گلچین اشعار حمیرا نکهت دستگیر زاده
گریه
گریه امشب به نام عشق و صدا گریه میکنم تا آبیی سکوت خدا گریه میکنم بنگر که در تلاوت اندوه رُسته ام بنگر که…
زندگینامه حمیرا نکهت دستگیر زاده
زندگینامه حمیرا نکهت دستگیر زاده داکتر حمیرا نکهت دستگیر زاده شاعر، ادیب و منتقد ادبی معاصر افغانستان و یکی از زنان سر مدار ادبیات…
گرفتی بی خبر تنهاییم را
گرفتی بی خبر تنهاییم را به خودآویختی پیداییم را سکوت صخره وارم را شکستی صدا کردی دل دریاییم را حمیرا نکهت دستگیرزاده
نماز گشایش
نماز گشایش شهاب حادثه میسوخت ذهن باران را شتاب فاجعه میدوخت چشم یاران را کس صمیمیی پیدا نشد که قصه کند به گوش چشم من…
ای آتش خمـــــوش شــــده در میـــــان دود
ای آتش خمـــــوش شــــده در میـــــان دود طوری برای هستی و عـــــریانی ات نبود؟ باور بـــــه آفتاب صــــدا در دلت شگفت؟ وقتـی هوا درون نفس…
پنجره
پنجره دل هر پنجره پر ابر شده باران کو؟ شرشر برگ در آغوش سپیداران کو؟ بغض صد ساله نشسته به گلوگاه سحر شعر بیدار گری…
خاموشی مردان
خاموشی مردان شهر من خالی روزان تو ویرانم کرد ظلمت تلخ شبت اشک به دامانم کرد شهر من، خسته دلی، بی رمقی، بی شوری هستی…
زمین
زمین سکوت من به صدای زمانه میماند صدای من به حلول ترانه میماند هجوم عاطفه در سرزمین سینۀ من به میل رویش تند جوانه میماند…
غزل آه
غزل آه تا آه از آن سینه سوزان بدر آید سیمرغ دلم را شرری زیر پر آید آن آه که در سینه ی تو نیز…
گفتم که عاشقانه سرایم ، نمیشود
گفتم که عاشقانه سرایم ، نمیشود از این فضای تلخ برآیم نمیشود از آفتاب یخ زده گرما نمی رسد آری به غیر سایه، نمایم نمیشود…






