نهال دوستي حقيقي آهسته
نهال دوستي حقيقي آهسته رشد مي كند. (جورج واشنگتن)
نهالهاي درختان بارور را
نهالهاي درختان بارور را كنار هم با نظم كامل در خاك بنشانيد، زيرا تنها آن كشتزاري از رحمت يزداني بهره خواهد برد كه منظم و…
نهالي كه خود روييده و
نهالي كه خود، روييده و به دست ديگري پرورش نيافته باشد، از اين رو، دِيني به ديگران ندارد. (افلاطون)
نهايت قدرت در اين است كه
نهايت قدرت در اين است كه نتايج مورد نظر خود را به دست آوريد و در عين حال به ديگران ارج بگذاريد. (آنتوني رابينز)
نهفته ترين اسرار ذهن
نهفته ترين اسرار ذهن چيزي است كه مي توان آن را به هشياري در آورد. (زيگموند فرويد)
نوابغ بر خلاف اشخاص
نوابغ بر خلاف اشخاص عادي، تنها به فكر خود نيستند و منافع شخصي را در نظر نمي گيرند. بدين جهت در آثار نوابغ هميشه نظرياتي…
نوابغ حقيقي قلمرو كمدي
نوابغ حقيقي قلمرو كمدي، كساني نيستند كه ما را بيشتر مي خندانند. بلكه كساني هستند كه «حوزه ي ناشناخته ي عنصر كمدي» را باز مي…
نوابغ بزرگ زندگينامه
نوابغ بزرگ زندگينامه بسيار کوتاهي دارند. (رالف والدو امرسون)
نوآوران بزرگ هرگز از كار
نوآوران بزرگ هرگز از كار خود به ستوه نمي آيند؛ وگرنه نمي توانستند به نوآوري هاي بزرگ دست بزنند. (فلورانس اسكاول شين)
نوآوري سرچشمه هاي
نوآوري، سرچشمه هاي گوناگون دارد. شما بايد در محيط و فضايي باشيد كه نوآوري، مورد پذيرش باشد و اين، در همه جا واقعيت ندارد. (گوردون…
نوآوري به خودي خود مشكل
نوآوري، به خودي خود مشكل نيست. اينكه آيا ميخواهيد نوآوري كنيد يا نه، اين مهم است. (كيم وو چونگ)
نوآوري و خودسازي در پي
نوآوري و خودسازي، در پي حركت خودجوش آدمي به دست ميآيد و ارتباط اين دو سبب، انكارناپذير است. (استيو چندلر)
نوآوري در زندگي يك
نوآوري در زندگي، يك ضرورت [=بايستگي] است. (كيم وو چونگ)
نوآوري يعني مشاهده چيزي
نوآوري يعني مشاهده چيزي كه گرچه در برابر چشم همگان است، اما هنوز نامي ندارد و نمي تواند ناميده شود. (نيچه)
نوآوريهاي بزرگ نتيجهي
نوآوريهاي بزرگ، نتيجهي انباشتن نوآوريهاي كوچكِ بسيار است. (كيم وو چونگ)
نوآوريها به وسيله كساني
نوآوريها به وسيله كساني به وجود مي آيد كه حتي در آن رشته كار نكرده اند. (برايان تريسي)
نود درصد از مخاطبين خود
نود درصد از مخاطبين خود را از دست مي دهي، مگر آنكه ياد بگيري سخنت را كوتاه نگاه داري. (ريچارد باخ)
نود درصد آنچه نگرانش
نود درصد آنچه نگرانش هستيم، هرگز روي نخواهد داد. (لئوبوسكاليا)
نود و نه درصد پيروزيهاي
نود و نه درصد پيروزيهاي امروز بر [ پايه ي ] شكست هاي ديروز بنا شده اند. (نامشخص)
نود و نه درصد نبوغ هوش
نود و نه درصد نبوغ [=هوش سرشار]، بستگي به تلاش دارد و براي نابغه شدن در رشتهي خودتان، بايد خود را غرق در كار كنيد….
نود و نه درصد همهي
نود و نه درصد همهي شكستها از آن كساني است كه به آوردن عذر و بهانه خو گرفتهاند. (نامشخص)
نود و هشت درصد موفقيتها
نود و هشت درصد موفقيتها عرق روي پيشاني است و تنها دو درصد الهام از درون است. (توماس اديسون)
نورِ زمان كوتاهي كه
نورِ زمان كوتاهي كه براستي به جستجو ميپردازيم، به مراتب نيرومندتر از تاريكي انبوه ميليونها سال، ترديد و دودلي است. (گاي فينلي)
نور دورترين ستارگان
نور دورترين ستارگان، ديرتر از همه به انسان مي رسد و تا زماني كه نرسيده است، انسان انكار مي كند كه در آنجا ستارگاني وجود…
نوزادان آموزندگان
نوزادان، آموزندگان انديشه اند كه هرگز غم به خود راه نمي دهند. (كريستين بوبن)
نوشتن براي تئاتر را آغاز
نوشتن براي تئاتر را آغاز كردم، زيرا از آن بيزار بودم. (ساموئل بكت)
نوشتن براي شاعر به معناي
نوشتن براي شاعر به معناي از بين بردن ديوار نازكي است كه در پس آن چيزي تغيير ناپذير («شعر») در تاريكي پنهان است. (ميلان كوندرا)
نوشتن بهتر از بي باكانه
نوشتن بهتر از بي باكانه زيستن است. (فرناندو پسوا)
نوشتن تجربيات آسان است
نوشتن تجربيات آسان است؛ فقط كافيست نوشتن را آغاز كنيد. (پرمودا باترا)
نوشتن جمله هاي بلند
نوشتن جمله هاي بلند، نشانه ي بي تجربگي نويسنده است. (نامشخص)
نوشتن ده جلد كتاب فلسفه
نوشتن ده جلد كتاب فلسفه آسانتر از آن است كه انسان تنها يك قاعده و دستور تنها را به مرحله ي اجرا و عمل درآورد….
نوشته خوب آن است كه مثل
نوشته خوب آن است كه مثل كوه يخ، يك هشتم آن آشكار و متكي به بخش ديگرش باشد كه در زير آب پنهان است. (ارنست…
نوشتن شعر را هيچ گاه
نوشتن شعر را هيچ گاه كنار نگذاشتم. من در شعر رابطه ام را با زمان و زندگي نوين مردمم يافتم. (نامشخص)
نوشتن يعني فراموش كردن
نوشتن يعني فراموش كردن؛ ادبيات خوش آيندترين شيوه ي ناديده گرفتن زندگي به شمار مي رود. (فرناندو پسوا)
نوشتهاي را كه برخلاف
نوشتهاي را كه برخلاف توانگري و كاميابي است، نخوانيد و جدي نگيريد. (كاترين پاندر)
نوع بشر با انتخاب
نوع بشر با انتخاب ستمگرانه اي مواجه شده است: كاركردن يا تلويزيون ديدن در روز. (نامشخص)
نوعي بي گناهي در دروغ
نوعي بي گناهي در دروغ نهفته است كه نشانه اي از باور نيك است. (نيچه)
نويسندگان از آن جهت كه
نويسندگان از آن جهت كه چيزهاي نو مي آورند مبتكر نيستند، بلكه از آن جهت چنين اند كه آن چه را مي خواهند بگويند به…
نويسندگانِ نادرستي هم
نويسندگانِ نادرستي هم هستند كه براي مدتي كوتاه، كارشان را از پيش مي برند، ولي نه براي مدتي دراز، نه براي مدتي دراز. (جان اشتاين…
نويسندگاني كه جملات سخت
نويسندگاني كه جملات سخت و پيچيده و مبهم به هم مي بافند، براستي نمي دانند چه مي خواهند بگويند… آنها اغلب مايلند از خودشان و…
نويسندگي تجربه اي خنده
نويسندگي، تجربه اي خنده آور است؛ بايد هزاران بار مُرد تا به تازگي آغازين بنفشه ها دست يافت. (كريستين بوبن)
نويسندگي مستلزم داشتن
نويسندگي مستلزم داشتن اطلاع و استعداد است، [ اما ] سياست نه دانش مي خواهد و نه استعداد؛ كافي است كه مرد سياسي فقط پررو…
نويسندگي نخ ارتباط ميان
نويسندگي، نخ ارتباط ميان پدر و فرزند است. (كريستين بوبن)
نويسنده اي شايسته كه
نويسنده اي شايسته كه ايده هاي بسيار در سر دارد، به زودي خواننده را مجاب مي كند كه براستي و حقيقتاً حرفي براي گفتن دارد….
