت داريم تا بهترين گزينهها را براي آغاز امروز برگزينيم. (جيم رآن)
ما همان چيزي هستيم كه پي
ما همان چيزي هستيم كه پي در پي انجام ميدهيم؛ بنابراين، تعالي، يك كردار نيست، بلكه يك عادت است. (ارسطو)
ما هم با آدمها معاشرت مي
ما هم با آدمها معاشرت مي كنيم و با هم متواضعانه لباسي را بر تن مي كنيم كه با آن ما را مي شناسند، درباره…
ما همان كسي هستيم كه نقش
ما همان كسي هستيم كه نقش او را ايفا كردهايم. (نامشخص)
ما همچون آدمهايي زندگي
ما همچون آدمهايي زندگي مي كنيم كه دائماً در هراسند كه مبادا فرصت از دست برود. (نيچه)
ما همگي آتشفشان فعالي
ما همگي آتشفشان فعالي هستيم كه ساعت فوراني براي خود داريم، اما هيچ كس از زمان دقيق آن اطلاعي ندارد. (نيچه)
ما همه بردگان شرايط
ما همه بردگان شرايط بيروني هستيم. (فرناندو پسوا)
ما همگي رزم آوران پيكار
ما همگي رزم آوران پيكار زندگي هستيم، اما برخي پيشرويم و برخي دنباله رو. (جبران خليل جبران)
ما همگي در پيشگاه خويش
ما همگي در پيشگاه خويش خود را ساده تر از آنچه هستيم، مي انگاريم و با اين كار، خود را از شر ديگران راحت مي…
ما همه از كارهايي خسته
ما همه از كارهايي خسته مي شويم كه انجام نمي دهيم، وگرنه انجام كار هرگز ما را خسته نمي كند. (نامشخص)
ما همه در درون خود
ما همه در درون خود كشتزارها و باغهايي پنهان داريم. (نيچه)
ما همه ميتوانيم به آن
ما همه ميتوانيم به آن جايگاهي كه ميخواهيم، برسيم. (جيم رآن)
ما همواره در حال كشيدن
ما همواره در حال كشيدن بارهاي گوناگون هستيم. ما هيچ گاه با گذشته نمي ميريم و هيچ گاه گذشته را پشت سر نمي گذاريم. (كريشنا…
ما همه نماد بوده و در دل
ما همه نماد بوده و در دل نمادها ساكن هستيم. (رالف والدو امرسون)
ما هميشه وقت كافي داريم
ما هميشه وقت كافي داريم به شرط آن كه هم بخواهيم و هم درست از آن استفاده كنيم. (گوته)
ما هميشه افرادي را دوست
ما هميشه افرادي را دوست مي داريم كه به ديده شگفتي و تحسين به ما مي نگرند، ولي هميشه افرادي را كه با ديده تحسين…
ما هميشه شجاع نيستيم
ما هميشه شجاع نيستيم. (نيچه)
ما هنگامي كه عاشق مي
ما هنگامي كه عاشق مي شويم دوست داريم ضعف هايمان پنهان بمانند، البته نه به دليل تكبر، بلكه به دليل اينكه معشوق رنج نبرد. (نيچه)
ما هنوز در زمان ماقبل
ما هنوز در زمان ماقبل تاريخ هستيم؛ زيرا تاريخ بشريت آن روز آغاز مي شود كه بشر از همه رنجها و گرفتاريها نجات يابد. (نامشخص)
ما هيچ چيزي را عملي نمي
ما هيچ چيزي را عملي نمي سازيم؛ زندگي مثل آهن ربا ما را جذب مي كند و ما بيهوده مي گوييم: «من حركت مي كنم.»…
ما هيچ دليلي در دست
ما هيچ دليلي در دست نداريم كه بتوانيم وجود فهم و شعور را در سنگ و درخت و غيره منكر بشويم و در اين صورت…
ما يك ميليونيم درصد
ما يك ميليونيم درصد دربارهي هيچ چيز نميدانيم. (توماس اديسون)
ما يا بايد ياد بگيريم كه
ما يا بايد ياد بگيريم كه چگونه با هم مثل برادر زندگي كنيم، يا بايد مثل احمق ها نابود شويم. (مارتين لوتركينگ)
ماتسوشيتا الكتريك پيش از
ماتسوشيتا الكتريك پيش از آنكه لوازم برقي بسازد، آدم مي سازد. (كونوسوكي ماتسوشيتا)
ماجراجو و اهل عمل باشيد
ماجراجو و اهل عمل باشيد تا از طعم دلپذير تغييرات تازه بهره مند شويد. (اسپنسر جانسون)
مادام كه حيوان ناز و
مادام كه حيوان، ناز و نوازش مي شود، واكنش هاي زيبايي دارد، ولي به محض اينكه با او مخالفت مي شود، همه ي خشونت طبيعتش…
