شعری برای چشمت باید بگویم امشب
در پیش پلکهایت آیینهرو نشینم
آیینهخو نشینی در پیشِ رویم امشب
چون پیچکی بپیچم بر قامتِ بلندت
نیلوفرِ تنت را باید ببویم امشب
در برکهی دهانت ماهی شده زبانم
باید شود لبالب از تو سبویم امشب
با بوسههای گرمم، با بوسههای نرمت
گلگون شود گلویت؛ گلگون گلویم امشب
ترکم کنی و انگار بار دگر نیایی
راهی برای مردن باید بجویم امشب
گلنور بهمن





