چون داغ لالهیی تو به نقش جبین من
ای قصهی نهایت دلتنگی جهان
ای عشق تو ترانهی حبل المتین من
تاریخ با شکوه تو اینک به باد رفت
در دست وحشیان زمانه، زمین من!
چون سیب سرخ ماندهیی در چنگ روزگار
شعر و شراب حل شدهی دلنشین من!
در لایه لایهی دل تو غم نشسته است
ای جان من، جهان من ای کفر و دین من
مژگان فرامنش





