شکستن رنگ از جانم برآورد
شکستن رنگ از جانم برآورد جگر از زیر دندانم برآورد چه حسرت بود یارب اینکه امشب دمار ناله از جانم برآورد غمش کردم نهان ناگاه…
شور جنونم از سر این بخت شوم رفت
شور جنونم از سر این بخت شوم رفت فرّ همای عشق به تاراج بوم رفت با کشت ما که آبخورش آتش دلست سرگرم شد سموم…
شیشه هم بزمست با او، ساغرش هم مشرب است
شیشه هم بزمست با او، ساغرش هم مشرب است ای دل ارخون در جگر داری برای امشب است دست و پایی میتوان زد مطلب دل…
شوق چون در عرض حالم خامه را سر میکند
شوق چون در عرض حالم خامه را سر میکند نامه در کف جلوة بال کبوتر میکند گردبادم جلوه دارد بر لب، از بس نالهام از…
صبح بلبل به نوا برخیزد
صبح بلبل به نوا برخیزد گل پی نشو و نما برخیزد مزه دارد به سحر سیر چمن پیشتر زانکه صبا برخیزد ناله از عشق خوش…
صبح خیزان چو به کف جام مصّفا گیرند
صبح خیزان چو به کف جام مصّفا گیرند باج روشندلی از عالم بالا گیرند زهد خشک است متاع سرة خلوتیان بار این قافله آن به…
صحرا خوش است و دشت خوش است و چمن خوش است
صحرا خوش است و دشت خوش است و چمن خوش است هر جا که هست غیر دل تنگ من خوش است در زندگی فراغت خاطر…
صلای میزنم امروز مهوش خود را
صلای میزنم امروز مهوش خود را به دست خویش برافروزم آتش خود را خیال زلف تو سودا اگر بیفزاید کنم چه چاره دماغ مشوّش خود…
صیت حسنم که به آفاق به جنگ آمدهام
صیت حسنم که به آفاق به جنگ آمدهام پی تسخیر دو عالم ز فرنگ آمدهام چهرة حسن غیورم که ز سرحدّ غرور تا به اقلیم…
صید ما را تا ابد آزادی از دنبال نیست
صید ما را تا ابد آزادی از دنبال نیست بلبل ما تا نریزد بال فارغ بال نیست بیزبانان عاجز از تقریر مطلب نیستند عرض حاجت…





