رشک حور

رشک حور زن، رشک حور بود و تمنای خود نداشت چون آسمان نظر به بلندای خود نداشت اسمی عظیم بود که چون راز سر به…

Continue Reading...

رود گل‌آلود

رود گل‌آلود بر تخته پاره‌ای زده‌ام چنگ در رود موج‌خیز و گل‌آلود با آن‌که هست راه گریزم هرگز جدا نمی‌شوم از رود رودی ستیزه‌جوی که…

Continue Reading...

روح خدا

روح خدا ای مسیح ای هم رکاب منجی عالم ما تو را یکشنبه ها تنها نمی جوییم چارده قرن است در زیارت نامه ی پیغمبر…

Continue Reading...

دولت افتادگی

دولت افتادگی ای سخنت رونق لفظ دری قند درآمیخته با آذری درس تو دارد اثری بیشتر از اثر تربیت مادری ناموری، گرچه تو را رغبتی…

Continue Reading...

دستی بلند شد

دستی بلند شد فرمان ز حق رسید چو در حجّةُ الوداع عالم به شور حیدری افتاد در سماع جبریل خود ز دست شد آن دم…

Continue Reading...

دریغا دعایی

دریغا دعایی چه شام سیاهی‌ست روز جدایی دریغا دعایی که چشمم تهی گشت از روشنایی دریغا دعایی مرا بود با ماه تابان رویش به خلق…

Continue Reading...

در فراق داوود

در فراق داوود روز عاشورا که عالم غرق آه و دود بود نوبت خاموشی دردانه‌ام داوود بود پیک مرگ! ای‌کاش قدری دیرتر می‌آمدی رفتن آن…

Continue Reading...

درخت تزویر

درخت تزویر فلک تغیر کند به اخمی امید تغییر اگر بخشکد به کام جان بر لبان چو زخمی غم گلوگیر اگر بخشکد به روز روشن…

Continue Reading...

در غروبی نفس‌گیر

در غروبی نفس‌گیر یش چشمم تو را سر بریدند دست‌هایم ولی بی رمق بود بر زبانم در آن لحظه جاری «قل اعوذ برب الفلق» بود…

Continue Reading...

در غم افغانستان

در غم افغانستان تنها نسوزد افغان در اين غم ما نيز گشتيم گريان در اين غم از توس تا قم، از رشت تا کیش یکباره…

Continue Reading...