که سمنبری لطیفی چو تو در بَرَم نیامد
(مولانا، غزلیات شمس)
وقتی عشق وجود آدمی را فرامیگیرد او را از درون یکسره شاد و خندان میکند. گویی دیگر هیچ چیز آدمی را غمگین و مضطرب نمیکند. مولانا میگوید تعجب نمیکنم که چنین حالی به من دست داده؛ زیرا میدانم که عشق در وجودم آشیان کردهاست. آشیانی که معشوق من در آن جای گرفته و وجود مرا با گرما و شادی و خندهاش پر کردهاست، طبیعی است که من نیز خندان و شاد باشم.
علی منهاج





