درختم، با تبر پیوند زخم‌آلود من سرخ است

درختم، با تبر پیوند زخم‌آلود من سرخ است
نسوزانم که تا هفت آسمان هم دود من سرخ است!

به برگِ زادروزم ناگهان تا چشم‌هایم خُورد
که دیدم رنگِ سال و ساعتِ مولود من سرخ است

به تلخی‌های کوچیدن نیندیشم که می‌سوزم
نوار ضبط پروازِ من و پدرود من سرخ است

دمیدی روح خود را در من و من سرخ روییدم
ندانستم که روحِ حضرت معبود من سرخ است!

در این غربت، در این طغیان آتش مثل ابراهیم
نمی‌سوزم، چه پروا آتش نمرود من سرخ است؟

به نزدیکم نیا، من در گلو باروت پُر کردم
صدای انفجار دردِ بغضِ‌آلود من سرخ است!

‍ جهانگیر ضمیری

Share:

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *