Posted in شاعرستان آسوده خبر ندارد از رنجوران Leave a comment آسوده خبر ندارد از رنجوران هم شاد وصال از غم مهجوران در حالت مستی چه خبر دارد مست از درد سر و خستگی مخموران سلطان ولد بلخی