عهد کردم که دگر غم نخورم شاد شوم

عهد کردم که دگر غم نخورم شاد شوم گرچه ویرانه شدم، باش که آباد شوم عمر ها شد که گرفتار بلا های خودم از سر…

زمین تر شد بهاران یادم آمد

زمین تر شد بهاران یادم آمد به کابل موجِ باران یادم آمد نه راکت، نی مجاهد بود و طالب فضای صلح و ایمان یادم آمد…