بينى خميرى
بيا به جاده، ببين پاى پاك قيرى را
بيا ملاحظه كن بينىِ خميرى را
بيا بيا و بخوان درس روزتيرى را
ز گوشه گوشه بكن سير گوشه گيرى را
بيا، ولى نه به پيزار ميخ دار اينجا
كه كهنه ميشود اين قير خام كار اينجا
ز خامكارى اين قير بيقرار مپرس
ز دست بازى مرد اجاره دار مپرس
ز توده و ز قضا و ز انتظار مپرس
به جاده باش و سخن جز به اختصار مپرس
سرك چو قير بود، صاف و پاك مى بايد
چرا از اين دو سرك گرد و خاك مى زايد
مسلماً پى اين پرده اخذ رشوت شد
به خون خلق دو سه بزم غرق عشرت شد
به كار اين دو سرك قلبى و خيانت شد
كه گشت بى بركت كندويي كه سرقت شد
خدا كند كه به سال دگر چنين نشود
دوباره دزد پى كار ما كمين نشود
استاد ضيا قاريزاده
بيا به جاده، ببين پاى پاك قيرى را
بيا ملاحظه كن بينىِ خميرى را
بيا بيا و بخوان درس روزتيرى را
ز گوشه گوشه بكن سير گوشه گيرى را
بيا، ولى نه به پيزار ميخ دار اينجا
كه كهنه ميشود اين قير خام كار اينجا
ز خامكارى اين قير بيقرار مپرس
ز دست بازى مرد اجاره دار مپرس
ز توده و ز قضا و ز انتظار مپرس
به جاده باش و سخن جز به اختصار مپرس
سرك چو قير بود، صاف و پاك مى بايد
چرا از اين دو سرك گرد و خاك مى زايد
مسلماً پى اين پرده اخذ رشوت شد
به خون خلق دو سه بزم غرق عشرت شد
به كار اين دو سرك قلبى و خيانت شد
كه گشت بى بركت كندويي كه سرقت شد
خدا كند كه به سال دگر چنين نشود
دوباره دزد پى كار ما كمين نشود
استاد ضيا قاريزاده





