سید رضا محمدی
این دفعه مست وُ مخفی وُ جادوگر آمده است
این دفعه مست وُ مخفی وُ جادوگر آمده است شیطان شده به داخل جانم درآمده است این دفعه من گریختهام دربهدر، ولی او هر کجا…
تو مثل سگ هستی چشمهایت از برف است
تو مثل سگ هستی چشمهایت از برف است تنیدههای سپید صدایت از برف است کدام مردم را کشتهای که در هر جا پس از گذشتنِ…
اگر به چنگ بیارم صلاح رایت را
اگر به چنگ بیارم صلاح رایت را جدا کنم بهیکی کارد گونههایت را تو را بگویم درخونِ خود بغلت و برقص به من مبند آغوشِ…
من همین گونه که گشته سپری خوشبختم
من همین گونه که گشته سپری خوشبختم من به این زندگی دربه دری خوشبختم من نسیمم نفس آرای جهان دگران به خوشیهای جهان دگری خوشبختم…
سر ریخت شعله،عشق و حذر غیر ممکن است
سر ریخت شعله،عشق و حذر غیر ممکن است باور کن از درِ تو سفر، غیر ممکن است من، با تو زاده گشتهام و رُشد کردهام…





