یک بخش من غمگین و بخش دیگرم شاداست

یک بخش من غمگین و بخش دیگرم شاداست
یک بخش از من ابر و بخش دیگرم باداست

یک قسمتم از کوزه‌ی خیام می‌نوشد
یک قسمتم با مولوی و شمس،هم‌زاداست

یک قسمتم در بند نان و قسمت دیگر
از هرچه که رنگ تعلق دارد آزاداست

روزی خراسانم بودم، اما روزگاری هست
هر گوشه‌ام، ویرانه در ویرانه آباداست

از لحظه‌ی که تکه تکه، تکه‌ام کردند
هر تکه‌ام، در گوشه‌ای مجروح افتاده‌است

یک تکه‌ام را لشکر جهل مُغول خورده
یک تکه‌ام، در گور حاکم‌های بغداداست

یک تکه‌ام، عمری‌اسیر دست طوفان‌هاست
یک تکه‌ام، عمری اسیر دست غم‌باداست

از شادیان، تا بامیان، هر روز می‌مویند
حالا تمام تکه‌هایم، سخت ناشاداست

بعد از گذشت روزگاران، ما نفهمیدیم
از اسپ، هرکس اوفتاد از اصل افتاده‌است

‍ احسان بدخشانی

Share:

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *