زینب بیات
آه،انسان به دست های خودش گور کرده است آرزوها را
آه،انسان به دست های خودش گور کرده است آرزوها را زیر یک تل خاک پوشانده است خاطرات بلند افرا را نه سلامی به عابران داد…
از مرگهای تازه ما را با خبر کرده
از مرگهای تازه ما را با خبر کرده این کهنه غمها، کام ما را تلختر کرده یک روز در این باغ، بذر داغ میکارد یک…
خوب من خود را چه زیبا در دلم جا کردهای
خوب من خود را چه زیبا در دلم جا کردهای ماهواری در دل این برکه بلوا کردهای مشهد و بلخ و بخارا را نشاندی گرد…
خورده پیوند با تو این دل و جان، رگ و هم ریشهها ونام و نشان
خورده پیوند با تو این دل و جان، رگ و هم ریشهها ونام و نشان نسب ما به چشمهها برسد، به گل سرخ و لاله…
خوب من خود را چه زیبا در دلم جا کرده ای
خوب من خود را چه زیبا در دلم جا کرده ای ماه واری در دل این برکه بلوا کرده ای مشهد و بلخ و بخارا…





