ای بار خدای پاک دانای قدیر
ای بار خدای پاک دانای قدیر دارم به تو حاجتی به فضیلت بپذیر آن را که به لطف خویش عزت دادی تا زنده بود به…
ای سرو روان بیا که دستت بوسم
ای سرو روان بیا که دستت بوسم لبهای ظریف می پرستت بوسم گر من نخورم تو باده در جامم ریز تا مست شوم دو چشم…
ای غره به اینکه دهر فرمانبر توست
ای غره به اینکه دهر فرمانبر توست وین ماه و ستاره و فلک چاکر توست ترسم که ترا چاکر خود پندارند آن مورچگان که رزقشان…
ای سرو روان که نخل امید منی
ای سرو روان که نخل امید منی وی مایهٔ جان که عمر جاوید منی در شهر شما که آسمان پر ابر است مهتاب منی، فروغ…
ای مشت گل این غرور بیجای تو چیست؟
ای مشت گل این غرور بیجای تو چیست؟ یک بار به خود نگر که معنای تو چیست؟ یک جعبهٔ استخوان، دو پیمانهٔ خون پنهان تو…
ای مرغ شباهنگ دلانگیز، بنال
ای مرغ شباهنگ دلانگیز، بنال قربان تو، ای طایر شبخیز، بنال از نالهٔ تو مرغ دلم نالد زار این ناله به آن ناله درآمیز، بنال
این سنگ ملون که گهر مینامند
این سنگ ملون که گهر مینامند وآن آهن زردگون که زر میخوانند بیگوهر ارزندهٔ معنی همه را مردان گهرسنج هدر میدانند
این صبح همان و آن شب تار همان
این صبح همان و آن شب تار همان ما شش در و این چهار دیوار همان استاد زمانه یک سبق داده به ما تکرار همان…
این کینه وران باز به نیرنگ دگر
این کینه وران باز به نیرنگ دگر دارند سر فتنه به آهنگ دگر فریاد که این شعبده بازان هر روز خواهند به نام آشتی جنگ…
با خلق نکو بِزی که زیور این است
با خلق نکو بِزی که زیور این است در آینهٔ جمال، جوهر این است آن قطرهٔ اشکی که بریزد بر خاک بردار که گنج لعل…





