سید مهدی ابوالقاسمی
روزی میان کوچه یک دیوانه می بینی
روزی میان کوچه یک دیوانه می بینی بار جنونش را که روی شانه می بینی؛ کز می کنی در خانه و در بغض می میری…
تا نبارم تلخ در حال و هوایت بیشتر
تا نبارم تلخ در حال و هوایت بیشتر کاش می ماندی کنارم چند ساعت بیشتر گفتی این حس را ببر از یاد و تنها دوست…





