خونابۀ این سینه ام ای یار خجندی

خونابۀ این سینه ام، ای یار خجندی، دل بوده، تو آن را به چنین روز فکندی! خوبی تو، ولی حیف که عشاق فروشی، جانانه ای،…

تاب از آتش کس اگر دور تواند کردن

تاب از آتش، کس اگر دور تواند کردن، دورم از عشق تو، ای حور، تواند کردن. تو مپندار که روزی، خطر کشته شدن سر ما،…

با دلم دوش سر زلف تو بازی می کرد

با دلم، دوش، سر زلف تو بازی می کرد، خواجه با بندۀ خود، بنده نوازی می کرد. گاه زنجیر و گهی مار و گهی گل…

گناهم چیست ای جانانه؟ می گویم نمی گوید

گناهم چیست، ای جانانه؟ – می گویم، نمی گوید. سزای عفو هستم یا نه؟ – می گویم، نمی گوید. شدم عاجز از آه و نالۀ…

عاشقم عاشق به رویت گر نمی دانی بدان

عاشقم، عاشق به رویت، گر نمی دانی، بدان. سوختم در آرزویت، گر نمی دانی، بدان. با همه زنجیر و بند و حیله و مکر رقیب…

ز شب تا بامدادان می کنم فریاد و می نالم

ز شب تا بامدادان، می کنم فریاد و می نالم. ز دست بخت بد فرجام، دارم داد و می نالم. چو بینم در قفس هم،…

خبر داری که از غم آتشی افروختم بی تو

خبر داری که از غم آتشی افروختم بی تو، در آن آتش، سر اندر پای خود را سوختم بی تو؟ به هر شهری هزاران ماهرو…

بیرون بیا ز پرده بدر این حجاب حسن!

بیرون بیا ز پرده، بدر این حجاب حسن! بگذار تا که جلوه کند آفتاب حسن. زنجیر و بند، مسلک جمهور عشق نیست، کوتاه کرد زلف…

با همه دلمردگی گر یار – یار ما بود

با همه دلمردگی، گر یار – یار ما بود، بهترین روزگاران، روزگار ما بود. ما به ضد صنف استثمارکن داریم جنگ، فعله ایم، آزادی زحمت،…