طلبکار خدا را درد دل بسیار می باشد
طلبکار خدا را درد دل بسیار می باشد گره در سبحه بیش از رشته زنار می باشد خطر بسیار دارد حرف حق با باطلان گفتن…
طمع بوسه از آن لعل شکر خا دارم
طمع بوسه از آن لعل شکر خا دارم خیر از خانه در بسته تمنا دارم چون قدح چشم به احسان صراحی است مرا روزی خود…
طوفان گل و جوش بهارست ببینید
طوفان گل و جوش بهارست ببینید اکنون که جهان بر سر کارست ببینید در سبزه و گل آب روان پرده نشین است ماهی که درین…
طوطی ز سخن صیقل آیینه جان است
طوطی ز سخن صیقل آیینه جان است آن را که سخن سبز کند خضر زمان است بس خون که کند در جگر چشمه حیوان از…
طومار زلف شرح پریشانی من است
طومار زلف شرح پریشانی من است آیینه فرد دفتر حیرانی من است موجی که نوح را به کمند خطر کشد باد مراد کشتی طوفانی من…
طومار عمر طی شد و غافل نشسته ای
طومار عمر طی شد و غافل نشسته ای برخاست شور حشر و تو کاهل نشسته ای در وادیی که برق خورد نیش کاهلی از غفلت…
طی به ماهی سازد از کندی، ره یک روزه را
طی به ماهی سازد از کندی، ره یک روزه را رشته بیرون آمده است از پای، ماه روزه را در مه شوال، دست از باده…
طومار عمر طی شد و غافل نشسته ایم
طومار عمر طی شد و غافل نشسته ایم در راه آرمیده چو منزل نشسته ایم بالین ز تیغ کرده و آسوده خفته ایم بر موج…
طی شد زمان پیری ودل داغدار ماند
طی شد زمان پیری ودل داغدار ماند صیقل شکست وآینه ام در غبار ماند چون ریشه درخت که ماند به جای خویش شد زندگی وطول…
طی شود در یک نفس آغاز و انجام حیات
طی شود در یک نفس آغاز و انجام حیات شعله جواله باشد گردش جام حیات مهلت از نوکیسه جستن از خرد دورست دور چون سبکروحان…
ظاهر مردان به زیور گرنباشد گو مباش
ظاهر مردان به زیور گرنباشد گو مباش حلقه بیرون در گر زر نباشد گومباش رخنه های دام، فتح الباب صید بسته است سینه مارا رفو…
ظاهر و باطن مردان به صفا می باشد
ظاهر و باطن مردان به صفا می باشد پشت این آینه ها روی نما می باشد خودنمایی نبود شیوه روشن گهران چون زره جوهرشان زیر…
عاجزی از عاشق، از معشوق طنازی خوش است
عاجزی از عاشق، از معشوق طنازی خوش است از سپند افتادن، از آتش سرافرازی خوش است کوهکن حیف است فارغبال دارد تیشه را ناخنی تا…
ظلم است که درمان خود از درد ندانی
ظلم است که درمان خود از درد ندانی قدر دل گرم و نفس سرد ندانی از زردی چهره است منور دل خورشید ای وای اگر…
ظلم فریادی از ضعیفان است
ظلم فریادی از ضعیفان است ناله برق در نیستان است تیغ بیدادگر دو سر دارد از هدف بیش تیر نالان است سفره خاک و خوان…
عارض او در نقاب از دیده گستاخ کیست؟
عارض او در نقاب از دیده گستاخ کیست؟ زیر ابر این آفتاب از دیده گستاخ کیست؟ شهسوار من ز شوخی چون نمی آید به چشم…
عارف متابعت نکند قال و قیل را
عارف متابعت نکند قال و قیل را بانگ درا به کار نیاید دلیل را با دوستان حق چه کند خصم شعله خوی؟ باغ و بهارهاست…
عارف به اختیار خود از سر گذشته است
عارف به اختیار خود از سر گذشته است این رشته ناگسسته ز گوهر گذشته است از ترکتاز حادثه، صحرای سینه ام کشتی است بی حصار…
عارفان را نکهت سیب ذقن جان می دهد
عارفان را نکهت سیب ذقن جان می دهد طفل مشرب جان برای نار پستان می دهد با سبکروحان به نقد دل گرانی چون کنم؟ شمع…
عارف از راه به سجاده تقوی نرود
عارف از راه به سجاده تقوی نرود تیغ بر کف به سر منبر دعوی نرود با سیه دل ید بیضا چه تواند کردن؟ زنگ کفر…
عارف ز نه سپهر چو صرصر کند گذار
عارف ز نه سپهر چو صرصر کند گذار چون برق ازین سیاهی لشکر کند گذار از پیچ و تاب جسم، مسیح از فلک گذشت باریک…
عارفانی که ازین رشته سری یافته اند
عارفانی که ازین رشته سری یافته اند بی خبر گشته ز خود تا خبری یافته اند سالها مرکز پرگار حوادث شده اند تا ازین دایره…
عارفانی که به تسلیم و رضا ساخته اند
عارفانی که به تسلیم و رضا ساخته اند مردمک را سپر تیر قضا ساخته اند وای بر ساده دلانی که ز دریا چو حباب از…
عاشق از طعنه اغیار چه پروا دارد؟
عاشق از طعنه اغیار چه پروا دارد؟ آتش از سرزنش خار چه پروا دارد؟ سنگ را سرمه کند نقش پی گر مروان پای مجنون ز…
عاشق حذر ز آتش سودا نمی کند
عاشق حذر ز آتش سودا نمی کند مجنون ز چشم شیر محابا نمی کند رطل گران نکرد دوا رعشه مرا لنگر علاج شورش دریا نمی…
عاشق پروانه مشرب را چه پروای سرست؟
عاشق پروانه مشرب را چه پروای سرست؟ رشته این شمع بی پروا کمند صرصرست خلق خوش غم های عالم را پریشان می کند چین ابروی…
عاشق آزرده و محزون و غمین می باید
عاشق آزرده و محزون و غمین می باید صاحب گنج گهر تلخ جبین می باید خیره چشمان هوس را ادبی در کارست حسن بی قید…
عاشق حذر ز دیده اختر نمی کند
عاشق حذر ز دیده اختر نمی کند از آتش احتراز سمندر نمی کند عارف ز شاهدان مجازست بی نیاز دریاکش التفات به ساغر نمی کند…
عاشق ز رفتن دل بیتاب می برد
عاشق ز رفتن دل بیتاب می برد فیضی که خاک از آمدن آب می برد در سینه های صاف نگیرد قرار دل آیینه اختیار ز…
عاشق دلشده هرچند که آواز دهد
عاشق دلشده هرچند که آواز دهد کوه تمکین تو مشکل که صدا باز دهد راه در خلوت وصل تو سپندی دارد که ز خاکستر خود…
عاشق سلسله زلف گرهگیرم من
عاشق سلسله زلف گرهگیرم من روزگاری است که دیوانه زنجیرم من نکنم چشم به هر نقش سبکسیر سیاه محو یک نقش چو آیینه تصویرم من…
عاشق سرگشته را از گردش دوران چه باک ؟
عاشق سرگشته را از گردش دوران چه باک ؟ موج دریا دیده را از شورش طوفان چه باک ؟ کشتی بی ناخدا رابادبان لطف خداست…
عاشق صادق بود گر پاکدامان همچو صبح
عاشق صادق بود گر پاکدامان همچو صبح گل به دامن چیند از خورشید تابان همچو صبح از تنور سرد آرد گرم بیرون نان خویش نور…
عاشق صادق نمی دارد تمناهای خام
عاشق صادق نمی دارد تمناهای خام تخم انجم در زمین صبح می سوزد تمام کام و ناکامی درین گلشن هم آغوش همند بیشتر از فصلها…
عاشق صادق نیندیشد ز آتش تاختن
عاشق صادق نیندیشد ز آتش تاختن زر خالص را محابا نیست از بگداختن روزگاری را که کردم صرف تسخیر بتان می توانستم دو عالم را…
عاشق غم اسباب چرا داشته باشد
عاشق غم اسباب چرا داشته باشد دارد همه چیز آن که تراداشته باشد دل پیش تو مشکل سر ماداشته باشد ما راچه کند آن که…
عاشق که حرف عشق به اغیار می زند
عاشق که حرف عشق به اغیار می زند آبی به روی صورت دیوار می زند نظاره اش به خرج تماشا نمی رود چشمی که ساغر…
عاشق کجا به کعبه و دیر التجا کند
عاشق کجا به کعبه و دیر التجا کند حاشا که خضر پیروی نقش پا کند کی ناز خشک می کشد از موجه سراب لب تشنه…
عاشق کجا به شکوه دهن باز می کند
عاشق کجا به شکوه دهن باز می کند این کبک خنده بر رخ شهباز می کند تمکین ترا بجاست ز سنگین دلان که حسن در…
عاشق محو به دلدار نمی پردازد
عاشق محو به دلدار نمی پردازد بلبل مست به گلزار نمی پردازد ریسمان بازی تقلید بود پیشه عقل عشق با سبحه و زنار نمی پردازد…
عاشقان را چه غم از سلسله پا باشد؟
عاشقان را چه غم از سلسله پا باشد؟ موج کی مانع آمد شد دریا باشد؟ پیش چشمی که نرفته است ازو آب حیا در و…
عاشقان را دم تسلیم نفس می رقصد
عاشقان را دم تسلیم نفس می رقصد مرغ آزاد چو گردد ز قفس می رقصد ناله در انجمن وصل سرود طرب است محمل لیلی از…
عاشقان رامغز درسر گرنباشد گومباش
عاشقان رامغز درسر گرنباشد گومباش کف اگر در بحر پرگوهر نباشد گو مباش داغ در دل هست، اگر بر سر نباشد گو مباش حلقه بیرون…
عاشقان زان لب شیرین به سخن ساخته اند
عاشقان زان لب شیرین به سخن ساخته اند بوشناسان به نسیمی ز چمن ساخته اند چون قلم، موی شکافان دبستان وجود از دو عالم به…
عاشقانی که به تسلیم و رضا می باشند
عاشقانی که به تسلیم و رضا می باشند تا به گردن همه در آب بقا می باشند به خبر صلح کن از خلق که چون…
عاصیان را گریه از شرم گناه آرد برون
عاصیان را گریه از شرم گناه آرد برون روی نورانی ز زیر ابر ماه آرد برون برنمی آید ز تن بی همت مردانه دل رستمی…
عافیت زان غمزه خونخوار می خواهد دلم
عافیت زان غمزه خونخوار می خواهد دلم آب رحم از تیغ بی زنهار می خواهد دلم راه حرفی پیش لعل یار می خواهد دلم خلوتی…
عاقبت این مرغ وحشی زین قفس خواهد شدن
عاقبت این مرغ وحشی زین قفس خواهد شدن با نواسنجان قدسی همنفس خواهد شدن پرتو خورشید را زنجیر کردن مشکل است از همان راهی که…
عاقبت تسخیر آن سیمین بدن خواهیم کرد
عاقبت تسخیر آن سیمین بدن خواهیم کرد چشم چون دستار خود را پیرهن خواهیم کرد دامن یوسف به دست پاک ما خواهد فتاد بر زلیخا…
عاقبت کار نظربازان به سامان می شود
عاقبت کار نظربازان به سامان می شود گرد مجنون سرمه چشم غزالان می شود نه فلک تنگ است بر خورشید عالمتاب عشق لیک از کوچکدلی…
عاقبت در سینه ام دل از تپیدن بازماند
عاقبت در سینه ام دل از تپیدن بازماند بس که پر زد درقفس این مرغ از پرواز ماند سوختم و زخاطرم زنگ کدورت برنخاست رفت…
عاقل ز فکر چون به در کبریا رسد
عاقل ز فکر چون به در کبریا رسد از موج آب مرده به دریا کجا رسد در وادیی که خضر در او موج می زند…
عاقلانی که ز زنجیر تو سر وا زده اند
عاقلانی که ز زنجیر تو سر وا زده اند غافلانند که بر دولت خود پا زده اند در و دیوار ز شوق تو ندارد آرام…
عالم امنی اگر هست همین بیهوشی است
عالم امنی اگر هست همین بیهوشی است هست اگر جنت در بسته همین خاموشی است هر که افتاده به زندان خرد می داند که پریخانه…
عالم بیخبری بود بهشت آبادم
عالم بیخبری بود بهشت آبادم تا به هوش آمدم از عرش به فرش افتادم عشق بر باد اگر داد باکی نیست می کشد جانب خود…
عالم اسباب غیر از پرده های خواب نیست
عالم اسباب غیر از پرده های خواب نیست دیده بیدار دل بر عالم اسباب نیست می کند خورشید هم دریوزه آب از دیده ها نه…
عالم بالا ندارد فیض ازپاکان دریغ
عالم بالا ندارد فیض ازپاکان دریغ قطره خود را ندارد از صدف نیسان دریغ زر که صرف کیمیا گردد یکی صد می شود خرده جان…
عالم ختن شد از قلم مشکسود ما
عالم ختن شد از قلم مشکسود ما جای ترحم است به زخم حسود ما برهان آدمیت ما، قدسیان بسند گو شعله زاده ای ننماید سجود…
عبیر زلف به جیب صبا نباید ریخت
عبیر زلف به جیب صبا نباید ریخت به چشم بی بصران توتیا نباید ریختی به زود، باده به اهل ریا نباید داد به خاک شوره…
عالم مکار با ارباب عقبی دشمن است
عالم مکار با ارباب عقبی دشمن است این چه خس پوش با دلهای بینا دشمن است اهل ابرامند محروم از کرامت های عشق بی سؤال…