نويسنده اي كه به كمال
نويسنده اي كه به كمال انسان، باور پابرجا نداشته باشد، نه احساس بخشش و پايبندي به ادبيات دارد و نه هرگز عضو خانواده ي ادبيات…
نويسنده اي كه تنها در پي
نويسنده اي كه تنها در پي حُسن، زيبايي و كمال است، اسير حُسن شناسي، زيبايي و كمال خواهد ماند. (كريستين بوبن)
نويسنده اي كه خواهان
نويسنده اي كه خواهان ايجاز بيان است بايد انديشه خود را گسترش بخشد، نه برعكس. (آرتور شوپنهاور)
نويسنده اي كه مي كوشد بر
نويسنده اي كه مي كوشد بر ترجمه ي رمانهايش نظارت كند، همچون چوپاني كه در پي گله اي از گوسفندان ناآرام است، به دنبال كلمه…
نويسنده بايد به ياد
نويسنده بايد به ياد داشته باشد كه افكار و ملاحظات از قانون جاذبه تبعيت مي كنند؛ يعني از درون كاسه سر آسانتر به روي كاغذ…
نويسنده بايد حرفي براي
نويسنده بايد حرفي براي گفتن داشته باشد. آه! البته منظور حرفهاي زياد است. (آرتور شوپنهاور)
نويسنده بايد در وقت
نويسنده بايد در وقت خواننده، در تمركز حواس و پشتكار او صرفه جو باشد. (آرتور شوپنهاور)
نويسنده خردمند هنگام
نويسنده خردمند هنگام نوشتن براستي با ما حرف مي زند و به همين جهت قادر است در آن واحد، هم سرگرممان كند و هم به…
نويسنده در فضايي از بيم
نويسنده در فضايي از بيم و ارج نهادن به واژه زندگي مي كند، زيرا واژه ها مي توانند ستمگر يا مهربان باشند و نيز مي…
نويسنده شايسته از آنجا
نويسنده شايسته از آنجا كه براستي چيزي در سر دارد همواره نظرات خود را به ساده ترين و صريح ترين شكل بيان مي كند. (آرتور…
نويسنده وظيفه دارد
نويسنده، وظيفه دارد، گنجايش پذيرفته شده ي انسان را براي شكوه و بزرگي روح و روان نشان دهد و آن را بستايد. (جان اشتاين بك)
نياز به كسب اطمينان در
نياز به كسب اطمينان در برابر نوسان هول انگيز ثروت باعث مي شود در برابر مرد ثروتمند و صاحب نفوذي كه آماده است تا سكه…
نياز را ميتوان برآورده
نياز را ميتوان برآورده كرد، ولي آز را هرگز. (پرمودا باترا)
نياز و عسرت سد راه فقرا
نياز و عسرت سد راه فقرا مي شود؛ كار ايشان جاي دانش را مي گيرد و ذهن و افكارشان را به خود معطوف مي سازد….
نيازي نيست با سختي يا
نيازي نيست با سختي يا فشار، به خرد راستين دست يافت، بلكه خرد با سرخوشي و نشاط كودكانه به دست ميآيد. اگر به اين امر…
نيازي به توانمندي بيشتر
نيازي به توانمندي بيشتر، قدرت بيشتر يا فرصت مناسب تر نيست. چيزي كه به آن نياز داريم آن است كه از آنچه داريم استفاده كنيم….
نياساييد زندگي در گذر
نياساييد، زندگي در گذر است. برويد و دليري كنيد، پيش از آنكه بميريد، چيزي نيرومند و متعالي از خود بجاي گذاريد تا بر زمان چيره…
نيايش اگر به گونه ي
نيايش اگر به گونه ي تهاجمي و با پافشاري و پي در پي انجام گيرد، به اجابت مي رسد. (توماس اديسون)
نيايش كشش روح به سوي
نيايش، كشش روح به سوي كانون غير مادي جهان است و اساس نيايش بر دو پايه استوار است: فقر و عشق. (الكسيس كارل)
نيايش ها همان گونه پاسخ
نيايش ها همان گونه پاسخ مي يابند كه پرسيده شده اند. (نامشخص)
نيرنگ پيران بدنهاد تنها
نيرنگ پيران بدنهاد تنها با مرگ به پايان مي رسد. (ارد بزرگ)
نيت نخستينِ كسي كه عمل
نيت نخستينِ كسي كه عمل مي كند، در هر كاري كه باشد، آشكار ساختن تصوير خويش است. (دانته)
نيرومند پيروزمند است
نيرومند، پيروزمند است؛ اين هنجاري جهان گستر است. از حق و باطل به معناي عام حرف زدن، سخن پوچ است. هيچ خشونت، ناموس ربايي، بهره…
نيرومندترين انديشه در هر
نيرومندترين انديشه در هر دوراني، انديشه ي نيرومندان است و نبوغ ويژه اي لازم نيست تا نشان داده شود كه جوهر انسان بودن در هر…
نيرومندترين اهرمها اراده
نيرومندترين اهرمها اراده است. (اسمايلز)
نيرومندترين اهرمها
نيرومندترين اهرمها، اراده است. (ساموئل بكت)
نيرومندترين سلاح روي
نيرومندترين سلاح روي كرهي زمين، روح انسان است كه شليك ميكند. (نامشخص)
نيرومندترين مردم كسي است
نيرومندترين مردم كسي است كه خشم خود را نگه دارد. (افلاطون)
نيروهاي بالقوهي بيشتر
نيروهاي بالقوهي بيشتر مردم، فراتر از ميزانيست كه از آن آگاهي دارند يا آمادهاند آن را بكار گيرند. (كيم وو چونگ)
نيروي اراده و سامان شخصي
نيروي اراده و سامان شخصي را تنها خودتان ميتوانيد در خودتان به وجود بياوريد؛ تنها بايد اراده كنيد. (استيو چندلر)
نيروهاي بالقوهي خود را
نيروهاي بالقوهي خود را تا جايي كه ميتوانيد، گسترش دهيد؛ چون اگر اراده كنيد، شما هم ميتوانيد نبوغ [=هوش سرشار] خفتهي خود را بيدار سازيد….
نيروي انسان به هنگام
نيروي انسان به هنگام دادرسي فروكش ميكند، ولي نيرويي در او سر برميآورد كه به هنگام نبرد، ناتوان را در بند مي كند. (نامشخص)
نيروي انگاره ي ما ده
نيروي انگاره ي ما، ده بار توانمندتر از نيروي اراده است. (آنتوني رابينز)
نيروي باطني ريشهدار نه
نيروي باطني ريشهدار، نه چشم و همچشمي ميكند نه سنجش؛ درست مانند اينكه عقابي بخواهد شبيه كلاغ پرواز كند يا شبيه اردك راه برود. نه…
نيروي پنهان در يك جادهي
نيروي پنهان در يك جادهي روستايي، زماني كه در آن گام برداريم، متفاوت [=ديگرگون] است با زماني كه با هواپيما از رويش بگذريم. (والتر بنيامين)
نيروي پنهان در يك متن
نيروي پنهان در يك متن، زماني كه آن را بخوانيم، متفاوت [=ديگرگون] است با زماني كه از رويش نسخهبرداري كنيم. (والتر بنيامين)
نيروي دوباره برخاستن و
نيروي «دوباره برخاستن» و آغاز كردن را در خود بيافزاييد. به ياد داشته باشيد كه آخرين كليد باقي مانده، شايد گشاينده ي قفل در باشد….
نيروي دانش و معرفت بدون
نيروي دانش و معرفت، بدون اراده ي قوي مانند درخت بي بار است. (نامشخص)
نيروي فكر آدميزاد را از
نيروي فكر، آدميزاد را از حيوانات متمايز ساخت. همين نيرو آنان را از نيرومندترين و بزرگترين حيوانات وحشي هم نيرومندتر ساخت. (جواهر لعل نهرو)
نيروي معجزه آسايي كه
نيروي معجزه آسايي كه بزرگترين رؤياها و آرزوهاي ما را برآورده مي سازد، در درون همه ي ما نهفته است؛ وقت آن است كه اين…
نيرويي كه براي واگذار
نيرويي كه براي واگذار كردن كار امروز به فردا صرف مي شود، اغلب براي انجام وظيفه همان روز كافي است. (نامشخص)
نيرويي كه در انسان نهفته
نيرويي كه در انسان نهفته است، طبيعتي تازه دارد و هيچ كس جز او نمي داند كه چه مي تواند انجام دهد و خودش هم…
نيش هاي چند مگس هرگز اسب
نيش هاي چند مگس هرگز اسب چابك را از تاختن باز نمي دارد. (فرانسوا ولتر)
نيك بخت ترين مردم كسي
نيك بخت ترين مردم كسي است كه كردار به سخاوت بيارايد و گفتار به راستي. (ابوعلي سينا)
نيك بخت كسي است كه نه از
نيك بخت كسي است كه نه از مردن كسي شاد شود و نه كسي از مردن او شاد گردد. (سعيد نفيسي)
نيك بختي آن نيست كه
نيك بختي آن نيست كه انسان خود به خود دوست داشته باشد، بلكه اين است كه غرور آميخته با نفرتي به خرسندي برسد. نيك بختي،…
نيك بختي جامعه به مراتب
نيك بختي جامعه به مراتب مهمتر از نيك بختي فرد است. (افلاطون)
نيك بختي را مي توان در
نيك بختي را مي توان در يك شن ساده ي صحرا يافت. چون يك دانه ي شن، يك لحظه از آفرينش است و جهان براي…
نيك زيستن امروز ديروز
نيك زيستن امروز، ديروز را به خوابي شيرين و فردا را به رؤياي اميد بدل مي سازد. (نامشخص)
نيك تر نوشتن همزمان به
نيك تر نوشتن همزمان به معناي نيك تر انديشيدن نيز هست. (نيچه)
نيك نامي از كمربند زرين
نيك نامي از كمربند زرين بهتر است. (مثل فرانسوي)
نيكان از دور بدرخشند
نيكان از دور بدرخشند، چون كوههاي پوشيده از برف. بَدان ديده نشوند، چون تيرهايي كه به شب اندازند. (بودا)
نيكان در همه حال با
نيكان در همه حال با دورانديشي گام بردارند؛ نيكان از براي برآوردن خواهش شهواني، سخن نگويند؛ خردمندان در غم و شادي هرگز به هيجان نيايند…
نيكمرد نيست كه به مهماني
نيكمرد نيست كه به مهماني زيردست مي رود، بلكه زيردستي به مهماني نيكمرد مي رود. (افلاطون)
نيكبختي همين دور و بر
نيكبختي، همين دور و بر است. (نامشخص)
نيكو شمرده شدن حتي از
نيكو شمرده شدن، حتي از سوي يك نفر، بسيار كارآمد است. (ساموئل جانسون)





