صبح اگر خنديد، در تجديدِ كارِ رحمت است
(بیدل)
نیای معانی(بيدل) به دليل نگاه متفاوتش دربارهی پديدهها، يكی از شاعران منحصر به روشِ خود است و شايد هم يكی از انگیزههای مهمِ توجه به مسألهی فرازمانی بودن انديشهاش، از همين مورد ناشی شود.
بیگمان، مفاهيمی كه در شعر بيدل مطرح میشود، به گونهی كُلی در انديشهی شاعران پيش از وی و پس از او نيز -تا جایی- ارائه شدهاست؛ امّا نكتهای كه در انديشهی بيدل موردِ توجه است، متفاوت ديدن انگارههای كُلی و دگرگون ارائه دادن آنها است.
با آن كه تصوّر درباره ی “شام” از ديدِ رايج و كليشهای، اندوه و دلگرفتهگی را در ذهن متبادر میسازد؛ اما در نگاه متفاوتِ بيدل، به نوعیِ تلقیِ مثبت بدل میشود؛ يعنی پردهدارِ عيب ما میگردد.)
او در یک کلام به این باور است که هیچچیزی بدون موجب از سوی پروردگار آفریده نشده؛ مگر بهخیر و صلاح بنده حتا؛ شام که پردهدار عیب ما و نیز صبح که مایهی تجدیدِ رحمت خداوند است.
خندهی صبح هم از دید وی نشانهی طلوع روشنی رحمت بر سرنوشت آدمها است و صبح هم نمادی از آغاز زندهگی نو است که چیزی جز تجدید رحمت خدا برای بندهگانش نیست.
این امیدآفرینی در دل تاریکیهای معصیّت، از روشهای نگاه عرفانی بیدل است که برای گناهکارانی که توبه میکنند و نیز خواستار رحمت الاهی اند، پنجرهای بهسوی چشمانداز بخشایش باز میکند.
فضای تان بیدلانه باد!
جاوید فرهاد





