دل را به سر زلف تو دلدار سپردیم
دل را به سر زلف تو دلدار سپردیم شادیم که این مهره به آن مار سپردیم معماری ویرانه جز از سیل نیاید معمورة دل را…
دل که بیزخم تو باشد به جهان خرّم نیست
دل که بیزخم تو باشد به جهان خرّم نیست زخم را از تو رواجیست که با مرهم نیست غم بیهوده مرا از سروسامان انداخت گر…
دل مست خواب غفلت و، کس نیست بیدارش کند
دل مست خواب غفلت و، کس نیست بیدارش کند نیشی سیه مارِ اجل ترسم که در کارش کند راهی است ناهموار و من با پای…
دل میکشد به لالة راغ دگر مرا
دل میکشد به لالة راغ دگر مرا دیوانه میکند گل باغ دگر مرا بیداغ عشق شمع خرد را فروغ نیست در دست بهترست چراغ دگر…
دل مسیح ز دردم شکسته میگردد
دل مسیح ز دردم شکسته میگردد طبیب بر سر من زود خسته میگردد چه نازک است دل توبهام که بیتکلیف به یک تبسّم ساغر شکسته…
دل نظر چون بر رخ آن بیترحّم میکند
دل نظر چون بر رخ آن بیترحّم میکند همچو زلف او ز حیرت دست و پا گم میکند هرزه چشمیهای چشمم دایم از دخل دلست…
دلا هنوز امیدی به چشم تر داریم
دلا هنوز امیدی به چشم تر داریم گمان صد اثر از آه بیاثر داریم اگر اجازت آهی دهی به قوّت ضعف امید هست که خود…
دلا گم کردهای خود را درآ در جستجوی خود
دلا گم کردهای خود را درآ در جستجوی خود نیی از غنچه کم، سر در گریبان کن به بوی خود مرا بیابرو دارد فلک چون…
دلم امشب که ز تیغ تو جراحت دارد
دلم امشب که ز تیغ تو جراحت دارد تکیه بر بستر خون کرده و راحت دارد مژده ای صبر که از نشئة تاثیر امشب چهرة…
دلم از غصّه رنجورست امشب
دلم از غصّه رنجورست امشب زتن آسایشم دورست امشب بخواهد آهم از گردون گذشتن کمان ناله پرزورست امشب به چشم ماه میل سُرمة آه کشم…





