دمی تپید و گذشت از مقامِ گفت و شنود
(اقبال لاهوری، زبورِ عجم)
محرمیّت از طریقِ دل و در دل حاصل میشود و مفهومی نیست که از راهِ زبان و گفت و شنود به دست آید. بیشترِ شناختها در روابطِ انسانی از طریقِ زبان است درحالیکه زبان تنها ظاهر و سایهای از دل را نمایان میکند و در آشکار ساختنِ باطن و اصل کافی نیست. بسیاری از عبادات، زیارتها و اعمالِ معنوی ما اگر ظاهری باشند مصداقی از این مدعاست. مگر نهاینکه در آن احوال و اماکن نیز دلِ ما نه آنجا که جای دیگری است و چشم و گوش و زبان سخت در کار و در شناختی سطحی و ظاهری؟! پس این دل نیست که عبادت و زیارت میکند، بلکه بخشهایی دیگر از وجود ماست. ذرّاتی از وجودمان که حافظهای میشوند از آنچه دیده و شنیده و گفته میشود و بس. اما به تعبیرِ اقبال لاهوری دَمی گذشتن و تپیدن باید از مقامِ گفت و شنود.
علی منهاج





