درکجای ناکجای این جهان گم کردهام؟
عشق خودرا در کدامین داستان گم کردهام؟
میروم در جستجویش جاده جاده بی قرار
«ساربان آهسته ران، آرام جان گم کردهام»
جملههایی را که عمری دوستانم بودهاند
واژه واژه هریکی را، بی زبان گم کردهام
من همان تهمینهام، برعکس او افسوس که
رستمم را در میان هفت خوان گم کردهام
نیمه ی من بر فراز مرزها بر باد رفت
نیمهای را نیمه جان در زندهجان گم کردهام
رنج من را کس نمیفهمد، خدایم شاهد است
هستیام را در پیی یک لقمه نان گم کردهام
دیدمش امّا نمیدانم چه بر او رفته است
کشوری را که میان طالبان گم کردهام
شکیلا شعله





