اشعار سیمین بهبهانی
وقتی زمانه جوان است
وقتی زمانه جوان است وقتی زمانه جوان است، حس می کنم که جوانم آبم که روشن و لغزان ، در رودخانه روانم حس می کنم…
نگاه آشنا
نگاه آشنا ای شرمگین نگاه غم آلود پیوسته در گریز چرایی ؟ با خندهٔ شکفته ز مهرم آهسته در ستیز چرایی ؟ شاید که صاحب…
من و شب
من و شب چه گویم ؟ چه گویم ز غم ها که دوش من و آسمان، هر دو، شب داشتیم به امید مردن به پای…
گل قاصد
گل قاصد نپسندم این که روی ز مَنَت خبر نباشد گل قاصدی فرستم به تو، نامه گر نباشد گل قاصدی فرستم که پیام من بگوید…
کابوس
کابوس همچو دودی کز آتشی خیزد از تن خویشتن جدا گشتم سر خوش و شادمان از این سودا که ز بندی گران رها گشتم نگهی…
صدای کیست
صدای کیست اگر به باغ نباشی درختِ سختِ تناور، چو برگ در تفِ توفان، دهنکجی کن و بگذر گَرَت به خنجرِ دشمن، نشد مقابله ممکن…
سودای محال
سودای محال شب گذشت و سحر فراز آمد دیدهٔ من هنوز بیدار است در دلم چنگ می زند اندوه جانم از فرط رنج بیمار است…
رهگذر نیمه ساز
رهگذر نیمه ساز جسمی ز داغ عشق بتان، پر شور مراست روحی چو باد سرد خزان، در به در مراست تا او چو جام با…
دریا
دریا آه، ای دل! تو ژرف دریایی کس چه داند درون دریا چیست بس شگفتی که در نهان تو هست وز برون تو هیچ پیدا…
خورشید دیگر
خورشید دیگر فلک امشب مگر ماهی دگر زاد ز ماه خویش ماهی خوبتر زاد غلط گفتم ، که خورشیدی درخشان که مه یابد ز نورش…
توفان
توفان امشب اگر یاری کنی، ای دیده توفان می کنم آتش به دل می افکنم، دریا به دامان می کنم می جویمت، می جویمت، با…
بگو چه گونه بنویسم
بگو چه گونه بنویسم بگو چگونه بنویسم یکی نه، پنج تن بودند نه پنج، بلکه پنجاهان به خاطرات من بودند بگو چگونه بنویسم که دار…
با درد بسازم
با درد بسازم ای امید، ای اختر شب های من! نغمه ات افسرد بر لبهای من. شمع من آغاز خاموشی گرفت، عشق من گرد فراموشی…
از عشق وسوسه می سازی
از عشق وسوسه می سازی از عشق وسوسه می سازی،تا پیش پام بیندازی یعنی : بزن ! و نمی دانی کز یاد رفته مرا بازی…
هوو
هوو شب نخفت و تا سحر بیدار ماند نفرتی ذرّات جانش را جوید کینه یی، چون سیلی از سُرب مذاب در عروق دردمند او دوید…
نغمهٔ روسپی
نغمهٔ روسپی بده آن قوطی سرخاب مرا تا زنم رنگ به بی رنگی ِ خویش بده آن روغن ، تا تازه کنم چهره پژمرده ز…
من با توام
من با توام من با تو ام ای رفیق ! با تو همراه تو پیش می نهم گام در شادی تو شریک هستم بر جام…
گل صحرایی
گل صحرایی کیستی ای دوست که با یاد تو باده ی اندیشه ام آمیخته ای لب گرمت ز تن سرد من شعله ی صد بوسه…
فوق العاده
فوق العاده نیمی از شب می گذشت و خواب را ره نمی افتاد در چشم ترم جانم از دردی شررزا می گداخت خار و سوزن…
صدای تو
صدای تو صدای تو گرم است و مهربان، چه سحر غریبی درین صداست صدای دل مرد عاشق است ، که این همه با گوشم آشناست…
