اگر به چنگ بیارم صلاح رایت‌ را

اگر به چنگ بیارم صلاح رایت‌ را
جدا کنم به‌یکی کارد گونه‌هایت را

تو را بگویم درخونِ خود بغلت و برقص
به من مبند آغوشِ جهان گشایت را

تو نُچ بگویی ولب‌هات را ببندم من
به حال غنچه فراهم کنم صدایت را

برای این‌که زپیشم به هیچ جا نروی
به دست خویش کنم قطعه قطعه پایت را

یکایک از مژِگان تو می‌کنم آن‌قدر
مگر خراب کنم سایه‌ی همایت را

ز دیده چشم تو را کَنده در دهان ببرم
فرو خورم تو و ناز تو و ادایت را

تن تورا، پس بنزین زده بسوزانم
جلو بیارم تاریخ انقضایت را

دوباره روز دگر،عشق دیگر،آهِ دگر
که پُر کنم به یکی‌یارِتازه جایت را

سید رضا محمدی

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *