که با هر دون نشاید گفت اسرار
مرا عمریست تا در بندِ آنم
که تا با همدمی رمزی برانم
نمییابم یکی همدم موافق
فغان زین همنشینانِ منافق
زیانکاریِ ما از همنشین است
عذابِ دوزخ از «بئسَ القَرین» است
دلا خاموش! چون محرم نیابی
مزن دم زانک یک همدم نیابی
(عطار، اسرارنامه)
هر سخنی را با هر کسی نمیتوان گفت. سخنانی هست که همچون راز باید آن را نهان داشت و تنها با یاری موافق و همرای میتوان گفت و با دوستی همدم می توان درمیان گذاشت. اگر آدمی کسی را نمی یابد که سخنانش را دریابد و فردی را که در خور آن کلام باشد نمی یابد، بهترین کار این است که دم فروبندد و خاموشی پیشهکند. از فرط تنهایی با هر کسی همنشینی کردن و سخنانِ رازگونهٔ خود را افشاکردن جز زیانکاری نتیجهٔ دیگری نخواهد داشت. عطار نتیجهٔ سخن گفتن با نامحرم را چنین تصویر می کند که گویی رنجی مانند دوزخ نصیب انسان گشته است.
علی منهاج





