در بود و نبودِ من اندیشه گمان‌ها داشت

در بود و نبودِ من اندیشه گمان‌ها داشت
از عشق هویدا شد، این نکته که هستم من
(اقبال لاهوری)

اگر دکارت به همه چیز شک کرد و حتی به وجودِ خودش نیز با تردید نگریست و در نهایت اندیشه را ملاک و سبب وجود دانست: «می‌اندیشم، پس هستم»؛ اقبال لاهوری از راهی ساده‌تر و عیان‌تر، یعنی از طریقِ عشق، به وجود پی‌برد. اندیشه ممکن است خطا کند اما عشق خطا نمی‌کند‌. عالمِ وجود بهترین دلیلِ وجودِ عشق است. کائنات هم دلیل و هم علّتِ وجودِ عشق است. هم ما و هم عالَم و هرچه در آن هست، علّتِ غاییِ وجودِ عشق هستیم و تجلّیِ پروردگاریم.

علی منهاج

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *