بوسۀ یار

 

بوسۀ یار
افسوس که یار یار دارد
دل بُرد ز من فرار دارد
شمع رخ او به دلبری‌ها
پروانه بیشمار دارد
وان نرگس چشم پر فریبش
یک غمزه صد شکار دارد
گر نیست دو چشم او جهانگیر
با ملک دلم چه کار دارد
تا دیده بدید یک نگاهش
کی دل به کف اختیار دارد
یک شب ننهد قدم به چشمم
از خانه دیده عار دارد
گردم پی آب زندگانی
این عمر چه اعتبار دارد
خوش آب بقاست بوسۀ یار
بلبل ز حد انتظار دارد

حبیب الله بلبل
12 اسد 1345

2 thoughts on “بوسۀ یار

  1. بسیار زیبا و پرگداز. استفاده از تصاویر کلاسیکی مثل “شمع و پروانه” و “نرگس چشم”، موسیقی درونی شعر را دوچندان کرده است. به‌ویژه بیت “گر نیست دو چشم او جهانگیر / با ملک دلم چه کار دارد” با پرسش پویای خود، اوج تسلیم عاشق را به‌خوبی نشان می‌دهد. روح بلبل صاحب شاد

  2. چقدر این بیت به دل می‌نشیند.”خوش آب بقاست بوسه یار”. زنده یاد بلبل با ظرافت تمام، انتظار و بی‌قراری عاشق را روایت کرده است. خواندن شعری که بیش از نیم قرن قدمت دارد اما هنوز هم حرف دل است، لذت‌بخش بود. ممنون که این اثر زیبا را به اشتراک گذاشتید.

Leave a Reply to نادره Cancel reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *