لب می‌گشایم صورتم را آه می‌گیرد

لب می‌گشایم صورتم را آه می‌گیرد سازِ مرا آیینه با اکراه می‌گیرد بغضم یلی گردیده وحشت‌آور و یاغی تب می‌دهد، جان می‌ستاند؛ راه می‌گیرد قلبم…