هيچگاه در يك روز باراني
هيچگاه در يك روز باراني از فرزند خود نپرسيد دوست دارد چكار كند. چون تماشاي آنچه او دوست دارد انجام دهد، بيشك، برايتان جالب نخواهد…
هيچگاه دربارهي به
هيچگاه دربارهي به پايان رساندن هرچه پرشتابتر كارها و يا حجم و گستردگي آنها نينديشيد؛ تنها كافيست كه از همين زمانها بهره گيريد و برخيزيد….
هيچگاه چيزي را خوب نمي
هيچگاه چيزي را خوب نمي فهمي، مگر اينكه بتواني آن را براي مادربزرگت شرح دهي! (آلبرت انيشتين)
هيچگاه نااميد نمي شوم
هيچگاه نااميد نمي شوم، چون هر تلاشي كه به ثمر نرسد گامي به سوي موفقيت است. (نامشخص)
هيچگاه نمي توانيد تمام
هيچگاه نمي توانيد تمام دروس خود را به پايان برسانيد؛ چون تا زماني كه زنده ايد، هميشه درسي براي آموختن وجود دارد. (شري كارتر اسكات)
هيچگاه نميتوانيد كم
هيچگاه نميتوانيد كم ياد بگيريد، فقط ميتوانيد بيشتر ياد بگيريد. دليل اينكه من بسيار زياد ميدانم، اين است كه مرتكب كارهاي نادرست بسيار زيادي شدهام….
و اما طول عمر سعادت! هيچ
و اما طول عمر سعادت! هيچ انسان زنده اي قادر نخواهد بود در برابر آن تاب بياورد؛ ممكن است دوزخي بر روي زمين باشد. (جرج…
و من اين را بلوغ ذهن مي
و من اين را بلوغ ذهن مي خوانم : آنگاه كه بي هيچ پرسشي به زندگي نظر بيندازي و صرفا با شهامت و بي باكي…
و اين كريسمس براي سياه
و اين كريسمس براي سياه است و براي سفيد، براي زرد و براي سرخ؛ بگذار به هر گونه جنگي پايان دهيم. (نامشخص)
و هر كه جوياي نام است
و هر كه جوياي نام است، بايد به هنگام از افتخار كناره گيرد و هنر دشوار به هنگام رفتن را به كار بندد. (نيچه)
و كدامين ثروت است كه
و كدامين ثروت است كه نگاه داريد تا ابد؟ آنچه امروز شما راست، يك روز به ديگري سپرده شود. پس امروز به دست خويش بخشش…
و همه ي ما انسانها
و همه ي ما، انسانها، خانه ها، سنگها، پوستر ها و آسمان مجموعه بزرگي از دوستانيم كه در جستجوي جدل با كلمات در حركت جمعي…
وارد چالشي شو كه از نظر
وارد چالشي شو كه از نظر كيفيت و ارزش، به اندازه ي كافي بزرگ باشد و براي چيرگي و پيروز شدن، به اندازه ي كافي،…
وارونگي آدميان و جانوران
وارونگي آدميان و جانوران در پويايي انديشه و دانش است، اما آدمي هر دم مي تواند به رفتار و خوي بسيار وحشي دست يابد و…
وارد شدن در عمل بدون
وارد شدن در عمل، بدون برنامه ريزي، علت همه شکست هاست. (نامشخص)
وابستگي به آدمهايي كه
وابستگي به آدمهايي كه دو يا سه سال برايشان زياد دلنشين نبودهايد، نگران كننده است. (كريستين بوبن)
واژه ها توانمندترين
واژه ها، توانمندترين نيروهاي جهان هستند. (زيگ زيگلار)
واژه ها بسان اجسام يا
واژه ها بسان اجسام يا نيروهايي مدام در جنبش اند تا در زمان خود به زندگي ِ آفرينندگان خويش بازگردند و ثمره ي خود را…
واژه ها سرشار از پندارها
واژه ها سرشار از پندارها است؛ ارزش آنها همپاي زندگي است. (ارد بزرگ)
واژه ها مانند عينك اگر
واژه ها مانند عينك، اگر چيزي را روشن و شفاف نكنند، آن را تار مي كنند. (نامشخص)
واژهها هميشه براي ابراز
واژهها هميشه براي ابراز احساسات دروني انسان كافي نيست. (پرمودا باترا)
واژهها و گفتهها
واژهها و گفتهها، همواره نقش بسيار مهمي در احساسات ما دارند. (آنتوني رابينز)
واقعيت غير الهي هرگز
واقعيت غير الهي هرگز زيبايي را به ما نمي دهد يا تنها يكبار به ما نشان مي دهد. (نيچه)
واكنش تماشاگر در برابر
واكنش تماشاگر در برابر اثر هنري به همان نسبت كه دامنه ي تجربه اش تنگ تر باشد، ضعيف تر يا محدودتر است. (اريك نيوتن)
والاترين خردي كه
والاترين خردي كه ميتوانم به شما بشناسانم، اين است: هرگز به ديگران اجازه ندهيد افقهايتان را به شما بشناسانند. آنچه را برايتان به چَم كاميابي…
والاترين عمل اين است كه
والاترين عمل اين است كه ديگران را بر خود مقدم بدانيم. (ويليام بليك)
والاترين گونهي عشق
والاترين گونهي عشق، تعالي بخشيدن به [=رشد و بالا بردن] خود است و گذاشتن نيازهاي ديگران و جهاني كه در آن زندگي ميكنيم، در كانون…
والاترين نگرش هاي ما هر
والاترين نگرش هاي ما، هر بار كه غير منتظره به گوش كساني برسد كه براي آنها مهيا و معين نشده اند، بايد و مقرر چنين…
والاترين لذت بر اين
والاترين لذت بر اين پايه است: “لذت درك و شناخت.” (لئوناردو داوينچي)
والاترين هنر در جهان آن
والاترين هنر در جهان آن است كه مريد باشي؛ اين موهبت با هيچ چيز ديگري قابل سنجش نيست… . (اشو)
والاس. دي. واتلز
هر آنچه در ستايش فقر گفته شود، اين حقيقت باقيست كه بدون ثروت نميتوان زندگي كامل و كامروايي داشت. والاس. دي. واتلز
وانمود كن چيزي را كه مي
وانمود كن چيزي را كه مي خواهي، داري، تا به آن برسي. (مثل)
واي بر پدري كه فرزند را
واي بر پدري كه فرزند را نتيجه سوء عمل خود ببيند. (حجازي)
واي بر تو اگر تنها فشار
واي بر تو، اگر تنها فشار زندگي وادارت كند كه برده شوي. (فرناندو پسوا)
واي بر كسي كه نشانه هاي
واي بر كسي كه نشانه هاي خوبان را دارد، ولي خوب نيست. (نامشخص)
وجدان بد انسان را ترسو
وجدان بد، انسان را ترسو بار مي آورد. (مثل آفريقائي)
وجدان بزرگترين فيلسوف
وجدان بزرگترين فيلسوف است. (ژان ژاك روسو)
وجدان شما ابزار سنجش
وجدان شما، ابزار سنجش درست شما از خودخواهي تان است؛ با دقت به آن گوش دهيد. (ريچارد باخ)
وجدان محكمه اي است كه در
وجدان محكمه اي است كه در آن احتياجي به وكيل دادگستري نيست. (مثل انگليسي)
وجدان و شرافت راستين در
وجدان و شرافت راستين در انسان، زماني بيدار ميشود كه بتواند به خودش “نه” بگويد. (استيو چندلر)
وجدان صداي خداوند است
وجدان صداي خداوند است. (لامارتين)
وجدان مانند آينه است كه
وجدان مانند آينه است كه نه چاپلوسي مي كند و نه تحقير مي نمايد. (جورج واشنگتن)
وجه تمايز انسان نه جسم
وجه تمايز انسان نه جسم او بلكه روحش است. (ايمانوئل كانت)
وجود ما به منزله باغي
وجود ما به منزله باغي است كه اراده ي ما باغبان آن است. (ويليام شكسپير)
وجه مشترك جهان و هنرمند
وجه مشترك جهان و هنرمند اين است كه هر روز اشيا براي آنها تازه و گيرا هستند. (نيچه)
وجود تنها يك زمان را مي
وجود تنها يك زمان را مي شناسد؛ زمان حال. زمان گذشته را نمي شناسد، چون ديگر وجود ندارد. زمان آينده را نيز نمي شناسد، چون…
وجود تنها يك آدم بي نشاط
وجود تنها يك آدم بي نشاط كافي است تا كل يك خانه را مسموم ساخته و فضاي آن را تيره و تار سازد. (نيچه)
وجود ما نويسندگان و
وجود ما نويسندگان و هنرمندان اگر تنها يك علت داشته باشد، آن علت چيزي نخواهد بود جز سخن گفتن به جاي همه كساني كه نمي…
وجود يك چيز زيبا يك
وجود يك چيز زيبا، يك شادماني هميشگي است. (نامشخص)
وحدت قدرت آفرين است
وحدت، قدرت آفرين است. (نامشخص)
وزن يك تهمت سنگين تر از
وزن يك تهمت، سنگين تر از هزار هزار دشنام است. (ارد بزرگ)
وحشت حالت يك ضربه را
وحشت، حالت يك ضربه را دارد؛ لحظه اي است كه انسان هيچ چيز نمي بيند. وحشت فاقد هر گونه اثر زيبايي است و انسان تنها…
وزن شعر همان قدرتي است
وزن شعر همان قدرتي است كه تمام ذرات جمله را دوباره منظم ساخته و انتخاب كلمات را ايجاب كرده، انديشه را از نو رنگ آميزي…
وحشت مرگ كه ما را با
وحشت مرگ كه ما را با وجود اينهمه درد، سخت به زندگي چسبانده، براستي موهوم و غير واقعي است. (آرتور شوپنهاور)
وسايل و ابزار ممكن است
وسايل و ابزار، ممكن است دگرگون شوند، ولي هدف همواره يك چيز است. (آنتوني رابينز)
وضع و حال مردمان تنگ فكر
وضع و حال مردمان تنگ فكر به وضع و حال بطريهاي تنگ دهان مي ماند؛ هرچه كمتر در خود دارند، با سر و صداي بيشتري…
وظيفه اصلي و اساسي كلمه
وظيفه اصلي و اساسي كلمه ي قدرت اين است كه در خوشبختي بشر بكوشد. (نامشخص)
وضعيت به ظاهر ترسناك
وضعيت به ظاهر ترسناك، هرچه كه هست، دشواري نيست. واكنش شما سبب لرزش و آشفتگي شما شده است. (گاي فينلي)
وظيفه چيزي است كه
وظيفه، چيزي است كه انتظار داريم ديگران آن را انجام دهند. (اسكار وايلد)
وظيفه اي را كه از همه به
وظيفه اي را كه از همه به شما نزديكتر است، انجام دهيد. (گوته)
وظيفه در درجه اول و ثمره
وظيفه در درجه اول و ثمره اي كه از آن بايد چيد، در درجه دوم قرار دارد. (كنفوسيوس)
وظيفه ما پيش از هر چيز
وظيفه ما پيش از هر چيز آن است كه خود را با ديگري اشتباه نگيريم. (نيچه)
وظيفه هنر پيروي از
وظيفه هنر، پيروي از طبيعت نيست، بلكه بيان آن است. (اونوره دو بالزاك)
وظيفه ي اصلي انسان در
وظيفه ي اصلي انسان در زندگي، تلاش براي زايش دوباره ي خودش است، تا شايستگي هاي دروني خود را شكوفا سازد. (نامشخص)
وظيفه هنر تجلي ايده ها
وظيفه هنر تجلي ايده ها است. (آرتور شوپنهاور)
وظيفه و كار ما اين نيست
وظيفه و كار ما اين نيست كه دلواپس فاصله هاي دور و مبهم و ناشناخته اي كه در پشت ابر و تاريكي پنهان شده اند…
وظيفه ي آموزش اين است كه
وظيفه ي آموزش اين است كه ذهن هاي خالي را به ذهن هاي باز تبديل كند نه ذهن هاي پر. (نامشخص)
وظيفه ي كشتي دريانوردي
وظيفه ي كشتي، دريانوردي نيست، ورود به بندر است. (فرناندو پسوا)
وظيفه ي حقيقي دولت
وظيفه ي حقيقي دولت كارگري اين نيست كه به گِرد اذهان عمومي قلاده پليسي بيندازد، بلكه بر عكس اين است كه آن را از بندگي…
وظيفه ي اصلي دولتهاي
وظيفه ي اصلي دولتهاي حقيقي آن است كه نگذارند به انسانها مانند شيء نگريسته شود و دست كم، محدوديت و نگاهباني را به حداكثر آزادي…
وظيفه ي ما اين است كه
وظيفه ي ما اين است كه خود را از زنداني كه به گستره ي دلسوزي و در آغوش كشيدن تمام آفريده هاي طبيعت و زيبايي…
وظيفه ي نويسنده اين است
وظيفه ي نويسنده اين است كه تعالي ببخشد، بگستراند و نيرو بخشد. (جان اشتاين بك)
وظيفه ي هنرها توصيف
وظيفه ي هنرها توصيف موارد خاصي از حقيقت نيست، بلكه نشان دادن امور مطلق و كلي اي است كه در پشت اين موارد خاص و…
وظيفهي خرد بازشناختن
وظيفهي خرد، بازشناختن خوبي از بدي است. (نامشخص)
وظيفهي انساني ما حكم
وظيفهي انساني ما حكم ميكند تا براي افرادي كه پس از ما ميآيند، زندگي بهتري تدارك ديده و يا دست كم، شرايط كنوني را برايشان…
وفا از والاترين پارسايي
وفا از والاترين پارسايي ها به شمار مي رود. وفا به زندگي ما وحدت مي بخشد و بدون آن، زندگي ما به صورت هزاران احساس…
وعده ها را باور نداشته
وعده ها را باور نداشته باش، چون دنيا پر از وعده است. (پائولو كوئيلو)
وظيفهي درمانگر باليني
وظيفهي درمانگر باليني باتجربه اين است كه به بيمار خود كمك كند تا زواياي نهان خود را آشكار سازد، حالتهاي دفاعي در برابر خودآگاهي خود…
وفا سن و سال و زمان و
وفا سن و سال و زمان و مكان نمي شناسد؛ هميشه و همه جا بايد وفادار بود. (گوته)
وقار به معناي به چَم
وقار به معناي [ =به چَم ] نشان دادن ارج نهادن به خود و داشتن خودباوري است. (ريچارد تمپلر)
وقت بزرگترين و
وقت، بزرگترين و گرانبهاترين چيزي است كه در عالم وجود يافت مي شود و هرگز قابل خريد و فروش نيست. ندارترين گداهاي عالم همان مقدار…
وفاداري به حال است كه
وفاداري به حال است كه وفاداري به آينده را فراهم مي سازد. (فنلون)
وقت خود را با كار پر
وقت خود را با كار پر كنيد. آنان كه دچار نگراني هستند دارويي مناسب تر و ارزانتر از اين براي مقابله با نگراني نمي توانند…
وقت پول و تلاش مورد
وقت، پول و تلاش مورد نياز براي توسعه ي اعضاي تيم در عرض يك شب تيم را تغيير نمي دهد، اما توسعه ي آنها همواره…
وقت نداشتن يعني زمان را
وقت نداشتن يعني زمان را به اكنونِ بد و ناجور هرروزگي افكندن. در آينده بودن، زمان را به وجود مي آورد و فرا مي دهد،…
وقت طلاست
وقت طلاست. (نامشخص)
وقت گرانبها است اما
وقت گرانبها است، اما حقيقت گرانبهاتر است. (ديزرائيلي)
وقتي قدرت عشق بر عشق
وقتي “قدرت عشق” بر “عشق به قدرت” چيره شود، دنيا طعم صلح را مي چشد. (نامشخص)
وقتي اجازه داده اي كه
وقتي اجازه داده اي كه عدم تاييد شخص ديگري مانع تو شود، بخشي از خودت را ناديده گرفته اي. (وين داير)
وقتي احساس مي كنيد كه
وقتي احساس مي كنيد كه هيچ دوستي برايتان باقي نمانده به قفسه كتابهايتان مراجعه كنيد. (نامشخص)
وقتي آدم عاشق است همه
وقتي آدم عاشق است، همه چيز بيشتر معنا دارد. (پائولو كوئيلو)
وقتي آدم بفهمد كه به
وقتي آدم بفهمد كه به هرچيزي – هر چقدر چندش آور- مي تواند عادت كند به اين ضرورت پي مي برد كه بايد همه ي…
وقتي از اخلاق يك فرد سر
وقتي از اخلاق يك فرد سر در نمي آوري به دوستانش نگاه كن. (مثل ژاپني)
وقتي آدم در خودش به
وقتي آدم در خودش به اندازه كافي كمدي و تراژدي دارد ترجيح مي دهد كه از رفتن به تئاتر پرهيز كند. (نيچه)
وقتي از پول يا چيزهاي
وقتي از پول يا چيزهاي باارزش ديگر خود مي گذريد، در درون خويش احساس رضايت مي كنيد. اين كار ديو آز و طمع را نابود…
وقتي از بهتر شدن دست مي
وقتي از بهتر شدن دست مي كشيد، خوب بودن را هم از دست مي دهيد. (نامشخص)
وقتي از مبارزه بيهوده و
وقتي از مبارزه بيهوده و كشمكش هاي بي ثمر با حوادث غير قابل تغيير دست برداريم، در حقيقت نيروهايي كه قادرند ما را به سوي…
وقتي از دارايي خود چيزي
وقتي از دارايي خود چيزي مي بخشي چندان بخشش نكرده اي، بخشش حقيقي آن است كه وجود خود را به ديگري بخشي. (جبران خليل جبران)
وقتي اشتياق وجود داشته
وقتي اشتياق وجود داشته باشد، مردم مي توانند در هر كاري موفق شوند. (چارلز شواب)
وقتي امري را به آينده مي
وقتي امري را به آينده مي سپاريد، [ به اين ] فكر نمي كنيد كه هر روز و هر ساعت، يك كار جديدي را با…