عالمی را از عمارت پای در گل رفته است
عالمی را از عمارت پای در گل رفته است وسعت از دست و دل مردم به منزل رفته است می شود زنجیر پا عقل فلک…
عالمی نیست که عزلت نبود بهتر از آن
عالمی نیست که عزلت نبود بهتر از آن نیست کنجی که قناعت نبود بهتر از آن طرف صحبت اگر خضر و مسیحا باشد صحبتی نیست…
عالمی را روی شرم آلود او دیوانه ساخت
عالمی را روی شرم آلود او دیوانه ساخت شمع در فانوس کار یک جهان پروانه ساخت نغمه سنجان چمن را شور من دیوانه ساخت برگ…
عجب دارم که یار این نابسامان را به یاد آرد
عجب دارم که یار این نابسامان را به یاد آرد چه افتاده است کس خواب پریشان را به یاد آرد؟ فراموشی زیاران لازم افتاده است…
عتاب و لطف می گردد ز ابروی بتان پیدا
عتاب و لطف می گردد ز ابروی بتان پیدا که باشد قوت بازوی هر کس از کمان پیدا چو تار از گوهر و جوهر ز…
عتاب و لطف ز ابروی گلرخان پیداست
عتاب و لطف ز ابروی گلرخان پیداست صفای هر چمن از روی باغبان پیداست مرا که خرمن گل در کنار می باید ازین چه سود…
عجب که یک دل خوش در جهان شود پیدا
عجب که یک دل خوش در جهان شود پیدا ز شوره زار کجا گلستان شود پیدا؟ مده چو تیر هوایی به باد عمر عزیز کشیده…
عجز بر سر پنجه اقبال چون زور آورد
عجز بر سر پنجه اقبال چون زور آورد از شکرخند سلیمان روزی مور آورد حاصل روی زمین بردار از یک کف زمین هر سحرخیزی که…
عذار نوخط دلدار دیدنی دارد
عذار نوخط دلدار دیدنی دارد گلی که می رود از دست چیدنی دارد اگر چه خشک شد از خط عقیق سیرابش به بوی می لب…
عرش بلند مرتبه بنیان آدم است
عرش بلند مرتبه بنیان آدم است خورشید عقل، شمسه ایوان آدم است آدم چه جوهری است، که گنجینه سپهر با صد هزار چشم نگهبان آدم…
عرض صفا به اهل هنر می کنی مکن
عرض صفا به اهل هنر می کنی مکن پیش کلیم دست بدر می کنی مکن صدق عزیمت است دلیل ره طلب تو سست عزم، عزم…
عرض نادادن کمال خود، کمال دیگرست
عرض نادادن کمال خود، کمال دیگرست چهره پوشیدن حالان را جمال دیگرست می کند هر چند چشم شور طوفان در گزند خودپسندی مرد را عین…
عرق به برگ گلت می دود شتاب زده
عرق به برگ گلت می دود شتاب زده نگاه گرم که این نقش را بر آب زده؟ چه خانه ها که رساند به آب، طوفانش…
عرق به پاکی گوهر کجا چو باده بود
عرق به پاکی گوهر کجا چو باده بود حرامزاده کجا چون حلالزاده بود حضور دل نشود با گشاده رویی جمع که شاهراه حوادث در گشاده…
عرق چو بر رخت از گرمی شراب آید
عرق چو بر رخت از گرمی شراب آید شفق به ساغر زرین آفتاب آید خیال خال تو آمد به دل ز روزن چشم چنان که…
عرق رامی کند بی دست و پا لغزنده رخسارش
عرق رامی کند بی دست و پا لغزنده رخسارش دهد از دور شبنم آب، چشم خود ز گلزارش ز دست رعشه داران ساغر سرشار می…
عرق رخسار آن خورشید طلعت بر نمی دارد
عرق رخسار آن خورشید طلعت بر نمی دارد که چشم از پشت پا نرگس زخجلت بر نمی دارد نگردد چون سر انگشت اشارت رزق دندانها؟…
عرق به چهره نشسته است آن پریوش را
عرق به چهره نشسته است آن پریوش را که دیده است به این آبداری آتش را؟ ز عکس خویش در آیینه روی می پوشد چگونه…
عرق ز شرم تو بر روی آفتاب دوید
عرق ز شرم تو بر روی آفتاب دوید ز شوق لعل تو خون در رگ شراب دوید دهان تنگ تو بر ذره کار تنگ گرفت…
عرق فشانی آن گلعذار را دریاب
عرق فشانی آن گلعذار را دریاب ستاره ریزی صبح بهار را دریاب غبار خط به زبان شکسته می گوید که فیض صبح بناگوش یار را…
عزلت از عالم دلگیر برآورد مرا
عزلت از عالم دلگیر برآورد مرا بی کسی از دهن شیر برآورد مرا بود از تیغ زبان در ته شمشیرم جای خامشی از ته شمشیر…
عرق نه از رخ آن گلعذار می ریزد
عرق نه از رخ آن گلعذار می ریزد ستاره از فلک فتنه بار می ریزد گره به رشته پرواز من گلی زده است که از…
عشاق دل به دیده روشن کشیده اند
عشاق دل به دیده روشن کشیده اند چون ذره رخت خویش به روزن کشیده اند در جلوه گاه حسن تو منصور وار خلق کرسی زدار…
عشرت روی زمین بی سر و پایان دارند
عشرت روی زمین بی سر و پایان دارند دخل بی خرج اگر هست گدایان دارند فارغند از غم دستار و سرانجام لباس چه حضورست که…
عشاق را خرام تو از خویش می برد
عشاق را خرام تو از خویش می برد سیل بهار هر چه کند پیش می برد هر کس که بی رفیق موافق سفر کند با…
عشاق سر به جیب نه آسان کشیده اند
عشاق سر به جیب نه آسان کشیده اند جان داده اند و سر به گریبان کشیده اند بهر خدا ز خلق شکایت نکرده اند در…
عشرت روی زمین در بردباری دیده ام
عشرت روی زمین در بردباری دیده ام نقش پایم نقش خود در خاکساری دیده ام وای بر جانم اگر عزت پرستان پی برند اعتباری را…
عشرت روی زمین در چرب نرمی مضمرست
عشرت روی زمین در چرب نرمی مضمرست رشته هموار را بالین و بستر گوهرست می روند از جا سبک مغزان ز دنیای خسیس برگ کاهی…
عشرت روی زمین در دل ویرانه ماست
عشرت روی زمین در دل ویرانه ماست خلوت سینه پر آه، پریخانه ماست کشتی چرخ اگر باد مرادی دارد ناله بیخودی و نعره مستانه ماست…
عشق اختیار دل را از دست ما گرفته
عشق اختیار دل را از دست ما گرفته طوفان عنان کشتی از ناخدا گرفته روشنگر نگاه است رخسار مه جبینان باغ و بهار بوسه است…
عشق است غمگسار دل دردمند را
عشق است غمگسار دل دردمند را آتش گره ز کار گشاید سپند را همت به هیچ مرتبه راضی نمی شود یک جا قرار نیست سپهر…
عشق است که اکسیر بقا خاک در اوست
عشق است که اکسیر بقا خاک در اوست از هر دو جهان سیر شدن ماحضر اوست عشق است همایی که سعادت نظر اوست افشاندن بال…
عشق او جا در دل دیوانه خالی می کند
عشق او جا در دل دیوانه خالی می کند روشنایی جای خود در خانه خالی می کند در دل هر کس که مهمان می شود…
عشق اول به دل سوخته آدم زد
عشق اول به دل سوخته آدم زد مایه ور شد ز دل آدم و بر عالم زد در دل و جان ملک شور قیامت افتاد…
عشق بالا دست بر خاک از وجود ما نشست
عشق بالا دست بر خاک از وجود ما نشست از گهر گرد یتیمی بر رخ دریا نشست عشق تن در صحبت ما داد از بی…
عشق اول ناتوانان را به منزل می برد
عشق اول ناتوانان را به منزل می برد خار و خس را زودتر دریا به ساحل می برد نیست سامان تماشا صفحه ننوشته را چهره…
عشق بالا دست وجان بیقرارم داده اند
عشق بالا دست وجان بیقرارم داده اند ساغر لبریز و دست رعشه دارم داده اند آفتاب عالم افروزم که از بیم گزند نیل چشم زخم…
عشق بیتابی ذرات جهان را سبب است
عشق بیتابی ذرات جهان را سبب است زردی چهره خورشید ز درد طلب است یک زمان بی دم گرم و نفس سرد مباش که ز…
عشق پنهان باعث روشن روانی شد مرا
عشق پنهان باعث روشن روانی شد مرا روشن این غمخانه از سوز نهانی شد مرا در بلندی، عمر من چون شمع کوتاهی نداشت زندگانی کوته…
عشق تا هست عنان را به هوس نتوان داد
عشق تا هست عنان را به هوس نتوان داد چون قلم نبض به دست همه کس نتوان داد ناله ای کز سر در دست شنیدن…