سه تار شکسته
سه تار شکسته ای سایهٔ او ز من چه خواهی؟ دست از من رنجدیده بردار بر خاطر خسته ام ببخشای بگذار مرا به خویش ،…
زنی را می شناسم من
زنی را می شناسم من زنی را میشناسم من که در یک گوشهٔ خانه میان شستن و پختن درون آشپزخانه سرود عشق می خواند نگاهش…
درد نیاز
درد نیاز ای دختر فقیر سیه چردهٔ ملیح! نام تو- ای شکفته گل ِکوچه گرد!- چیست؟ در گردن برهنهٔ چون آبنوس تو این مهره های…
خطا کن
خطا کن کی گفته ام این درد جگر سوز دوا کن؟ برخیز و مرا با دل سرگشته رها کن ما را ز تو ای دوست!…
تکاپو
تکاپو دیدمت باز در گذرگاهی از پی سال ها جدایی ها کودکی باز زنده شد در من آن صفاها و بی ریایی ها زنده شد…
بستر بیماری
بستر بیماری همراز من ! ز نالهٔ خود هر چند چشم تو را نخفته نمی خواهم یک امشبم ببخش که یک امشب نالیدن نهفته نمی…
ای عشق دیر آمدی
ای عشق دیر آمدی هنگام ناشناس دلی، دارم بگو ، بگو چه کنم ؟ پرهیز عاشقی نکند، پروای آبرو چه کنم ؟ این ساز پر…
آشتی
آشتی چندی به قهر گر چه زما رخ نهفته بود دیشب ز آشتی به برم تنگ خفته بود شب تا سحر نخفته و در پیش…
هنوز
هنوز رفتم اما دل من مانده برِ دوست هنوز می برم جسمی و جان در گرو اوست هنوز هر چه او خواست، همان خواست دلم…
نغمهٔ درد
نغمهٔ درد این منم ، ای غمگساران این منم این شرار سرد خاکستر شده ؟ این منم ای مهربانان این منم این گل پژمردهٔ پرپر…
معبد متروک
معبد متروک در ما نمانده زان همه شادی نشانه یی ماییم و دلشکستگی ی ِ جاودانه یی خاموش مانده معبد متروک سینه ام دراو نه…
گل رویا
گل رویا آن که رسوا خواست ما را، پیش کس رسوا مباد! وان که تنها خواست ما را، یک نفس تنها مباد! آن که شمع…
فعل مجهول
فعل مجهول بچه ها صبحتان بخیر ….. سلام درس امروز ، فعل مجهول است فعل مجهول چیست ، می دانید؟ نسبت فعل ما به مفعول…
صد چمن لاله
صد چمن لاله روزی آید که دلم هیچ تمنا نکند دیده ام غنچه به دیدار کسی وا نکند وین سبک جوش گران مایه – که…
سنگ گور
سنگ گور ای رفته ز دل ، رفته ز بر ، رفته ز خاطر بر من منگر تاب نگاه تو ندارم بر من منگر زانکه…
زن در زندان طلا
زن در زندان طلا مرا زین چهرهٔ خندان مبینید که دل در سینه ام دریای خون است به کس این چشم پر نازم نگوید که…
درخت تشنه
درخت تشنه ز من مپرس کیم یا کجا دیار من است ز شهر عشقم و دیوانگی شعار من است منم ستارهٔ شام و تویی سپیدهٔ…
حریر ابر
حریر ابر دیدم همان فسونگر مژگان سیاه بود بازش هزار راز نهان در نگاه بود عشق قدیم و خاطرهٔ نیمه جان او در دیده اش…
تسکین
تسکین نیمه شب در بستر خاموش سرد ناله کرد از رنج بی همبستری سر ، میان هر دو دست خود فشرد از غم تنهایی و…
برف گزان
برف گزان آن دیده که با مهر به سویم نگران بود دیدم که نهانی نظرش با دگران بود آن اختر تابنده – که پنداشتمش عشق-…
