بعد یک عمر در این خانه کسی پیدا شد

بعد یک عمر، در این خانه کسی پیدا شد. بهر تنهایی من، همنفسی پیدا شد. سال ها بود که دزدیده فغان می کردم، بازم از…

ای تودۀ نام آور ایران نهراسیم!

ای تودۀ نام آور ایران، نهراسیم! از حملۀ اردوی شریران، نهراسیم! ای کارگر نامی و دهقان مبارز، یک صف بشتابیم به میدان، نهراسیم! مردن به…

میهن افتادۀ ما باز جان خواهد گرفت

میهن افتادۀ ما، باز جان خواهد گرفت، در صف پیشین آزادی، مکان خواهد گرفت. صف کشد از هر طرف زیر لوای حزب خویش، تودۀ ما…

کارش همه ناز است چنین یار که دیده است؟

کارش همه ناز است، چنین یار که دیده است؟ نازش همه با ماست، چنین کار که دیده است؟ چون مژۀ او دشنۀ خونریز که دارد،…

سینۀ دهقان ز غصه آه ندارد؛

سینۀ دهقان ز غصه آه ندارد؛ کیسۀ دارا ز لیره راه ندارد. نعمت اشراف، در حساب نیاید، زحمت مزدور، سال و ماه ندارد. فعله که…

دل را ببین دل را ببین

دل را ببین، دل را ببین، در کوی جانان آمده. سر واژگون، تن غرق خون، افتان و خیزان آمده. خواهد که جان پیشش رود، جانان…

تو کاندر بزم وصلی درد هجران را چه می دانی

تو کاندر بزم وصلی، درد هجران را چه می دانی، تو کاندر پیش جانانی، غم جان را چه می دانی. تمام عمر خود ای خواجه،…

بستند همرهان سوی یار و دیار بار؛

بستند همرهان، سوی یار و دیار بار؛ جز من، که دور مانده ام از یار و از دیار. در آتشم ز فرقت یاران، که گفته…

آن دلبر افغان چه سلحشور برد دل

آن دلبر افغان چه سلحشور برد دل، چشم بد از او دور، که مغرور برد دل. مرغ ار شود و ماهی اگر، از مژه و…