زمین و آسمان را پیش پایت گریه میکردم
جوانی را، وفا را، عشق را،دیوانه گیها را
به نام آرزو در یک لقایت گریه میکردم
اگر میشد نماز عشق را پیشت ادا کردن
دو زانو مینشستم از جفایت گریه میکردم
لبانت گر به تکلیفی ز نامم داغ میآمد
گل سرخی به تمهید صدایت گریه می کردم
اگر عیبی ترا نسبت نمی شد در تقلایم
بدآموزانه بر درب سرایت گریه میکردم
عبدالقهار عاصی





