ای جام تو آب و آتش ناب شراب
ای خون عدو ز آتش شمشیر تو آب
گه آتش را کنی تو از آب نقاب
گه بفروزی ز روی آب آتش ناب
یازندهتر از روزشماری ای شب
تاریکتر از زلف نگاری ای شب
از روز همی یاد نداری ای شب
گویی که سپیدهدم نداری ای شب
ای خون عدو ز آتش شمشیر تو آب
گه آتش را کنی تو از آب نقاب
گه بفروزی ز روی آب آتش ناب
یازندهتر از روزشماری ای شب
تاریکتر از زلف نگاری ای شب
از روز همی یاد نداری ای شب
گویی که سپیدهدم نداری ای شب





