كوشش براي كسب دانش
كوشش براي كسب دانش، نخستين و يگانه پايه ي فضيلت است. (اسپينوزا)
كوشش نخستين وظيفه ي
كوشش، نخستين وظيفه ي انسان است. (گوته)
كوشش تازه و جاندار تنها
كوشش تازه و جاندار، تنها راه غلبه بر بدبختي است. (گوته)
كوله بار غم را از دوش
كوله بار غم را از دوش برداشته، شاديهاي زودگذر را فراموش و دقت خود را به رشد و پيشرفت روحمان معطوف كنيم. (نامشخص)
كوههاي عظيم پر از چشمه
كوههاي عظيم پر از چشمه اند و قلبهاي بزرگ پر از اشك. (نامشخص)
كوه در نزد كوهنورد
كوه در نزد كوهنورد، بزرگتر و بهتر آشكار ميشود تا اينكه آن را از دشتي دور ببيند. (جبران خليل جبران)
كيست كه نداند مردان بزرگ
كيست كه نداند مردان بزرگ از درون كاخهاي فرو ريخته به قصد انتقام بيرون مي آيند؛ انتقام از خراب كننده. ندايي در درونم مي گفت…
كيست كه تاكنون خويشتن را
كيست كه تاكنون خويشتن را براي نيك نامي خويش قرباني نكرده باشد؟ (نيچه)
كيفيت زماني بدست مي آيد
كيفيت زماني بدست مي آيد كه مشتريان شما باز گردند، اما محصولات نه. (نامشخص)
كيفيت زندگي شما بستگي به
كيفيت زندگي شما بستگي به كيفيت مديريت شما در استفاده بهتر از زمان دارد. (برايان تريسي)
كيفيت كار درست را بار
كيفيت، كار درست را بار نخست درست انجام دادن و بار دوم بهتر از بار نخست انجام دادن است. (پيتر دراكر)
كين خواهي ويژه ي
كين خواهي، ويژه ي بازندگان است. (ريچارد تمپلر)
كیم وو چونگ
خلاقیت [=آفرینندگی]، با كار سخت افزایش مییابد. كیم وو چونگ
كین هابرد
هوا را سرزنش نكنید، اگر هوا گهگاه دگرگون نمیشد، نود درصد مردم نمیتوانستند سر سخن را باز كنند. كین هابرد
كينه پنهان نمي ماند
كينه پنهان نمي ماند. (ويليام شكسپير)
كينه و تنفر را به كساني
كينه و تنفر را به كساني واگذار كنيد كه نمي توانند دوست بدارند. (ويكتور هوگو)
كينه هرگز كينه را
كينه هرگز كينه را بازنايستاند: قاعدهي گذشته اينكه عشق، كينه را باز ايستاند. (بودا)
كينهور كينه دار به
كينهور [ =كينه دار ] به كينهور و دشمن به دشمن، آن بد نتواند كرد كه انديشهي نيك راهنمون شده به كَس كند. (بودا)
کسي را فريب مده تا
کسي را فريب مده تا دردمند نشوي (کورش کبير)
كيهان داراي ساختاري
كيهان داراي ساختاري هدفمند است. اين ساختار به آن پويايي بخشيده و برآيندي شگرف در آن بر جاي مي گذارد. (ارد بزرگ)
كينه ورزيدن هرگز كاري
كينه ورزيدن هرگز كاري سازنده و مناسب نيست و اگر در تيمي حالت گذشت نباشد، به زودي آن تيم دچار آسيب و زيان خواهد شد….
کسي را که دوستش داري
کسي را که دوستش داري، آزادش بگذار؛ اگر قسمت تو باشد بر مي گردد، وگرنه بدان که از اول مال تو نبوده است.ازدواج هميشه آنگونه…
کسي كه حفظ جان را مقدم
کسي كه حفظ جان را مقدم بر آزادي بداند، لياقت آزادي را ندارد. (بنجامين فرانكلين)
کسي که از شكست مي ترسد
کسي که از شكست مي ترسد، حتما شکست خواهد خورد. (ناپلئون بناپارت)
کسي که چند آرزوي درهم
کسي که چند آرزوي درهم ورهم دارد، به هيچ يک از آنها نمي رسد، مگر [ اينكه ] در بين آنها با ارزش ترين را…
کسي که بيش از اندازه فکر
کسي که بيش از اندازه فکر مي کند، کمتر به نتيجه مي رسد. (فريدريش شيلر)
کسي که شجاعت ندارد در
کسي که شجاعت ندارد، در او حقيقتي نيز وجود ندارد و کسي هم که حقيقت ندارد، صاحب فضيلتي نيست. (نامشخص)
گام نخست پيروزي آگاهي
گام نخست پيروزي، آگاهي است. (آنتوني رابينز)
کودکي که بدون پرسش ما به
کودکي که بدون پرسش ما به گناه خويش اعتراف مي کند، در حال گذراندن نخستين گامهاي قهرماني است. (ارد بزرگ)
گامهاي من رو به جلو
گامهاي من رو به جلو همواره آرام بوده اند. اين را خودم مي دانم، اما هرگز هيچ گامي را رو به عقب برنداشته ام. (آبراهام…
گاندی
ابزارهای شناخت راستی همان قدر ساده است كه سخت می نماید. گاندی
گامها مي گويند كه مرد
گامها مي گويند كه مرد آيا در راه خويش گام مي زند يا نه؛ پس، راه رفتن ام را بنگريد! آن كه به هدفِ خويش…
گاه اتفاق مي افتد كه
گاه اتفاق مي افتد كه شخصي كه فراوان – يعني تقريباً تمام روز را – مطالعه مي كند و در فواصل آن هم وقت خود…
گاه در عشق مي آموزيم كه
گاه در عشق مي آموزيم كه رعايت حال ديگري بهتر از پافشاري در اثبات عقيده است. (لئوبوسكاليا)
گاه رويدادي بس ناچيز مي
گاه رويدادي بس ناچيز مي تواند نقطه ي عطف زندگي انسان باشد. (فلورانس اسكاول شين)
گاه كشتي هاي آدمي از روي
گاه كشتي هاي آدمي از روي درياي بي توجهي به او مي رسند. (فلورانس اسكاول شين)
گاه لازم است كه انسان
گاه لازم است كه انسان ديدگان خود را ببندد، زيرا در بيشتر موارد، خود را به نابينايي زدن نيز نوعي خوشبختي است. (نامشخص)
گاه خاموشي بهتر از سخن
گاه خاموشي، بهتر از سخن، از راز دل خبر مي دهد. (گوته)
گاهان
بايد براي [آباداني] جهان كوشيد و آن را به درستي نگاهباني كرد و به سوي روشنايي برد. گاهان
گاهي نه گفتن به چيزي
گاهي “نه” گفتن به چيزي، در حقيقت، به معني “آري” گفتن به كاميابي است. (زيگ زيگلار)
گاهي افرادي به موفقيت
گاهي افرادي به موفقيت هاي بزرگ مي رسند، تنها به اين دليل ساده كه نمي دانند كاري كه به آن دست زده اند، بسيار دشوار،…
گاهي آدمها تا جايي به هم
گاهي آدمها تا جايي به هم نزديك مي شوند كه ديگر يكديگر را نمي بينند! شايد دوري بتواند دوباره موجب شناخت درست آنها از يكديگر…
گاهي از سر انسان دوستي
گاهي از سر انسان دوستي، كسيرا در آغوش مي گيريم (چون نمي شود تمام انسانها را در آغوش گرفت)، اما نبايد اين نكته را بر…
گاهي انسان مي بايست
[ گاهي انسان ] مي بايست بين چيزي كه به آن عادت كرده و چيزي كه بسيار دلش مي خواهد داشته باشد، يكي را برگزيند….
گاهي بايد بياموزيم كه
گاهي بايد بياموزيم كه چگونه ارزش هاي ناسازگار را با يكديگر آشتي دهيم. (آنتوني رابينز)
گاهي بر هم زدن سبك و روش
گاهي بر هم زدن سبك و روش عادي، سبب كاميابي است. (زيگ زيگلار)
گاهي براي برنده شدن دست
گاهي براي برنده شدن، دست به كارهايي ميزنيم كه با ارزشهاي دروني ما ناسازگار است. در اين موارد، بازندهي اصلي ما هستيم. (آنتوني رابينز)
گاهي بايد خطر كنيد و روي
گاهي بايد خطر كنيد و روي يك شاخه راه برويد، زيرا كه ميوه آنجا است. (ويل راجرز)
گاهي براي پاس داشتن
گاهي براي پاس داشتن خودمان، لازم است كه در برابر بازدارنده هاي احساسي، خونسردي خود را پاس بداريم. (شري كارتر اسكات)
گاهي برخلاف شكست و
گاهي برخلاف شكست و نابوديِ كمابيش قطعي، بايد نابخرد و بزدل باشيم كه در آستانه ي بزرگترين پيروزي نهفته مان، ميدان را ترك كنيم. (جان…
گاهي براي رسيدن به
گاهي براي رسيدن به پيشرفت مي بايست راه سخت كوهستان را برگزينيم. (ارد بزرگ)
گاهي بي رنگي از هر رنگي
گاهي بي رنگي از هر رنگي زيباتر و مفيدتر است. (شاتو بريان)
گاهي برخي چيزها به
گاهي برخي چيزها به اندازه اي به ما نزديك مي شوند كه پژواك شان را مي شنويم. (كريستين بوبن)
گاهي بهترين خدمتي كه
گاهي، بهترين خدمتي كه ميتوانيم به آنها كه دوستشان داريم، بكنيم، اين است كه كنارشان بايستيم، خاموش باشيم، شكيبايي به خرج دهيم، اميدوار باشيم، درك…
گاهي بهتر است كار را
گاهي بهتر است كار را صرفاً براي لذتي كه از آن مي بريم، انجام دهيم. (ريچارد تمپلر)
گاهي تنها راه درمان
گاهي تنها راه درمان روانهاي پريشان، فراموشي است. (ارد بزرگ)
گاهي ترحم ستم است و ستم
گاهي ترحم ستم است و ستم ترحم. (مثل ايتاليايي)
گاهي درد و رنج بهترين
گاهي، درد و رنج، بهترين دوست و آموزگار ماست. (آنتوني رابينز)
گاهي درسهايي با جذابيت
گاهي درسهايي با جذابيت كمتر كه چه بسا مورد پسندتان هم نباشد، در عمل مي توانند نقش دريافت بزرگترين هدايا را براي شما داشته باشند….
گاهي خداوند دارايي را به
گاهي خداوند دارايي را به دست اُلاغان فربهي ميدهد كه از هر موهبت ديگري بي بهرهشان داشته است. (مارتين لوتركينگ)
گاهي درد و رنج چيزهايي
گاهي درد و رنج، چيزهايي به ما ميآموزد كه شادي و شادماني هرگز نميتواند بياموزد. (آنتوني رابينز)
گاهي سادهترين چيزها به
گاهي سادهترين چيزها به نظر ما دشوارترين كارها مينمايد. اگر دلهاي ما باز بود، هيچگاه به مشكلي برنميخورديم. (گاندي)
گاهي دروغ همان كاري را
گاهي دروغ همان كاري را مي كند كه يك چوب كبريت با انبار باروت. (مثل آلماني)
گاهي عامل زمان آنقدر مهم
گاهي عامل زمان آنقدر مهم است كه بايد تنها عامل روشن و فرضيه ي اساسي و اصلي براي پاسخ به مسأله قرار گيرد. (آندره موروا)
گاهي سكوت بيش از هر
گاهي سكوت بيش از هر استدلالي به ما كمك مي كند. (منتسكيو)
گاهي سكوتم دشمن را
گاهي سكوتم دشمن را فرسنگها از مرزهاي خودش نيز به عقب مي نشاند. (نادر شاه افشار)
گاهي صداي پول فرياد عدل
گاهي صداي پول، فرياد عدل را مي كُشد. (مثل يوگسلاوي)
گاهي كمي درد و رنج براي
گاهي، كمي درد و رنج براي رشد و آموختن هرچه بيشتر لازم است. (آنتوني رابينز)
گاهي كار فقر و بيچارگي
گاهي كار فقر و بيچارگي به جايي مي رسد كه رشته ها و پيوندها را مي گسلد. اين مرحله اي است كه تيره بختان و…
گاهي نخستين گام بررسي
گاهي، نخستين گام، بررسي مراحل و گامهاييست كه براي رسيدن به هدف دلخواه شما مورد نياز است. (جك كانفيلد)
گاهي گرايش ما به گسترش
گاهي، گرايش ما به گسترش دادن و كليگويي، برخاسته از اين گرايش و نياز دروني است كه كمتر بينديشيم و آسودهتر باشيم. (آنتوني رابينز)
گاهي نرسيدن به يك رويا
