ذاتِ او معصوم و پا بر جا و نیک
(دفتر چهارم)
اگر بر این باور باشیم که پس از مرگ همه ما به جهان دیگری میرویم، این روح ماست که به عالمی دیگر انتقال مییابد؛ و روح ما همانی است که در این جهان در کالبد ماست.
حال اگر این روح کفۀ خوبیهایش بیشتر از کفۀ بدیهایش باشد، همچون قطره بارانی پاک به دریای عدم وارد میشود و جزوی از آن میگردد. اگر برعکس، کفۀ بدیهای ما سنگینتر باشد، قطره لجنآلود به عدم میپیوندد. در حقیقت خوشی یا ناخوشی ما در آن عالم بستگی به این دارد که آیا بیشتر به سمت پاکی حرکت کردهایم و یا مسیر ناپاکی را انتخاب کردهایم.
هیچکس پاک مطلق یا ناپاک مطلق نیست و این امر اقتضای بشر بودن ماست. به دنبال پاکی مطلق رفتن خطاست و از سوی دیگر تصور اینکه کسی مطلق و سراپا ناپاک است و هیچ راهی برای بازگشت ندارد نیز خطاست. مهم این است که در حد توان در مسیر پاکی قدم برداریم و اگر گاه میلغزیم و به زمین میخوریم دوباره بلند شویم و به راه ادامه دهیم تا زمان مرگ فرا رسد.
خداوند از ما هرگز کاری فوق طاقتمان نخواسته است؛ بلکه برعکس، صریحا در قرآن، سوره اعراف، آیه ۴۲ آمده است که لَا نُكَلِّفُ نَفْسًا إِلَّا وُسْعَهَا
و ما هیچ کس را بیش از وسع او تکلیف نمیکنیم.
علی منهاج





