همی‌دارم از لطف تو مُلتمس

همی‌دارم از لطف تو مُلتمس که بر ما به ترکی نتازی فَرس به آزار کس ملک دنیا مگیر که دنیا نیرزد به آزار کس صبا،…

Continue Reading...

هر که بر ابروی و چشمت نگران خواهد شد

هر که بر ابروی و چشمت نگران خواهد شد عاقبت کشتهٔ آن تیر و کمان خواهد شد اگر آن روی دلارای نخواهی پوشید فتنهٔ عالم…

Continue Reading...

نو بهار است و گل و عهد شباب ای ساقی

نو بهار است و گل و عهد شباب ای ساقی خوش بود جام می و صوت رباب ای ساقی در دل غنچه نگر، روی نگار…

Continue Reading...

می کمیت باد پای تند و تیز و سرکش است

می کمیت باد پای تند و تیز و سرکش است ماه نعل تیزرو مانند آب و آتش است خال رز را گر نه از خون…

Continue Reading...

من نمی‌خواهم که چشم غیر در تو بنگرد

من نمی‌خواهم که چشم غیر در تو بنگرد چشم بد حیف است کاندر روی نیکو بنگرد باد هر موی مژه در دیده میل آتشین گر…

Continue Reading...

مگر باد صبا گوید حدیث جان به جانانه

مگر باد صبا گوید حدیث جان به جانانه که نبود شمع تابان را خبر از سوز پروانه مرا بر خاطر روشن آئینه است زنگاری که…

Continue Reading...

مرا که جام جم و گنج قباد نباشد

مرا که جام جم و گنج قباد نباشد حدیث ملک سلیمان به جز باد نباشد به سوز هجر بسازم اگر وصال نیابم که نامراد توان…

Continue Reading...

ماه است رخ یار، به ما خوش نبرآید

ماه است رخ یار، به ما خوش نبرآید سرو است قد دوست، به بر می‌ندرآید ما همچو گلش سینهٔ صد پاره نمودیم او غنچه صفت…

Continue Reading...

گل اندر دیده‌ام بی نقش رویت خار می‌آید

گل اندر دیده‌ام بی نقش رویت خار می‌آید ز هر برگ گلی بر دل مرا صد بار می‌آید خیال ابرویت در چشم من پیوسته می‌گردد…

Continue Reading...

گر چه گدای اویم در فقر پادشاهم

گر چه گدای اویم در فقر پادشاهم چشمم بریزدم خون، عرضه دهد سپاهم این دولتم بسنده است، تا روز حشر کامشب در خانهٔ سعادت آن…

Continue Reading...