درخت پیرِ بی‌بارم که باغ از من گریزان است

درخت پیرِ بی‌بارم که باغ از من گریزان است کبوتر را چه می‌پرسی؟کلاغ از من گریزان است منم زرتشت دور از نو بهار و بلخ…

Continue Reading...

گذشتم از خودم و در تن ِ تو پیوستم

گذشتم از خودم و در تن ِ تو پیوستم به خوابم آمده‌ای،تا سپیده دم مستم به سوی تنگه‌ی آغوش ِخویش دعوت کن! مرا که در…

Continue Reading...

یک بخش من غمگین و بخش دیگرم شاداست

یک بخش من غمگین و بخش دیگرم شاداست یک بخش از من ابر و بخش دیگرم باداست یک قسمتم از کوزه‌ی خیام می‌نوشد یک قسمتم…

Continue Reading...