ای مرد
ای مرد ای مرد! یار بوده ام و یاورت شدم شیرین نگار بوده و شیرین ترت شدم بی من نبود اوج فلک سینه سای تو…
از یاد رفته
از یاد رفته رفتیم و کس نگفت ز یاران که یار کو؟ آن رفتهٔ شکسته دل بی قرار کو؟ چون روزگار غم که رود، رفته…
وفادار
وفادار بگذار که در حسرت دیدار بمیرم در حسرت دیدار تو بگذار بمیرم دشوار بود مردن و روی تو ندیدن بگذار به دلخواه تو دشوار…
نشان پا
نشان پا به دشت خاطر سردم نشان پایی چند خبر دهد که دلی بود و دلربایی چند کتاب ِ هستی ی ِ ما را مخوان…
معلم و شاگرد
معلم و شاگرد بانگ برداشتم : آه دختر وای ازین مایه بی بند و باری بازگو ، سال از نیمه بگذشت از چه با خود…
گل زهر
گل زهر سالها پیش، خاطر رنجور شادمان بود و نوبهاری داشت دل من باغ دلفریبی بود سبزه یی داشت، لاله زاری داشت آفتاب محبت گرمی…
فریاد
فریاد گفتند: « شام تیرهٔ محنت سحر شود، خورشید بخت ما ز افق جلوه گر شود.» گفتند: « پنجه های لطیف نسیم صبح در حجله…
صبر کن ماه دیگر
صبر کن ماه دیگر مزد کار سخت طاقت سوز را از پی یک ماه، آوردم به چنگ با دلی از آرزو سرشار و گرم سوی…
سنگ صبور
سنگ صبور امشب به لوح خاطر مغشوشم یادی از آن گذشتهٔ دور آید از قصه های دایه به یاد من افسانه یی ز سنگ صبور…
رقص شیطان
رقص شیطان آمدی و آمدی و آمدی نرم گشودی در کاشانه را خنده به لب، بوسه طلب، شوخ چشم شیفته کردی دل دیوانه را سایه…
درس تاریخ
درس تاریخ دخترم تاریخ را تکرارکن قصه ساسانیان را بازگفت تا بخاطر بسپرد آن قصه را چون به پایان آمد , از آغازگفت بر زبانش…
حسود
حسود خیال روی تو در خاطرم در آویزد چو کودکی که به دامان مادر آویزد ز انتخاب فرومانده ام، که عشق و عفاف دو کفّه…
ترانه ها
ترانه ها شب مهتاب و ابر پاره پاره به وصل از سوی یار آمد اشاره حذر از چشم بد، در گردنم کن نظر قربانی از…
بزغاله و میمون
بزغاله و میمون شنیدم باز هم گوهر فشاندی که روشنفکر را بزغاله خواندی ولی ایشان ز خویشانت نبودند در این خط جمله را بیجا نشاندی…
ای زن
ای زن ای زن ، چه دلفریب و چه زیبایی گویی گل شکفتهٔ دنیایی گل گفتمت ، ز گفته خجل ماندم گل را کجاست چون…
ارهاب
ارهاب گوشهٔ چشمم ستاره یی ست، دیده ای آن را ؟ندیده ام حبهٔ انگور از آسمان ، دست فرا برده ، چیده ام حبهٔ انگور…
واسطه
واسطه ابرو به هم کشید و مرا گفت دیگر شکار تازه نداری ؟ اینان ، تمام ، نقش و نگارند جز رنگ و بوی غازه…
نسیم
نسیم باز هم بیمار می بینم تو را ای دل سرکش که درمانت مباد! برق چشمی آتشی افروخت باز کاین چنین آتش به جانت اوفتاد…
مشعل
مشعل مگو که شهر پر از قصهٔ نهانی ی ِ ماست به لوح دهر همین قصه ها نشانی ی ِ ماست ز چشم خلق چه…
گل خشک
گل خشک مگر، ای بهتر از جان! امشب از من بهتری دیدی که رخ تابیدی و در من به چشم دیگری دیدی؟ ز اشک من…