مادام كه از رودخانه
مادام كه از رودخانه بيرون نيامده اي، سر به سر تمساح مگذار. (مثل آفريقائي)
ماجراجو و خطرناك باشيد
ماجراجو و خطرناك باشيد، با روزگار به مقابله برخيزيد و ترس به خود راه ندهيد؛ زيرا هر چه پيش آيد خوش آيد. (وينستون چرچيل)
مادام كه خود را باور
مادام كه خود را باور داريد، مي دانيد چگونه زندگي كنيد. (گوته)
مادام كه سبزيد در حال
مادام كه سبزيد، در حال رشد هستيد. به محض اينكه رسيديد، آغاز پوسيدگي شما است. (نامشخص)
مادام كه خود را بزرگ نمي
مادام كه خود را بزرگ نمي داريد، نمي توانيد به اين اميد باشيد كه ديگران، شما را بزرگ دارند و ارج نهند. (ريچارد تمپلر)
مادام كه كسي بتواند عشق
مادام كه كسي بتواند عشق بورزد و لذت ببرد، جوان خواهد ماند. (نامشخص)
مادام كه مجلات ادبي
مادام كه مجلات ادبي، معلومات مختصر و پيش پا افتاده ي مردمان معمولي را چاپ مي كنند، به ويژه ابزار مكارانه اي براي سرقت وقت…
مادام كه نويسنده با هدف
مادام كه نويسنده با هدف سياه كردن و پر كردن كاغذ به نوشتن مي پردازد، در حقيقت بر سر خواننده كلاه مي گذارد، آن را…
مادر آنچه را فرزندش به
مادر، آنچه را فرزندش به زبان نميآورد، ميفهمد. (نامشخص)
مادام كه همانند كودكان
مادام كه همانند كودكان، پاك و بيآلايش نشويد، در بهشت پذيرفته نخواهيد شد. (عيسي مسيح)
مادر تابلوي آفريدگار
مادر، تابلوي آفريدگار است. (پابلو پيكاسو)
مادر جلوه حق است رضايت
مادر، جلوه حق است، رضايت خدا است؛ بايد خدا را خشنود نگاه داشت. (آناتول فرانس)
مادر شاهكار طبيعت است
مادر، شاهكار طبيعت است. (گوته)
مادر فردي نيست كه به او
مادر، فردي نيست كه به او تكيه كنيم، بلكه كسي است كه ما را از تكيه كردن به ديگران بي نياز مي سازد. (نامشخص)
مادر گرانبهاترين دارايي
مادر، گرانبهاترين دارايي يك ملت است و به اندازه اي ارزش دارد كه ميتوان گفت، جامعه زماني به اوج ميرسد كه بتواند از كار و…
مادر يگانه موجودي است
مادر، يگانه موجودي است كه حقيقت عشق پاك را مي شناسد. (اونوره دو بالزاك)
مادر واسطهاي است كه
مادر، واسطهاي است كه از راه آن، كودك نورسيده وجود خود را به صورت يك انسان اجتماعي ديگرگون ميكند. (نامشخص)
مادرم كليد كاميابي من
مادرم كليد كاميابي من بود. او با همهي وجودش به من ايمان داشت و من احساس ميكردم كسي را دارم كه برايش زندگي كنم؛ كسي…
مادهي سگ خانه مانند
مادهي سگ خانه مانند بانوي آن خانه رفتار ميكند. (مثل يوناني)
مال خود را به مرد حسود
مال خود را به مرد حسود نشان نده (کورش کبير)
مال کسي را تاراج مکن و
مال کسي را تاراج مکن و به مال خود مياميز (کورش کبير)
مالكيت اشيا از وسوسه هاي
مالكيت اشيا از وسوسه هاي فرهنگ ما است. آنچه را كه مالك آن هستيم در اختيار خود مي دانيم و احساس مي كنيم كه از…
مالكيت زمين از اهميت
مالكيت زمين از اهميت ويژه اي برخوردار است. چنانچه مقرر گردد كه زمين متعلق به هيچ كس نباشد، مگر آن كس كه روي آن كار…
مانع بازدارنده همان
مانع [=بازدارنده]، همان چيز هراسآوري است كه با چشم برداشتن از هدف، به نظرمان ميرسد. (نامشخص)
مانند آسمان بخشنده و
مانند آسمان بخشنده و مانند زمين افتاده باش؛ رمز زندگي همين است. (مولير)
مانند پرنده باش كه روي
مانند پرنده باش كه روي شاخه سست و ضعيف لحظه اي مي نشيند و آواز مي خواند و احساس مي كند كه شاخه مي لرزد،…
مانند خردمندان بنويس و
مانند خردمندان بنويس و مانند توده ي مردم حرف بزن. (نامشخص)
مانند سايه ها هرچه
مانند سايه ها، هرچه خورشيد زندگي و عمر بيشتر رو به غروب مي نهد، آرزوهاي ما دور و درازتر مي گردند. (ناشناس)
مانند خردمندان بينديشيد
مانند خردمندان بينديشيد، اما به زبان مردم حرف بزنيد. (نامشخص)
مانند عده كمي از مردم
مانند عده كمي از مردم فكر كن و مانند بيشتر مردم سخن بگو. (نامشخص)
ماه را نشانه بگيريد اگر
ماه را نشانه بگيريد، اگر به هدف نزنيد، حتماً يكي از ستاره ها را خواهيد زد. (براون)
مانند مرد عمل فكر كن و
مانند مرد عمل، فكر كن و مانند مرد فكر، عمل كن. (نامشخص)
ماهي و مهمان دو روز اول
ماهي و مهمان دو روز اول خوب هستند، از روز سوم بو مي گيرند. (نامشخص)
ماهي با ماهي زندگي مي
ماهي با ماهي زندگي مي كند، پرنده با پرنده و آدم با آدم. (مثل لهستاني)
ماهيان همه همين مي گويند
ماهيان همه همين مي گويند. آنچه را خود نتوانند پيمود ناپيمودني مي دانند. (نيچه)
ماهيت زيبايي منحصراً آن
ماهيت زيبايي منحصراً آن است كه بتواند انگيزه اي براي مشاهده باشد و به هيچ وجه رابطه اي با زندگي عمل ندارد. (اريك نيوتن)
مايلم كه فرهنگ تمام
مايلم كه فرهنگ تمام كشورها آزادانه در اطراف خانه ام بوزد، ولي اجازه نمي دهم كه بر اثر وزش چنين نسيمي، [ خانه ام ]…
ماهيت احساس دلسوزي آن
ماهيت احساس دلسوزي آن است كه رنج ديگران را از حالت كاملاً خصوصي آن خارج مي كند. (نيچه)
مايه ي خوشبختي انسانيت
مايه ي خوشبختي انسانيت است كه هر انساني فقط آني هست كه هست. (فرناندو پسوا)
مبادا از روي دلسوزي در
مبادا از روي دلسوزي، در برابر آنان كه ميلنگند بلنگيد! (جبران خليل جبران)
مبادا شما را چنين در نظر
مبادا شما را چنين در نظر آيد كه در كارهايتان دون پايه و خواريد؛ بلكه چنين سزد كه آن را به زمان رخدادنش واگذاريد! …كه…
مبارز حقيقي راه روشنايي
مبارز حقيقي راه روشنايي بخشش را مي پذيرد. (پائولو كوئيلو)
مبارزه با مواد مخدر فقر
مبارزه با مواد مخدر، فقر و گرسنگي براي جواني فرهيخته و روشن بين به همان كارآمدي تلاش براي ارتقاي سطح زندگي و احترام گذاشتن به…
مبارزه است كه قدرت مي
مبارزه است كه قدرت مي آورد، نه استراحت. (نامشخص)
مبارزه براي به دست آوردن
مبارزه براي به دست آوردن پيروزي به مراتب زيباتر از خود پيروزي است. طي مسافت لذت بخش تر از كسب هدف است. وقتي پيروز مي…
مبناي موفقيت مقايسه
مبناي موفقيت، مقايسه ارزش اشخاص با ديگران است. تعالي و كمال ارزش اشخاص را با توانمندي بالقوه آنها مي سنجد. (جان جانسون)
مترجمان ديوانه وار لغات
مترجمان ديوانه وار لغات مترادف را دوست مي دارند (من، مفهوم مترادف را به كلي نفي مي كنم: هر كلمه معناي خاص خود را دارد…
متصرف بودن يعني از دست
متصرف بودن يعني از دست دادن، احساس كردن بدون متصرف بودن، يعني پاس داشتن؛ اين بدان معنا است كه از چيزي هستي اش را بيرون…
متولد شدم و ندانستم براي
متولد شدم و ندانستم براي چه؟ زندگي كردم و ندانستم چگونه زندگي كنم؟ اكنون مي ميرم و نمي دانم چرا؟ (بلز پاسكال)
متواضع باش تا دوست
متواضع باش تا دوست بسيار داشته باشي (کورش کبير)
مثل حيوانات از كوه و كمر
مثل حيوانات از كوه و كمر بالا مي روند، احمق وار و عرق ريزان؛ انگار ديگران يادشان رفته بود به ايشان بگويند كه ميان راه…
مَثَل دانشمندان بدكردار
مَثَل دانشمندان بدكردار، مانند تخته سنگي بردهانه نهر است كه نه آب مي نوشد و نه آب را وا مي نهد تا به كشتزاررسد ….
