ما نه امروزست کز عشق و ولا دم می زنیم
ما نه امروزست کز عشق و ولا دم می زنیم سالها شد کین منادی را بعالم می زنیم آمدن ما را بدین عالم، بگو معنیش…
ما و این عشق دل افروز، که جان در جانیم
ما و این عشق دل افروز، که جان در جانیم با خود از عشق چه گوییم؟ که عین آنیم هر بلائی که فرستی بمن، آن…
ما همه شیداییان بودیم و مستان وداد
ما همه شیداییان بودیم و مستان وداد «زاد فی الطنبور نغما» حسن او چون جلوه داد گفت دلبرعاشقا،برگو،چه خواهی من یزید؟ گفتمای جان و جهان،…
ماه عیانست روی یار چه گویم؟
ماه عیانست روی یار چه گویم؟ درصفت حسن آن نگار چه گویم؟ مصحف حسنت بخط خوب غبارست من صفت آن خط غبار چه گویم؟ سوخت…
ماییم که چون باده گل رنگ بجوشیم
ماییم که چون باده گل رنگ بجوشیم گه باده بنوشیم و گهی باده فروشیم در صحبت عقل این دل بیچاره ملولست بنشین نفسی، تا قدحی…
ماییم و حضرت تو و صد سوز و صد نیاز
ماییم و حضرت تو و صد سوز و صد نیاز ای عشق چاره ساز جگرسوز جان گداز تو در غنای مطلق و ما در فنای…
ماییم و جام باده و سودای آن نگار
ماییم و جام باده و سودای آن نگار هر کس مناسب گهر خود گرفت یار ای دوست، انتظار مفرما، که بعد ازین دل را نه…
متمادی شدست یوم فراق
متمادی شدست یوم فراق «کیف احوال؟ ایها العشاق » درد ما را مگر دوایی نیست؟ که تو بس فارغی و ما مشتاق! دل ریشم ز…
مرا از زخم شمشیرت نمی شاید حذر کردن
مرا از زخم شمشیرت نمی شاید حذر کردن بپیش زخم شمشیر تو باید جان سپرکردن اگرچه سر نهم بر خاک پیش رهروان تو ولی با…
مرا از پرتو روی تو هر لمعه است دیداری
مرا از پرتو روی تو هر لمعه است دیداری مرا از لمعه روی تو هر لمعه است انواری اگر مقبول درگاهم، امیرم، خسروم، شاهم وگر…