فریاد می پرست
فریاد می پرست پزشک داند و من نیز دانم این مستی ز بیخ می کند آخر نهال هستی را، پزشک داند و من هم، ولی…
شور نگاه
شور نگاه عاشق نه چنان باید،کز غم سپر اندازد در پای تو آن شاید، کز شوق سر اندازد من مرغک مسکین را،هرگز سر وصلت نیست…
سکوت سیاه
سکوت سیاه ابرو به هم کشیدم و گفتم چون من در این دیار بسی هست رو کن به دیگری که دلم را دیگر نه گرمی…
دیوانه پسند
دیوانه پسند رو کرد به ما بخت و فتادیم به بندش ما را چه گنه بود؟- خطا کرد کمندش با آن همه دلداده دلش بستهٔ…
در طول راه
در طول راه پیر ماه و سال هستم ، پیر یار بی وفا ، نه عمر می رود به تلخی ، پیر می شوم ،…
خاکستر خیال
خاکستر خیال دیشب که خفته بودی، در بستر خیالم می سوخت از تمنّا، پا تا ز سر خیالم من جام ها کشیده، از بادهٔ وصالت…
پیمان شکن
پیمان شکن هر عهد که با چشم دل انگیز تو بستم امشب همه را چون سر زلف تو شکستم فریاد زنان ، ناله کنان، عربده…
برگ ریزان
برگ ریزان برگریزان دلم را نوبهاری آرزوست شاخهٔ خشک تنم را برگ و باری آرزوست پایمال یک تنم عمری چو فرش خوابگاه چون چمن هر…
ای آشنا
ای آشنا ای آشنا چه شد که تو بیگانه خو شدی؟ با مهرپیشگان ز چه رو کینه جو شدی؟ ما همچو غنچه یک دل و…
اخگر
اخگر دانست چو با او به شکایت سخنم هست بر جست و به یک بوسهٔ شیرین دهنم بست چون شرم ز عریان شدنم در بَرِ…
هرگز نخواب کورش
هرگز نخواب کورش دارا جهان ندارد، سارا زبان ندار بابا ستاره ای در هفت آسمان ندارد کارون ز چشمه خشکید،البرز لب فرو بست حتا دل…
ندا
ندا سجاده فرش عنف و تجاوز، ای داعیان شرع خدا را بر قتلعام دین و مروت، دست که بسته چشم شما را ؟ الله اکبر…
مرگ ناخدا
مرگ ناخدا شنیدم که کشتی به دریای ژرف چو آزرده از خشم توفان شود، چو بر چهر دریای نیلوفری شکن ها و چین ها نمایان…
گل انتظار
گل انتظار ز چه جوهر آفریدی، دل داغدار مارا؟ که هزار لاله پوشد، پس از این مزار ما را چه کنم جز این که گویم…
فریاد شکسته
فریاد شکسته گفتم مگر به صبر فراموش من شوی کی گفتم آفت خرد و هوش من شوی ؟ فریاد را به سینه شکستم که خوشترست…
شهاب طلایی
شهاب طلایی همچون نسیم بر تن و جانم وزید و رفت ما را چو گل دمی به سوی خود کشید و رفت بر دفتر خیال…
سرود نان
سرود نان مطرب دوره گرد باز آمد نغمه زد ساز نغمه پردازش سوز آوازه خوان دف در دست شد هماهنگ ناله سازش پای کوبان و…
رقاصه
رقاصه در دل میخانه سخت ولوله افتاد دختر رقاص تا به رقص در آمد گیسوی زرین فشاند و دامن پر چین از دل مستان ز…
در بسته
در بسته باز کن ! این در به رویم باز کن باز کن ! کان دیگران را بسته اند خستگی بر خاطرم کمتر فزای زانکه…
چوب دار
چوب دار خدایا چوبهٔ دار است جسمم چه پیکر ها به بالایم درآویخت چه آتش ها به خاموشی گرایید چه گرمی ها که با سردی…
تاریکی شب
تاریکی شب من به رغم دل بی مهر تو دلدار گرفتم گشتم و گشتم و بهتر ز تو را یار گرفتم خنده یی کردم و…
برای روشنک داریوش
برای روشنک داریوش زن، سختکوشی و زیبایی، با تخته پاره و تنهایی بازو گشوده و میراند، بر موجها به شکیبایی. در بیکرانی آبی ها، پیچیده…
ای خوش آن روز
ای خوش آن روز ای خوش آن روز که با یار سر و کارم بود بی سخن با نگهش فرصت گفتارم بود آن که من…
اذان
اذان در پس آن قله های نیلفام شد نهان خورشید با آن دلکشی شام بهت آلود می آید فرود همره حزن و سکوت و خامشی…
هر چند رفته ای
هر چند رفته ای هر چند رفته ای و دل از ما گسسته ای پیوسته پیش چشم خیالم نشسته ای ای نرگس از ملامت چشمش…
نامهٔ شکوفه
نامهٔ شکوفه از عمر، چون غروب، زمانی نمانده است وز جور ِ شام تیره امانی نمانده است چون شبنم خیال به گلبرگ یاد ِ یار…
مرگ قهرمان
مرگ قهرمان نیستی قهرمان دگر , که تورا بر سر دوش چون سبو ببرند چه شد آن خوان برگشاده که خلق سهمی از افتخار او…
گفتی که
گفتی که گفتی که:«- مرا با تو نه سِرّی، نه سری هست.» گر سرّ و سری نیست، نهانی نظری هست. گرداب شکیباییم آموخت که دیدم…
فرمان پذیر آتش باش
فرمان پذیر آتش باش هی قرص ، هی دوا ، ول کن، این زندگی ست؟ آری ؟نه بهبود جسم ویران را ، هیچ انتظاری داری…
شمع جمع
شمع جمع ای نازنین ! نگاه روان پرور تو کو ؟ وان خندهٔ ز عشق پیام آور تو کو ؟ ای آسمان تیره که اینسان…
سفرهٔ رنگین
سفرهٔ رنگین رخ نغز و دل گرم و لب شیرین داری گر کسی حُسن، یکی داشت، تو چندین داری چنگ در پردهٔ عشاق زن، ای…
دیدار
دیدار چه می بینم ؟ خدایا ! باورم نیست تویی : همرزم من ! هم سنگر من چه می بینم پس از یک چند دوری…
در رثای منتظری
در رثای منتظری مردی که دامان شریفش، پاکیزه تر از آسمان بود درقطرهٔ اشکش محبت، تابیده چون رنگین کمان بود با همت وارستگی ها، در…
چه عالمی دارم
چه عالمی دارم رفیق اهل دل و یار محرمی دارم بساط باده و عیش فراهمی دارم کنار جو، چمن شسته را نمی خواهم که جوی…
پیک بهار
پیک بهار آه! ای پیک دل انگیز بهار که صفا همره خود می آری با توأم! با تو که در دامن خود سبزه و سنبل…
باغ مهتاب
باغ مهتاب دیشب، ای بهتر ز گل! در عالم خوابم شکفتی شاخ نیلوفر شدی در چشم پر آبم شکفتی ای گل وصل از تو عطرآگین…
اندوه
اندوه شبی از در آمد دختر من لبش پُر شِکوه، جانش پُر زغم بود که در مهمانی ی ِ یارانم امروز سر شرمنده ام بر…
اجاق مرمری
اجاق مرمری نه از تو مهر پسندم نه یاوری خواهم ستم اگر ز تو زیبد، ستمگری خواهم به بارگاه الهی اگرچه بارم هست کجا ز…
نیمه شب
نیمه شب آبشار بلند، چون مسواک تن به دندان صخره ها می زد رشته های سپید سیمینش بر تن صخره ها جلا می زد سنگ…
نامه
نامه آه، ای پیک، پیک شادی بخش! نامه آورده ای ز همسر من نامه از او، که روزگاری داشت سایهٔ لطف و مهر بر سر…





