لعل ناب

لعل ناب خم گشت به لعلگون شراب آبستن پیمانه به آتشین گلاب آبستن ابری است صراحی که بود گوهربار ماهی است قدح به آفتاب آبستن

Continue Reading...

شباهنگ

شباهنگ از آتش دل شمع طرب را مانم وز شعله آه سوز تب را مانم دور از لب خندان تو ای صبح امید از ناله…

Continue Reading...

مسعود

مسعود مسعود که یافت عز و جاه از لاهور تابید چو نور صبحگاه از لاهور سالار سخنوران به تازی و دری است خواه از همدان…

Continue Reading...

آیینه صبح

آیینه صبح داریم دلی صاف‌تر از سینه صبح در پاکی و روشنی چو آیینه صبح پیکار حسود با من امروزی نیست خفاش بود دشمن دیرینه…

Continue Reading...

مردم چشم

مردم چشم بی‌روی تو گشت لاله‌گون مردم چشم بنشست ز دوریت به خون مردم چشم افتادی اگر ز چشم مردم چون اشک در چشم منی…

Continue Reading...

آرزو

آرزو کاش امشبم آن شمع طرب می‌آمد وین روز مفارقت به شب می‌آمد آن لب که چو جان ماست دور از لب ماست ای کاش…

Continue Reading...

ناله بی‌اثر

ناله بی‌اثر ای ناله چه شد در دل او تأثیرت کامشب نبود یک سر مو تأثیرت با غیر گذشت و سوخت جانم از رشک ای…

Continue Reading...

بی‌خبری

بی‌خبری مستان خرابات ز خود بی‌خبرند جمعند و ز بوی گل پراکنده‌ترند ای زاهد خودپرست با ما منشین مستان دگرند و خودپرستان دگرند

Continue Reading...

نوشین‌لب

نوشین‌لب گلبرگ به نرمی چو بر و دوش تو نیست مهتاب به جلوه چون بناگوش تو نیست پیمانه به تاثیر لب نوش تو نیست آتشکده…

Continue Reading...

اندوه مادر

اندوه مادر آسودگی از محن ندارد مادر آسایش جان و تن ندارد مادر دارد غم و اندوه جگرگوشه خویش ورنه غم خویشتن ندارد مادر

Continue Reading...