کتاب و دفتر و درس و صحیفۀ استاد

کتاب و دفتر و درس و صحیفۀ استاد
به رهن باده نهادم، هر آنچه بادا باد!
مرا، چو سایر آزادگان، ز دنیا بود
دو پاره پاره کتابی و یک شکسته مداد؛
اگرچه بود کتابم پر از لآلی علم،
ولی کسش، ز پشیزی نمی خرید زیاد.
به می فروش بدادم، به حال من پی برد،
دو شیشه باده به من داد، خانه اش آباد!
بهای دار و ندار من این دو شیشه می است؛
من این دو شیشه، به ملک جهان نخواهم داد.
بنوش باده، که هرگز سعادت ابدی
نداده اند به کس، اندر این خراب آباد.
فلک، نشیمن بلبل، از آن خراب کند
که آشیانۀ صد بوم را کند آباد.
به رغم شیخ، عمل کن به پند لاهوتی
به می بده همه هستی هر آنچه بادا باد!
اسلامبول، اکتبر ۱۹۱۹
Share:

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *