یک غزل خیالی بیادعشق نافرجام تقدیم شماعزیزان دل!
کی بیایی ملک یمگان تاترامهمان کنم
دیده رافرش رهت ای نوگل خندان کنم
گرکنی یکدم گذردرکلبه ی ویران من
جان ودل رادرحضورگرم توقربان کنم
نیست خوفی دردل من ازرقیب نابکار
خال رخسار بزیبت در زیردندان کنم
دروفاداری اگرباشی زلیخای زمان
ازبرایت خویش را وابسته ی زندان کنم
گرچه مجنونت شدم باعشوه های رنگ رنگ
وا مداری دربیابان غمت گریان کنم
کوهکن آسابیاد لحظه های وصل تو
بیستون عشق را رنگین زخون جان کنم
سروی درباغ بدخشانی خیالاتم تویی
قصه ی عشقت زپامیرتاسرمنجان کنم
گروفاداری بیابا”ظفری”دمسازشو
تابکی دریادرویت ناله وافغان کنم
۱۳۹۷/۲/۷===ولایت پکتیکا:
[ظفری بدخش]