مثل همه نينديشيدنِ كمتر
مثل همه نينديشيدنِ كمتر، نتيجه فهم و شعور برتر است. (نيچه)
مجازات دروغگو اين است كه
مجازات دروغگو اين است كه حتي زماني هم كه حرف راست مي زند، كسي باور نمي كند. (نامشخص)
مجازات كردن كسي كه نمي
مجازات كردن كسي كه نمي داند چه مي كند، نشانه ي توحش است. (ميلان كوندرا)
مجازات كاري بس هراس
مجازات، كاري بس هراس انگيز است. (نيچه)
مجازاتي در جهنم وجود
مجازاتي در جهنم وجود ندارد جز اينكه مجبوري كارهاي ناتمام را تمام كني. (آندره ژيد)
مجردان بيشتر از متاهلين
مجردان بيشتر از متاهلين درباره ي زنان آگاهي دارند، چون اگر نداشتند آنها هم ازدواج مي كردند! (نامشخص)
مجردي و قلندري را مايه ي
مجردي و قلندري را مايه ي شادماني و اصل زندگاني دانيد! (عبيد زاكاني)
مجسمه اندامي مرده است كه
مجسمه اندامي مرده است كه با قلم كنده كاري شده تا مرگ را در ماده اي ابدي نگهداري كند. (فرناندو پسوا)
محال _نشدني است آدمي
محال [ =نشدني ] است آدمي بتواند چيزي را به دست آورد كه خود هرگز نبخشيده است. (فلورانس اسكاول شين)
محاكمه كردن خود از
محاكمه كردن خود از محاكمه كردن ديگران خيلي مشكلتر است. اگر توانستي در مورد خودت قضاوت درستي بكني، معلوم مي شود يك فرزانه تمام عياري….
محال نشدني است آدمي
محال [ =نشدني ] است آدمي بتواند چيزي را به دست آورد كه خود هرگز نبخشيده است. (فلورانس اسكاول شين)
محال است كه آدمي بتواند
محال است كه آدمي بتواند بيش از آنچه آسان مي انگارد، به دست آورد؛ زيرا آدمي در بند اندك چشم داشت هاي ذهن نيمه هشيار…
محبت برتر از عقل است و
محبت برتر از عقل است و بنياد دانش و يقين در روشني قلب است. (بلز پاسكال)
محبت توري است كه روانها
محبت، توري است كه روانها را صيد مي كند. (مادر ترزا)
محبت خرجي ندارد در حالي
محبت خرجي ندارد، در حالي كه همه چيز را خريداري مي كند. (شامفور)
محبت در ازدواج از احترام
محبت در ازدواج از احترام ايجاد مي گردد. (نامشخص)
محبت حقيقي شبيه گياهي
محبت حقيقي شبيه گياهي است كه آهسته رشد مي كند و مادام كه در برابر مشكلات و سختيها پايداري نكند، سزاوار اينكه آن را محبت…
محبت را از ماهي بايد
محبت را از ماهي بايد آموخت كه اگر از آب خارجش كني، مي ميرد. (مثل ايراني)
محبت را به هيچ چيز تشبيه
محبت را به هيچ چيز تشبيه نتوان كرد، زيرا كه هيچ چيز دقيق تر و لطيف تر از محبت نيست. (نامشخص)
محبت راستين اندازه نمي
محبت راستين اندازه نمي گيرد، فقط مي بخشد. (مادر ترزا)
محبت گوهر گرانبهايي است
محبت گوهر گرانبهايي است كه در برخي از قلبها روي آن خاكستر نشسته است. اين پوشش نازك و كوتاه را با تبسم بزداييد تا گوهر…





