چون شکوه از جفای تو بنیاد می کنم

چون شکوه از جفای تو بنیاد می کنم
از گریه چاره دل ناشاد می کنم
راهی چو در دل تو ندارم ازین چه سود
کز ناله رخنه در دل فولاد می کنم
از دیده ام سرشگ چو هوشم زسر رود
هر گاه چشم مست ترا یاد می کنم
تا باشم از شمار ستمدیدگان طبیب
دل را نشان ناوک صیاد می کنم
Share:

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *