رواست گر همه بد میکنی بکن که نکوست
(سعدی)
کارهای خداوند همگی از روی خیرخواهی، لطف و بزرگواری اوست. هیچ اتفاقی بیجهت، بی معنا و عبث در این عالم رخ نمیدهد.
ما آدمیان البته چون با چشم ظاهر و با عقل ناقص خود به عالم نظر میکنیم طبیعی است که حکمت بسیاری از امور _خصوصا امور شر_ را درنیابیم.
در چنین اوقاتی معمولا زبان به شکوه میگشاییم و گاه حتی طلبکارانه از خدا میخواهیم که کار ما را سامان بخشد. همچنین با توسل به هزار دلیل اتفاقات ناگوار را محکوم میکنیم و البته بیشتر تنها خداوند را مسئول میدانیم تا اینکه مسئولیّت را متوجه خودمان ببینیم.
به تعبیر سعدی بندگان مخلص خداوند کسانی هستند که حتی وقتی اتفاق ناگواری برایشان رخ میدهد خداوند را شماتت نمیکنند و بلکه آن اتفاق بد را نوعی خیرخواهی از طرف او میدانند.
این مفهوم البته تنها در باب بنده و خداوند است و نه در رابطه انسان با انسانی دیگر که از اصول دیگری تبعیّت میکند.
اگر کسی بدی کند و یا ظلمی به دیگری روا دارد، بدون تردید باید با این ظلم با توجه به اصول ارتباط انسانی برخورد شود در غیر این صورت سامان جامعۀ بشری به هم خواهد ریخت.
هیچکس جز خداوند که عالم بر امور و خیرخواه مطلق بندگان خالص خود است، نباید بر انسانها ظلمی روا دارد.
علی منهاج





