دور سر زلف تو هر قدر که پیچانتر شد

دور سر، زلف تو، هر قدر که پیچانتر شد، دلم، آن سلسله را دید و پریشانتر شد. داشت در موی پریشان تو، دل پای گریز،…

Continue Reading...

جانا دلم که پیش تو چون بره راحت است

جانا، دلم که پیش تو چون بره راحت است، تنها که هست، جنگره چون ببر می شود. چشمم که پیش روی تو رخشان ستاره است،…

Continue Reading...

به رغم غیر میکردی به من گر یک نظر میشد

به رغم غیر، میکردی به من گر یک نظر، میشد، اگر با من سخن می گفتی از این گرمتر، می شد. به رویت گفته ام…

Continue Reading...

ایا صیاد شرمی کن مرنجان نیم جانم را

ایا صیاد، شرمی کن، مرنجان نیم جانم را؛ پر و بالم بکن، اما مسوزان آشیانم را. به گردن بسته ای چون رشته و بر پای…

Continue Reading...

یار از دل ما خبر ندارد

یار از دل ما خبر ندارد یا آه دلم اثر ندارد جز عشق، جهان هنر ندارد یا دل هنر دگر ندارد؟ یا موسم صبر من…

Continue Reading...

کی باشد و کی روی تو را باز ببینم

کی باشد و کی، روی تو را باز ببینم، گلزار سر کوی تو را باز ببینم! غمگین شدم، این سرو که رفتار ندارد، کی آن…

Continue Reading...

شیخ پیمان خود اندر سر پیمانه فروخت

شیخ، پیمان خود اندر سر پیمانه فروخت، او که هشیار بد، این را ز چه مستانه فروخت؟ دانش و دین مرا در سر بازار وفا،…

Continue Reading...

دلم بسیار می خواهد ببینم دلبر خود را

دلم بسیار می خواهد ببینم دلبر خود را، ببینم دلبر خود را، به او بخشم سر خود را. هزاران فرسخ از من ظاهراً دور است…

Continue Reading...

جانی نه و سری که به پایت نهاده نیست

جانی نه و سری، که به پایت نهاده نیست؛ الحق، اصول دلبری، از این زیاده نیست. عشق تو را، به هستی عالم نمی دهم، این…

Continue Reading...

به راه عشق جان و دین و دل را همسفر بردم؛

به راه عشق، جان و دین و دل را همسفر بردم؛ دل و دین قتل و غارت شد، فقط جانی به در بردم. به میدانی…

Continue Reading...