مُلکت عاشقی و گنج طرب
هرچه دارم ز یُمن دولت اوست
(حافظ)
خداوند به همهٔ بندگانش نظر دارد و هیچکس از دایرهٔ لطف او خارج نیست.
به تعبیر حافظ هرچه داریم علّتی جز نظر مهر خداوند ندارد. به تعبیر دیگر فیض خداوند است که شامل حال حافظ شده است.
حافظ این فیض را در بالاترین مقام _که همان عاشقی و در نتیجه آن بهجت و طرب درونی اوست_ مدیون فیض خاص خداوند میداند. خداوندی که بر پایهٔ خلوص و پاکی هر کس، فیضی خاص نصیب او میکند.
دیدگاه حافظ دربارهٔ همهٔ مالکیتها در این عالم آن است که انانیّت انسان توهّمی بیش نیست. هرچقدر انسان مراحل ترقّی و رشد را_ چه بیرونی و چه درونی_ طی کند، اگر نظر خداوند براو نباشد نمیتواند به موقعیّتی، مقامی یا منزلتی دست یابد.
این سخن حافظ در حقیقت پندی است برای همه ما انسانها که بر آنچه داریم حتی بر عقل و علم خویش نبالیم و به جای تکبّر و انانیّت، راه خشوع و تواضع را برگزینیم.
هرچه دارم ز یُمن دولت اوست
(حافظ)
خداوند به همهٔ بندگانش نظر دارد و هیچکس از دایرهٔ لطف او خارج نیست.
به تعبیر حافظ هرچه داریم علّتی جز نظر مهر خداوند ندارد. به تعبیر دیگر فیض خداوند است که شامل حال حافظ شده است.
حافظ این فیض را در بالاترین مقام _که همان عاشقی و در نتیجه آن بهجت و طرب درونی اوست_ مدیون فیض خاص خداوند میداند. خداوندی که بر پایهٔ خلوص و پاکی هر کس، فیضی خاص نصیب او میکند.
دیدگاه حافظ دربارهٔ همهٔ مالکیتها در این عالم آن است که انانیّت انسان توهّمی بیش نیست. هرچقدر انسان مراحل ترقّی و رشد را_ چه بیرونی و چه درونی_ طی کند، اگر نظر خداوند براو نباشد نمیتواند به موقعیّتی، مقامی یا منزلتی دست یابد.
این سخن حافظ در حقیقت پندی است برای همه ما انسانها که بر آنچه داریم حتی بر عقل و علم خویش نبالیم و به جای تکبّر و انانیّت، راه خشوع و تواضع را برگزینیم.
علی منهاج