گاهي، نرسيدن به يك رويا كه با ناشكيبايي و مشتاقانه، خواهان آن هستيد، آنچه را به راستي ميخواهيد و به آن نياز داريد و براي…
گاهي نابخردانهترين
گاهي، نابخردانهترين پرسشها، بهترين و زيركانهترين پاسخها را در بر دارد. (پرمودا باترا)
گاهي نگريستن به يك موضوع
گاهي نگريستن به يك موضوع از زاويه اي متفاوت [ =ديگرگون ]، ارزشمند است. (ريچارد تمپلر)
گاهي نمي توان جلوي جريان
گاهي نمي توان جلوي جريان رودخانه ي زندگي را گرفت. (پائولو كوئيلو)
گاهي يتيم بودن هم
گاهي يتيم بودن هم مزايايي دارد. (جين وبستر)
گاهي وقت ها به نظرم مي
گاهي وقت ها به نظرم مي رسد همه چيز نادرست است و زمان فقط فضايي است براي اشتباه گرفتن آرامش؛ چيزي كه براي زمان ناشناخته…
گاهي وقتها بر يك رشته
گاهي وقتها بر يك رشته عمليات نامي مي نهيم و چون با نام مشخص مي سازيم آنها را شي ء مي ناميم، حال آنكه مجموعه…
گاهي هيچ چيز سودمندتر از
گاهي هيچ چيز سودمندتر از عزت نفسي نيست كه بر پايه ي برابري و درستي استوار شده باشد. (نامشخص)
گاهي وقتها مي توانيم طرز
گاهي وقتها مي توانيم طرز فكر خودمان را در ظاهر پرده پوشي كنيم و كساني كه ما را مي بينند گول بزنيم. اما عمر پرده…
گاهي يك نه به جا از
گاهي، يك نه به جا، از صدها غم و اندوه جلوگيري ميكند. (پرمودا باترا)
گدا هر قدر گردنش را كج
گدا هر قدر گردنش را كج تر نگاه دارد، بيشتر دروغ مي گويد. (مثل اسكاتلندي)
گذشت بار سنگين دشمني و
گذشت، بار سنگين دشمني و كينهتوزي را از دوش شما برميدارد و فضاي ذهنتان را براي انديشههاي مثبت و سازنده، پاك و روشن ميسازد. (وين…
گدايان را يكسره بايد از
گدايان را يكسره بايد از ميان برداشت! به راستي، ايشان را چيزي دادن مايه ي آشفتگي است و چيزي ندادن نيز. (نيچه)
گذراندن زندگي در جهت
گذراندن زندگي در جهت هدفي كه آن را بزرگ و شكوهمند ميدانيد، منجر به شادي و سرور راستين ميشود. (جرج برنارد شاو)
گذران زندگي بدون ترس و
گذران زندگي، بدون ترس و دلهره زيباست. نيمي از ترسهاي ما بيپايه و نيمي ديگر بياعتبار هستند. (كريستين بووي)
گذشت خير و بركتيست دو
گذشت، خير و بركتيست دو جانبه، كه هم دهنده و هم دريافت كننده را بهرهمند ميكند. (ويليام شكسپير)
گذشت زمان بيشتر از كتاب
گذشت زمان بيشتر از كتاب مي آموزد. (مثل آلماني)
گذشت نيرومندترين مولد
گذشت، نيرومندترين مولد نيروي جهان است. (ويليام شكسپير)
گذشت زمان آدمي را پير
گذشت زمان آدمي را پير نمي كند، بلكه ترك آرمانها و كمال مطلوبهاست كه ما را پير و افتاده مي سازد. (نامشخص)
گذشت و بخشش شاديآور
گذشت و بخشش، شاديآور است؛ خود شادي است. (پرمودا باترا)
گذشتن از سختي هاي پيش
گذشتن از سختي هاي پيش رو، چندان سخت تر از آن چه پشت سر گذاشته ايم نخواهد بود. (ارد بزرگ)
گذشتن از خواسته ها بهتر
گذشتن از خواسته ها بهتر از رو انداختن به نااهلان است. (نامشخص)
گذشته آينده عظمت و عشق
گذشته، آينده، عظمت و عشق – اگر آنها از تو تهي هستند تو خود از آنها تهي هستي. (والت ويتمن)
گذشته را نمي تواني تغيير
گذشته را نمي تواني تغيير دهي، اما مي تواني از آن بياموزي. (اسپنسر جانسون)
گذشته مكان يادگارها
گذشته مكان يادگارها، آينده مقام اميدها و حال، جايگاه تكليف است. (نامشخص)
گذشته براي آن است كه
گذشته براي آن است كه انسان، توشه اي از عبرت براي آينده خود بردارد. (سعيد نفيسي)
گذشته مرده است
گذشته مرده است. اگر لاشه گذشته را به دنبال خويش بكشيم توان حركت به سوي آينده را از دست مي دهيم. (نامشخص)
گذشته و آينده دزدان
گذشته و آينده، دزدان زمان هستند. (فلورانس اسكاول شين)
گذشته ي شما بهبود نخواهد
گذشته ي شما بهبود نخواهد يافت، پس آن را رها كنيد. (وين داير)





