هیچ بغضی نیست در جانم ز تو

هیچ بغضی نیست در جانم ز تو
زآنکه این را من نمی‌دانم ز تو
(مثنوی، دفتر اول)

برخی از ما آدمیان گاه ایمان‌مان می‌لغزد. لغزش ایمان به حکم انسان بودن‌مان و جایزالخطا بودن‌مان البته که از طرف خداوند بخشودنی است. اما معمولاً چه مواقعی دچار این لغزش می‌شویم؟
مواقعی که مشکلی به ظاهر بزرگ پیش روی‌ ما قرار می‌گیرد و به هر دری می‌زنیم گشایشی حاصل نمی‌شود و جز خداوند کسی را راهگشا نمی‌بینیم؟ برای برخی از ما چنین است و لغزش ما به دلیل حل‌نشدن مشکل است و همین مسئله حتی تا جایی ما را پیش می‌برد که به خداوند اعتراض می‌کنیم و از او ناخشنودیم.
در این شرایط به تعبیر مولانا در جان‌مان بغضی حاصل می‌شود. اما مولانا به ما می‌گوید که بغض ما روا نیست؛ چراکه مشکلات از طرف خداوند نیست. لطف خداوند آنقدر عظیم است که هیچ مشکلی را برای هیچکس ایجاد نمی‌کند.
سبب مستقیم مشکلات خداوند نیست بلکه خود ما هستیم. اعتراض به خداوند هم نارواست و هم نشانهٔ ناآگاهی نسبت به جایگاه ما در کائنات و نسبت‌مان با پروردگار است. اگر خداوند لطفی می‌کند از کرم و بزرگی اوست.
مولانا در جایی دیگر اشاره می‌کند که
“ما نبودیم و تقاضامان نبود”
زبان گفتگو با خداوند زبان شکایت نیست و اعتراض با ایمان واقعی ضدیت دارد.

علی منهاج

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *