عاقبت کار او شود موزون
(سلطانولد، ابتدانامه)
در میان آنچه همگان بر اعتبار آن موافقت دارند یکی نیز علمآموزی و دانشاندوزی است. انسانی که از آموختن سر باز زند و تنها به اموری که با حیوانات اشتراک دارد بپردازد، تفاوتی با آنها ندارد. کارهای روزمره، عادات بیهوده، سرگرمیهای کودکانه و اتلاف وقت کردنهای جاهلانه از انسان جز موجودی بیخاصیّت چیز دیگری نخواهد ساخت. عمری که در آن علم و دانش نقشی نداشته باشد هرقدر هم طولانی باشد ذرّهای ارزش ندارد. اما علم و دانش اگر صرفا از طریق انباشتههای ذهنی حاصل شود، باز هم ارزشی ندارد. عالم و دانشمند در معنای حقیقی آن کسی است که به دانستهها و آموختههای خود عمل کند. کسی که بهترین و آموزندهترین کتابها را خوانده اما به خطّی از آنها در زندگی خویش عمل نکرده و آنها صرفا در انبار حافظهاش خاک میخورند، با کسی که هیچ نخوانده تفاوتی ندارد. به قول سلطانولد، فرزند مولانا، علم باید انسان را موزون کند. یعنی همچون ابزاری، تراشدهندۀکجیهای او باشد. قدم اوّل در مسیر رشد، تلمّذ و دانشاندوزی؛ و قدم دوم و مهمتر، عمل به آن و چشمی نو یافتن به درون و برون خود است.
علی منهاج





